انشا صفحه ۹۲ کتاب نگارش هشتم پایه هشتم درس هشتم کتاب از نگاه نویسنده یکی از خوشه های نمودار زیر را انتخاب کنید و از نگاه او متنی درباره کتاب بنویسید دگرگونه ببینیم گونه گون بنویسیم از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا کتاب از نگاه نویسنده

انشا صفحه 92 کتاب دیدگاه نویسنده نگارش هشتم

با سلام خدمت شما عزیزان در این مطلب برای شما جواب صفحه 92 کتاب نگارش پایه و کلاس هشتم با عنوان یکی از خوشه های نمودار زیر را انتخاب کنید و از نگاه او متنی درباره کتاب بنویسید در ادامه مطلب قرار خواهیم داد برای دریافت انشا راجب این موضوع به ادامه مطلب مراجعه کنید.

انشا درباره کتاب از نگاه نویسنده

مقدمه

بنام خداوند خالق قلم قلم در دست میگیرم وبر قلب کاغذ میفشارم .. در دنیای امروزی ما مشاغل مختلفی وجود دارد که هر یک طرفداران مخصوص به خود را دارد مشاغلی مانند نویسندگی ، پزشکی ، معلمی ،مهندسی و…

بدنه

من یک نویسنده هستم ، همیشه وقتی می خواهم شروع کنم به نوشتن کنم در بالای صفحه مینویسم به نام نامی نامها که نامش خوشترین نام است وبعد بقیه متن را مینویسم تا در آ خر به کتابی تبدیل شود .
به نظر من کتاب یعنی دفترچه ای مملواز افکار نویسنده اش ، کلماتی که در کنار یکدیگر به مهمانی کتاب شدن دعوت میشوندو در این مهمانی هریک نقشی راایفا می کنند و به مهمانی معنا می دهند .
کتاب یعنی افکاری که همراه عشق از روح نویسنده اش بر قلب کاغذ جاری می شودو گاهی آنقدر این عشق عمیق است که خواننده را مجذوب خود میکند وتا ان را به پایان نرساند دست از کتاب بر نمیدارد .
گاهی حین نوشتن چشمانم را می بندم و اجازه می دهم کلمات بدون دخالت من خود در دنیای کوچکشان جایگاهشان را بیابند و آنچه می خواهند را بسازند ، کتابی بسازند که بتوانند یاری مهربان برای انسانها باشند .
کتاب مجموعه ای از حرفهایی است که شاید هرگز شنیده و دیده نشود.
کتاب یعنی رفیقی که برایش فرقی نمی کند که تو فقیری یا ثروتمند ، پیری یا جوان خوش چهره هستی یا نه ،در هر شرایطی که قرار داشته باشی در کنار تو خواهد ماند تا زمانی که طالبش باشی
کتاب بهترین همدم تو خواهد بود چه زمانی که آن را می نویسی ، چه زمانی که آن را میخوانی و چه زمانی که به آن اهمیت نمی دهی .
کتاب رفیقی است که بدون هیچ چشم داشتی بر علم وکمالات تو می افزاید .کتاب فقط از تو یک چیز میخواهد اینکه اندکی از دنیای مجازی فاصله بگیری و به کلماتی که گاهی بالبخند ، گاهی با اشک وبغض نوشته شده است جان بسپاری و ر هسپار رویا شوی واین در برابر زحمات نویسنده و یا ر گرانقدرت یعنی کتاب خواسته چندان بزرگی نیست .

نتیجه گیری

به امید روزی که همه انسانها یاد بگیرند لمس صفحات درختی کتابرا وهمنشینی با این یار مهربان را.

امیرحسین صفایی :‌یاد بگیرند و همیشه قدر آن تنها یک صفحه را تا آخر عمر بدانند.