جواب کارگاه نوشتن صفحه ۸۱ کتاب نگارش پایه یازدهم متن زیر را بخوانید سپس موضوع و طرح گفت و گو را معین کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

تمرین (1) متن زیر را بخوانید و موضوع و طرح گفت وگو را معین کنید.
زری آمرانه گفت: «اینجا من دستور می دهم. خانم خانه من هستم. برو اسب را از طویله درآر.»
غلام گفت: «خانم از من بشنو این کار را نکن. فکر فردا را بکن که پسرت از راه می رسد و دلش می شکند. فکر پس فردا را بکن که آقا می آید. ازشان نترس. بگو نمی دهم. فارغ! چه کارت می توانند بکنند؟»
ژاندارم گفت: «مگر تو همشهری من نیستی؟» و راه افتاد.
غلام پرسید: «کجا می روی؟»
ژاندارم پرسید: «می روم طویله.»
غلام گفت: «همشهری ام هستی، باش. جرت داری پایت را به طویله بگذار.»
ژاندارم گفت: «تفنگم را نیاوردم. حالا می روم می آورم.»
غلام با ژاندارم دست به یقه شد و داد زد: «حالا تفنگت را به رخ من می کشی؟ مگر تو همان کسی نبودی که شب ها می رفتی مرغ دزدی؟»
عمه خانم غلام را صدا کرد و آهسته گفت: «غلام، جد نکن. خان کاکا قول داده. فعلا اسب را بده ببرد. من فکر خوبی کرده ام به شرطی که هنوز خسرو برنگشته، اسبش اینجا باشد.»
غلام رفت و اسب را از طویله درآورد و افسارش را داد دست ژاندارم. زری احساس کرد که انگار تمام جلا و رنگ باغ را برده اند.
سووشون، دانشور

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : تمرین (1).
موضوع: اسب.
زری و غلام طرح گفت و گو: صحبت بر سر دادن یا ندادن اسب به ژاندارم.
غلام و ژاندارم طرح گفت و گو: دعوا بر سر رفتن به طویله و گرفتن اسب.