تصویر نویسی انشا آزاد درس هفتم صفحه 84 و 85 کتاب نگارش هشتم

امین

هرکسی اینجا اومده از جمله خودم بیخود کرده بره خودش فکر کنه بنویسه😂.اونایی که میگن اومدیم موضوعو درک کنیم اینم ی جورایی کپی محسوب میشه😂😂

ارزو

بابا اینا چیه همش تکراری هر سایتی میزنی همینهیه ذره متنوع

ناشناس

همین انشا نمینویسی که حوصله رو با سین نوشتی

نویسنده

تصویر اول :دیگر باید از انجا کوچ می کردند انجا امن نبود گرگ ها به گوسفندانشان حمله کرده بودن و چند تا از انها رو خورده بودند انها به راه افتادن و حرکت کردند به سوی روستایی به نام مینا آباد هنوز چند ساعتی از راه مانده بود کودکان شیر خوار دیگر ارام نشدند شاه غلام گفت رسیدیم رسیدیم یک سگ جلوی گله ی گوسفندان و گوسفندان هم به دنبال او راه افتاده بودند.خلاصه :هر دو راه میورند و یک روزی به مقصد میرسند

نویسنده

هر دو تصویر نشانه شکوه و امید عشق این مردمان است آری ایرانیان چه محلی و چه اقوام دیگر در هر پوششی با ارزش و گرامی هستندیلدا حیدری

صفحه ۸۴ و ۸۵ و ۸۶ نگارش هشتم تصویر نویسی انشای آزاد درس هفتم کتاب نگارش هشتم کلاس و پایه هشتم تجربی انسانی ریاضی از سایت نکس لود دریافت کنید.

تصویر نویسی انشا آزاد درس هفتم نگارش هشتم

تصویر نویسی درس هفت کتاب نگارش هشتم

تصویر شماره 1

گله ی گوسفند ها با همراهی سگ گله که جلودار گله است در بیابان بی آب و علف با رهبری صاحبان خود که سوار بر اسب ها، یکی نوزاد کوچکش را به کول خود بسته است. دونفر دیگر او را در آغوش گرفته و مردی که با لباس بختیاری خود و اسلحه ی آویزان بر دوش خود جلو دار و رهبری کل کاروان را بر عهده گرفته تا در صورت خطر و حمله ی گرگ ها و دزدان از کاروان و گله ی خود محافظت کند و اما این کاروان به قصد سفر یا مهاجرت با کوچ و بار و بندیل خود از میان دشت و بیابان و کوه گذر می کنند و تمام سختی های راه را برای مقصد خود می رسانند

تصویر شماره 2

اما تصویر شماره دوم دو زن سوار بر اسب را نشان می دهد که لباس های زیبا و خوش رنگی را بر تن کرده اند و هر کدام فرزند خود را در آغوش گرفته اند و مرد به همراه پسر بزرگ خود که در آینده جایگزین مرد خانواده می شود به همراه پدر خود جلودار راه می رود و بار و بندیل خود را به همراه اسب و خر و بز و گوسفند و بره ی خود با خود همراه نموده اند و به قصد سفر یا مهاجرت در کادر تصویر کوچ می کنند.

تصویر نویسی عکس بالا

بنام خداوندی که انسان را آفرید و به او گفت در زمین گردش کنید و از احوال گذشتگان آگاهی یابید و بنگرید عاقبت کسانی که قبل از شما زندگی کرده اند چگونه بوده است و از تجربیات آنها استفاده کنید.
انچه در تصویر بالا در ذهن انسان تداعی میشود ابتدا زندگی عشایری است که با اسبها و دامهای خود در حال حرکت هستند .همیشه عشایر را مردمانی مهربان، و با صفا تصور می کنیم که تصویر به طور واضح نشان دهنده این مسئله است زیرا مردان را می بینیم که پیاده هستند و زنان و کودکان سوار برا سب هستند .
عشایر هر سال از منطقه سرد به منطقه گرم یا به اصطلاح از قشلاق به ییلاق می روند ، در اینجا مشخص است که فصل کوچ است و دامها پروار شده اند و برای استراحت زمستانی عازم هستند . سگهای گله یار همیشگی این مردمان مومن را می بینیم که در جلوی گله در حال حرکت هستند تا مواظب گوسفندان باشند و از آنها در مقابل حمله احتمالی گرگها محا فظت کنند .
در یکی از این تصاویر یکی از مردان را می بینیم که اسلحه به دوش گرفته است که شاید برای دفاع در مقابل راهزنان ویا برای دفاع در مقابل حیوانات وحشی و درنده مانند ببر ، پلنگ شیر و یا غیره از آن استفاده می کند .
در این تصویر میتوان شتاب و عجله را به طور واضح دید که همه در حال حرکت سریع هستند که شای بخاطر این باشد که اینها از غافله عقب مانده اند و باید به سرعت خود را به بقیه عشایر برسانند زیرا عشایر همیشه به صورت دسته جمعی کو چ می کنند.
در این تصویر ما شاهد لباسهای زیبای این مردم نیز هستیم که همگی نو و دارای رنگهای شاد وروشن هستند که شاید به نظر برسد که به جشن عروسی نیز دعوت شده اند . و اینها همه نشان دهنده شادبودن و زنده دلی این عزیزان است .
ما در پشت اسبها ی اینان زینهایی را می بینیم که نشان دهنده هنر دستی این مردمان سخت کوش است که در اوقات فراغت به کار بافت فرش و گلیم و قالیچه و غیره می پردازندکه در جاهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرند.
عشایر واقعا مردمانی مهربان ، سلحشور، خونگرم،هنرمند وعاری از دغدغه های روزمره هستند آنان سادگی را مایه مباهات خود و کار را باعث عزت وشرف خود می دانند و به دور از زرق وبرق های جامعه صنعتی مشغول به زندگی هستند و سخت کوشی و تلاش و زندگی سرشار از مهر ومحبت و با هم بودن را با هیچ چیز عوض نمی کنند ما باید این مردمان درود بفرستیم و همیشه به یاد آنان باشیم و برای سلامتی آنان وهمه هم وطنانمان دعا کنیم.

تصویر نویسی عکس پایین

آ نچه در تصویر پایین میبینم بی ارتباط با تصویر بالا نیست در اینجا ی: آ قایی را می بینیم که با لباس سفید ودر کنار اسب ایستاده است احتمالا ایشان داماد هستند و این مراسم ، مراسمی است که به آن عروس بران می گویند یعنی خانواده واقوام داماد برای بردن عروس آمده اند زنان را می بینیم که با لباسهای شاد ومحلی در این مراسم حاضر هستند .
در اینجا فصل کار و کوشش است و این مراسم یکی از مراسمی است که در فصل گرما انجام میشود .
یکی از چیز هایی که در این مراسم دیده می شود و تقریبا یکی از لوازم اصلی زندگی این مردم است اسب است که همه خانوده ها یک یا چند اسب دارند که برای اهداف مشخصی ار آن استفاده میکنند . در عروسی و در مراسم عزا و کوچ وشکار از این حیوان نجیب استفاده می شود . در بعضی از مسابقات هم ممکن است از این حیوان با وفا استفاده شود.
این تصویر نشان دهنده این هم میتواند باشد که برای مراسم خواستگاری آمده اند و آدرس را گم کرده اند و همه در تلاش و جستجو براییافتن منزل عروس می باشند و منتظر هستند کسی بیاید و آ نان را تا خانه عروس همراهی کند .
به هرحال این تصویر نشان دهنده این است که او ضاع و احوال مرتب است و همه چیز عالی است و مردم از کوچ برگشته اند و گوسفندان خود را به قیمت خوبی نیز فرو خته اند و لباسهای نو خود را پوشیده اند و به استقبال سال نو میروند .
انشاءالله سال نو سال خوبی توام با خیر و برکت برای همه هموطنان عزیزمان باشد .

انشا درباره تصویر نویسی صفحه 84 نگارش هشتم

تصویر اول : تابستان سوزان فرا رسیده است و باری دیگر عشایر مجبور به کوچ به ییلاق شده اند. این گرما برای افراد قبیله غیر قابل تحمل است و همه را کسل کرده است. اسب ها تشنه اند و دیگر نای راه رفتن را ندارند. بز ها و حیوانات دیگر از شدت خستگی نمی توانند جلوتر از قبیله حرکت کنند. این گرما حتی مرد پر ابهت قبیله را نیز آزار می دهد. اما ذره ای از ابهتش را کم نمی کند. این پوست سیاه رنگ و سوخته ی مردم قبیله ثمر تابستان های گرم در بیابان های عربستان است. مرد نمدی به سر سیاه پوشیده است و غافل از اینکه این لباس های سیاه باعث جذب گرمای بیشتری می شود. مرد برای اطمینان بیشتر تفنگی برای محافظت از قبیله همراه خود دارد.

تصویر دوم : فصل زمستان فرا رسیده است و عشایر باری دیگر در حال کوچ کردن به قشلاق هستند. طبیعت جامه سفید به تن کرده است. گوسفندان و بز های قبیله نیز با طبیعت یکدست شده اند و جلوتر از قبیله حرکت می کنند. مرد قبیله جامه ی سفید پوشیده است و بااستوار و ابهت گوسفندان و بزها را کنترل می کند همچنین از خانواده اش محافظت می کند. اسب ها شاد و سرحال هستند و برای رسیدن بهار لحظه شماری می کنند. پسر کوچک قبیله نیز ابهت را از پدرش به ارث برده است زیرا از همین کودکی احساس مسولیت می کند و پا به پای پدرش برای محافظت از خانواده تلاش می کند. نوزاد نیز با خوشحالی بقیه خوشحال است و با کوبیدن دستانش به هم تلاش می کند خوشحالی خود را نشان دهد. کل های روی لباس محلی زنان دست به دست طبیعت داده اند و سفید پوش شده اند. در گوشه ای دیگر تعدادی اسب در حال حمل مقداری وسایل هستند. مرد برای محافظت از قبیله چوبی را همراه خود دارد.

جواب دانش آموزان در نظرات پایین سایت

پریچهر : تصویر اول :
از کوچک تا بزرگ، سوار بر اسب ها شده و بیایان ها را طی می کردند، مقصد مشخصی نداشته اما، بچه ها را بر آغوش اسب های خسته و تشنه گذاشته و به راه افتاده بودند.
گویا که، برای همیشه می روند ، زیرا، از بره ها گرفته تا سگ گله را به همراه داشته و باهم می رفتند.
پالون های دست دوز و زیبایشان، در آن کویر تشنه و زشتی تنهایی، بازهم به چشم آمده و خود نمایی می کرد، مردی با لباس مشکی، در ابتدا ایستاده و در پی هدایت آن ها بود، به کجا؟ آن را دیگر خدا داند. زن های خسته و تشنه ای که نای هدایت اسب ها را نداشته و از درون بدنشان، فریاد گرسنگی گوش را کر می کند.
تصویر دوم:
اسب های آماده شده، تمیز، زیبا و سیراب، بانو های با کمالاتی را بر دوش گرفته و پا به حرکت می رقصاند، بانو هایی که با لباس های هزار رنگ و زیبا، کودکان تپل و سر حال را به آغوش گرفته و دست بر یال اسب های زیبا می کشند.
گوسفندان و بزغاله هایی که در گوشه مشغول حرکت بوده و تمیز و سیر هستند و در هر کنجی پی تکه نان و غذایی نگشته و مردی سفید پوش که به همراه فرزندش هدایتشان می کند، در این قبلیه، خبری از گرسنگی و تشنگی، بی پولی و خستگی نبوده و حتی این سفر ها، لذت بخش نیز بوده و حال و هوایشان را تغییر می دهد.

نویسنده : دراین مکان هوا بسیار سرد است کودکان احساس سردی می کنند هرچه زودتر باید کاروان خودرا به مکان اصلی برسانند.

سارا تکریمی : تصویر اول: بیابان بی آب و علف برای اهالی کاروان خودنمایی می کند و می فهماند که با او به این سادگی برخورد نکنند چرا که او رازهای نهفته ای از آنان و مه و خورشید و فلک در دل جای داده است.

نویسنده : تصویر اول ایل به همراه چادر شبهاو بار و بندیل و اسباب زندگی رابه همراه گله گوسفندان و بز هلدر حال کوچ از سرزمینی گرمسیر به سردسیر است که در پی یافتن چراگاه و چرایی بهتر دام های خودرنج بار سفر را به دوش کشیدهو با تمام اهل منزل در حال حرکت به سرزمین خوش آب و هواتری دارای مراتفی بهتر و بیشتر باشد هستند.

نویسنده : هوا گرم و خشک بود همگی کاروان به سمت کلبه چوبی میرفتیم تا از آسیب گرگ ها و حیوانات درنده در امان باشیم. دیگر توان و انرزی اسب سیاه گله از پا در رفته بود همگی در عذاب اینکه نکند حمله ی گرگ ها صورت بگیرد ناراحت بودند……

آلارا یوسفی : هر دو تصویر به کمک هم میخواهند به هدف خود برسند و از همدیگر حمایت و محافظت میکنند در برابر مشکلات.

نویسنده : تصویر اول: تابستان گرمی بودوبار دیگر عشایر مجبور به کوچ به ییلاق ها شده اند.گرمابسیار طاقت فرسا است و برای افراد قبیله غیر قابل تحمل است.

درسا :‌ اقوام‌ عشایر فارس مثل ماچانلو ها و باصری ها و… البته این تصاویر مربوط به دوره قاجار هستند.

نویسنده :‌ تصویر اول :دیگر باید از انجا کوچ می کردند انجا امن نبود گرگ ها به گوسفندانشان حمله کرده بودن و چند تا از انها رو خورده بودند انها به راه افتادن و حرکت کردند به سوی روستایی به نام مینا آباد هنوز چند ساعتی از راه مانده بود کودکان شیر خوار دیگر ارام نشدند شاه غلام گفت رسیدیم رسیدیم یک سگ جلوی گله ی گوسفندان و گوسفندان هم به دنبال او راه افتاده بودند.خلاصه :هر دو راه میورند و یک روزی به مقصد میرسند.

پرنسس : بهت توصیه میکنم بشینی کتاب بخونی و هر چی دوس داری بنویسی انشا هم خوبه هم بهت کمک میکنه تا فکر کنی و بتونی در اینده برای همه ی مشکلاتت با فکر راه حل پیدا کنی وهم
به درست نوشتنت کمک میکنه
امیدوارم از این به بعد حوصله انشا نوشتن داشته باشی.

نویسنده : دوم *این هوا تابستانی است ومردان و زنان عرق می کنند وبا پای خود به مقصد می روند اینجا هیچ آبی پیدا نمی شود که قابل خوردن باشد بچه ها گریه می کنند و خسته شده اند وگوسفندان و اسب ها گرسنه هستند وجب می خواهند اسب ها از خستگی ناله می کنند

ناشناس : انشا نوشتن باعث می شه آرامش بگیری البته نوشتن باعث می شه آرامش بگیری نه انشا نوشتن و باعث می شه بفهمی کجا چه کلمه ای رو به کار ببری و یادبگیزی چه طوز کلمات رو بنویسی یکی از نشونه هایی که انشات رو باعشق و علاقه نمی نویسی و غلط داری نوشتن حوصله با س هست.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
علی 15 ساعت قبل
2

میگم داداش نمیخوایی بزاری بگو مردمو چرا گیر اوردی.

0
نویسنده 15 ساعت قبل

تو خودت الان چند تا غلط املایی داشتی برا ما لفظ نیا

0
دختر تنهای غروب 15 ساعت قبل

سلام این انشا ها واقعا خوب هستند به درد وقت هایی میخورن که اصلا حوصله ی انشا نوشتن را نداری 😂😎

شایلین 15 ساعت قبل
4

من مو خوام سریع تر صفحه ی هشتادو چهارو

مهشید 15 ساعت قبل
12

بد نبود مرسی انشای کل کلاس مثل من بود چغدر فعالیم ما 😊😊

0
:) 15 ساعت قبل

😂😂😂😂😂😂😂

روژینا 15 ساعت قبل
2

این انشا در حد یه بچه ی کلاس اولیه هنه ی فعل و فاعل ها از دم غلطه خب چه کاریه خودم مینویسم الکی بشینم براش وقت بزارم درستش کنم آخرشم هیچی به هیچی

0
ناشناس 15 ساعت قبل

وای پس تو تیزهوشی

صبحان 15 ساعت قبل
4

خوب بود….بد نبود..به دردوقتایی میخوردکه حال نداری انشابنویسی دراین مواقع کمکم میکنه😊😂

تینا 15 ساعت قبل
12

خیلی خوب بود قربون دستتون من یکی از این دانش اموزانی هستم ک اصلا حوصله انشا ندارم ولی بعضی وقتا معلمم میفهمه انشاهایم را از اینترنت سرچ میکنم😂😂😂😂😂ممنونم❤❤❤

Raha 15 ساعت قبل
9

عالی بود،مرسی😊ولی چه بخوای چه نخوای آخرمعلم میفهمه،باید سرشو،شیره بمالی مثل من😉😉😄😄💪

۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰ 15 ساعت قبل
1

خوب بود چون این تصاویر به هم خیلی نزدیک بودن وتقریبا معنا یکسانی داشتند خیلی کمک گرد که تفا وتشو بهتر بفهمم

ترانه 15 ساعت قبل
1

خوب بود وقتی خوندم کمکم کرد تا چیزای بهتری به یادم بیاد و بتونم بهنر بنویسم.

ارزو 15 ساعت قبل
43

بابا اینا چیه همش تکراری هر سایتی میزنی همینهیه ذره متنوع

ناشناس 15 ساعت قبل
0

عالی بود ممنون

بهار 15 ساعت قبل
2

واقعا خوب بود مطالبش بدرد خورد دستتون درد نکنه👏👏👏👏

وانیا 15 ساعت قبل
6

خوب بود کاش بند بندی هم می کرد

ناشناس 15 ساعت قبل
31

همین انشا نمینویسی که حوصله رو با سین نوشتی

0
مبینا 15 ساعت قبل

خیلی عالی و قشنگ بود مرسی ازتون ممنون

بتچه 15 ساعت قبل
17

خیلی افتضا

زهرا 15 ساعت قبل
8

عالی

0
کرانچی فلفلییی 15 ساعت قبل

عه ترک سن؟😄

درسا 15 ساعت قبل
1

اقوام عشایر فارس مثل ماچانلو ها و باصری ها و…البته این تصاویر مربوط به دوره قاجار هستند

0
امیر 15 ساعت قبل

این اقوام اقوام ترک قشقایی عشایر نشین هستند از لباس و کلاهی که به اصتلاح ما ترکا دوگوش هست میتونی مشاهده کنیی

مبینا 15 ساعت قبل
4

خوب بود اما یکم کوتاه بود ولی در کل خوب بود

8
😍😍 15 ساعت قبل

بله درسته

یه بنده خدا 15 ساعت قبل
3

هر دو را باید بنویسیم

😎شکلات😍 15 ساعت قبل
28

مارو نگاه میخایم از کجا کمک بگیریمنویسنده هاتون از ما بدترن ک یکم ادبی و عاطفی تر بنویسن خوب میشع

14
پرنسس 15 ساعت قبل

👍👍👍

0
امید رضا 15 ساعت قبل

درسته😀😇😇🙃🙂🙂

0
m.m.h 15 ساعت قبل

والا بخدا

ناشناس 15 ساعت قبل
3

عالی بود👌👌ممنون😘😘😍😍❤❤

نویسنده 15 ساعت قبل
0

عالییییییییی بود 👍👍👍👍👍👍

نویسنده 15 ساعت قبل
6

خوب بود از نظر من عالی بود ولی فقط برا اونایی خوبه که وقت ندارن بنویسن و دبیر بهشون فرصت نداده وگرنه آدم همیشه خودش باید فکر کنه و بنویسه 😊🙂

نویسنده 15 ساعت قبل
30

تصویر اول :دیگر باید از انجا کوچ می کردند انجا امن نبود گرگ ها به گوسفندانشان حمله کرده بودن و چند تا از انها رو خورده بودند انها به راه افتادن و حرکت کردند به سوی روستایی به نام مینا آباد هنوز چند ساعتی از راه مانده بود کودکان شیر خوار دیگر ارام نشدند شاه غلام گفت رسیدیم رسیدیم یک سگ جلوی گله ی گوسفندان و گوسفندان هم به دنبال او راه افتاده بودند.خلاصه :هر دو راه میورند و یک روزی به مقصد میرسند

حدیث 15 ساعت قبل
11

عالییییی💞💞💞💞💞💞💞💞💋💋💋💋💋💋💋💕💕💕💕💕💕

اسمان 15 ساعت قبل
6

خوب بود

پرنسس 15 ساعت قبل
-1

بهت توصیه میکنم بشینی کتاب بخونی و هر چی دوس داری بنویسی انشا هم خوبه هم بهت کمک میکنه تا فکر کنی و بتونی در اینده برای همه ی مشکلاتت با فکر راه حل پیدا کنی وهمبه درست نوشتنت کمک میکنه

0
🙂 15 ساعت قبل

عالی بود

پرنسس 15 ساعت قبل
4

بهت توصیه میکنم بشینی کتاب بخونی و هر چی دوس داری بنویسی انشا هم خوبه هم بهت کمک میکنه تا فکر کنی و بتونی در اینده برای همه ی مشکلاتت با فکر راه حل پیدا کنی وهمبه درست نوشتنت کمک میکنهامیدوارم از این به بعد حوصله انشا نوشتن داشته باشی

0
سارا سالحی 15 ساعت قبل

بله کاملا درسته و بنده الان با خوندن پیام شما منصرف شدم از کپی کردن برای انشای مدرسم

مهسا 15 ساعت قبل
0

خیلی خوبه👏👏👏

ترنم 15 ساعت قبل
6

اره😜😜😜😜😜

ناشناس 15 ساعت قبل
3

خوب بود.ممنونم

5
ابول 15 ساعت قبل

عالی دست مریزاد

Maleki 15 ساعت قبل
9

خیلی خوب بودممنونم

0
ناشناس 15 ساعت قبل

خیلی انشاهای عالی بود و از همه میتونیم ایده بگیریم ممنون

نویسنده 15 ساعت قبل
14

لطفا درس هارا کامل در این سایت بگذارید ممنون❄❄❄❄❄

مبینا 15 ساعت قبل
0

عالی

دانیال بذلی 15 ساعت قبل
10

خیلی عالی است مطالبتون

ناشناس 15 ساعت قبل
3

عالیییییییییییی بود خیلی زیبا بود

مبینا 15 ساعت قبل
20

بسیار عالیی👏👏👏👌👌👌

Mahshid 15 ساعت قبل
11

به نظر من برای کسایی که قصدشون رونویسی یا کپی کردنه خیلی هم زیاد بود واز سرشونم زیاد بود ولی برای کسایی که میخواستن موضوع رو متوجه بشن عالییییییی بود خیلییی خوب بود من که واقعا راضی بودم.ممنونننن.😍😄

4
هستی 15 ساعت قبل

عزیزم کپی که نه به عنوان ایده میشه حسابش کرد و عالییییییییی بود مرسی

0
رضا 15 ساعت قبل

تو غلط میکنی زر میزنی

0
ناشناس 15 ساعت قبل

از کجا معلوم خودت جز این افرادی😒😏

Zahra 15 ساعت قبل
11

خیلی خوبهعالیههههههههه♥♥♥♥♥

0
Fatemeh 15 ساعت قبل

خیلی خوب بود ممنونم

نویسنده 15 ساعت قبل
21

البته بسیار زیبا و جذاب هم بود و می تونه کمک کنه انشا بهتری بنویسم و تصویر رو درک کنیمباز هم نرگس🤗

علی mmmmmmm 15 ساعت قبل
2

بسیار زیاد عالی 😎😎👌👌👍👍🙉

0
ناشناس 15 ساعت قبل

خوب

ناشناس 15 ساعت قبل
6

انشا خوبی بود ممنون

نرگس 1399 15 ساعت قبل
5

انشا خوبی بود ممنون###############################

مهدی 15 ساعت قبل
20

خیلی عالی

0
خردرخر 15 ساعت قبل

خری

نویسنده 15 ساعت قبل
0

خوب بود

زینب 15 ساعت قبل
0

عالی بود واقعا خوب بود

Reyhne 15 ساعت قبل
0

عالیه خیلی به من کمک کرد 🌷🌷🌷

به نام خدا 15 ساعت قبل
7

خیلی خوب بود

ناشناس 15 ساعت قبل
11

مغز درسته نه مقز

0
ادناز 15 ساعت قبل

مغز

ناشناس 15 ساعت قبل
2

به خوبی اتفاقاتی که در تصویر رخ داده است را بیان کرده است

0
آیسودا جان 15 ساعت قبل

آره واقعا

ناشناس 15 ساعت قبل
3

عالیه بود ممنون

نسیم 15 ساعت قبل
14

عالیه ولی مشکلی که داره اینه که طبقه بندی نداره و معیار نوشتاری رعایت نشد و همچنین باید هر دو تصویر در امیخته با یکدیگر میشد.باز هم ممنون از انشا خوبتون

محمد 15 ساعت قبل
9

به نظر من عالی بود.البته برای متوجه شدن موضوع نه برای کپی کردن.دست نویسنده اش درد نکند💐🌷

امین 15 ساعت قبل
71

هرکسی اینجا اومده از جمله خودم بیخود کرده بره خودش فکر کنه بنویسه😂.اونایی که میگن اومدیم موضوعو درک کنیم اینم ی جورایی کپی محسوب میشه😂😂

2
Zahra 15 ساعت قبل

دقیقا🤣🤣🤣

0
بنی 15 ساعت قبل

Nice

0
... 15 ساعت قبل

🤣🤣👍👍دمت گرم

0
ناز 15 ساعت قبل

👍👍

0
امیر 15 ساعت قبل

خودت اینجا چکار می کنی پس

1
رزا 15 ساعت قبل

حالا میمردی به رومون نیاری 😂🤣

5
سودا محمدی 15 ساعت قبل

واقعاً زدید به هدف😂😂

1
Parsa 15 ساعت قبل

ما که تو کلاسمون چهار پنج تا فضول داریم از هرجا کپ بزنیم میرن به معلم میگن، هعی ¬_¬

0
امیرعباس چنعانی 15 ساعت قبل

آفرین بر صداقتت …درود بر شرفت😂😂😂

0
ستایش 15 ساعت قبل

نکته فوق العاده مهمی بود😉😂

فاطمه 15 ساعت قبل
0

خیلی خوب بود ممنونم👍👏😍

هدی😊 15 ساعت قبل
29

ممنون خوب بود .

0
خیلی خوب بود 15 ساعت قبل

فدای همتون

نگین 15 ساعت قبل
11

متشکرم بابت این انشای زیبا

0
ناشناس 15 ساعت قبل

قربونت بشم

نویسنده 15 ساعت قبل
29

هر دو تصویر نشانه شکوه و امید عشق این مردمان است آری ایرانیان چه محلی و چه اقوام دیگر در هر پوششی با ارزش و گرامی هستندیلدا حیدری

0
سجادمیرزایی 15 ساعت قبل

عالی

1
مدیر سایت فارسروید 15 ساعت قبل

عزیزم مطبت باید طبقه بندی باشهتا بازدید کنندگان سایتت هم بیشتر باشهاین نوشته ای که شما در سایت گذاشتید بدرد عمتون میخوره😂😂

-1
مهسام 15 ساعت قبل

ممنون

نویسنده 15 ساعت قبل
0

؟؟؟

نویسنده 15 ساعت قبل
0

مقدمه انشا چیست یا نتیجه ؟

ناشناس 15 ساعت قبل
0

خوبه ممنون

نویسنده 15 ساعت قبل
0

در تصویر اول دو زنسه تا زن هست که دوتاشون بچه هاشون تو آغوششون هست و یک مرد پیاده می روددر تصویر دوم دو تا زن هست که تو آغوششون است ، و بر پشت اسب هستن ، یک بچه و یک مرد هم پیاده می روند .

نویسنده 15 ساعت قبل
0

…..

setareh 15 ساعت قبل
0

چجور نویسنده ای هستی که مغز رو مقز مینویسی

Haly 15 ساعت قبل
0

Good 👍

سارینا 15 ساعت قبل
0

عالیی ممنونم 👏

پروانه شاهی 15 ساعت قبل
1

هیچ خوب نبود

sahar 15 ساعت قبل
0

خوب نیست ،، بچگانس 👎🏻

ناشناس 15 ساعت قبل
1

عالی بودممنون از زحماتتون

نویسنده 15 ساعت قبل
0

بله

مبینا 15 ساعت قبل
0

احسنت عالی بود

نویسنده 15 ساعت قبل
0

تالق

مهناز 15 ساعت قبل
0

خوب بود و جالب…

احمد 15 ساعت قبل
0

عالی بود

Taraneh 15 ساعت قبل
0

ممنونم خوبه

فاطمه 15 ساعت قبل
0

چرا شعر ننوشتید

. 15 ساعت قبل
0

عالیه

ناشناس 15 ساعت قبل
0

خیلی بد نوشته بودید ☹️😐💔

Hani 15 ساعت قبل
0

من ک کلا چیزی متوجه نشدم متاسفانه

مهتا 15 ساعت قبل
0

😂مردم دیوونه شدن

نویسنده 15 ساعت قبل
0

نیکا: تصویر اول.یک تابستان گرمی است وعشایربایدبه جای سردبروندواین گرمابسیارطاقت فرساست و این گرمابرای قبیله غیرقابل تحمل است،

کسرا😎 15 ساعت قبل
0

خوبع بد نیس😊

امیر 15 ساعت قبل
0

این اقوام اقوام ترک قشقایی عشایر نشین هستند از لباس و کلاهی که به اصتلاح ما ترکا دوگوش هست میتونی مشاهده کنیی

امیر 15 ساعت قبل
0

عکس پایین عکس عشایر نشینان ترک قشقایی هست که هم از لباس زیباشون معلومه هم از کلاهی که مردان در عکس بر سر خود گذاشته اند که به اصتلاح ما ترکا دو گوش هست❤

نویسنده 15 ساعت قبل
0

۸۸

ابوذر بهمنی 15 ساعت قبل
0

واقعا ممنون خیلی خوبه

نویسنده 15 ساعت قبل
0

اا

مصطفی ذاکری کردری 15 ساعت قبل
0

عالی

فاطمه نیرومند 15 ساعت قبل
0

خوبه

رضا 15 ساعت قبل
0

وای معلم ناشتا بیان کپی کننن

رضا 15 ساعت قبل
0

واس معلما نذاشته بیان کپی کننن

خوبه 15 ساعت قبل
0

خوبه

فرهانه 15 ساعت قبل
0

سلام ممنون از سایت تون خب و بود ولی مطالب ها کم بود لطفا زیاد کنید ممنون . 😊😊

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

در ذهنم اتفاقات مرور شد .. دشمنان لشکر بعث به دهکده ما هجوم اورده بودند و ما نیز مجبور به فرار بودیم تا که رزمندگان با خیال راحت و بدون دقده داشتن آنکه کودک یا زنی اسیب ببیند به جنگ ادامه دهند ..

فاطمه سادات حسینی 15 ساعت قبل
0

سلام ممنون از انشاهای خوبتون من انشاهاتون رو قبل از اینکه بخونم خودم مینویسم بعد میام میبینم ایا مثل اینجا هست یانه واقعا خیلیییییییی ممنونم

فاطمه باقری 15 ساعت قبل
-1

عالی یود ممنونم ازتونخیلی به دردم خورد

فاطمه باقری 15 ساعت قبل
-1

عالی بود ممنونم ازتون

عرفان افسر 15 ساعت قبل
-1

خوب

سید میثم زینال پور قریشی 15 ساعت قبل
-1

بله خیلی عالیه ممنونم از کمکتان

ناشناس 15 ساعت قبل
0

با گوسفند به خواستگاری رفتن!

شایان 15 ساعت قبل
0

عالیییی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

دوم *این هوا تابستانی است ومردان و زنان عرق می کنند وبا پای خود به مقصد می روند اینجا هیچ آبی پیدا نمی شود که قابل خوردن باشد بچه ها گریه می کنند و خسته شده اند وگوسفندان و اسب ها گرسنه هستند وجب می خواهند اسب ها از خستگی ناله می کنند

محمد 15 ساعت قبل
0

عالی

ناشناس 15 ساعت قبل
0

گله ی گوسفند ها با همراهی سگ گله که جلودار گله است در بیابان بی آب و علف با رهبری صاحبان خود که سوار بر اسب ها، یکی نوزاد کوچکش را به کول خود بسته است. دونفر دیگر او را در آغوش گرفته و مردی که با لباس بختیاری خود و اسلحه ی آویزان بر دوش خود جلو دار و رهبری کل کاروان را بر عهده گرفته تا در صورت خطر و حمله ی گرگ ها و دزدان از کاروان و گله ی خود محافظت کند و اما این کاروان به قصد سفر یا مهاجرت با کوچ و بار و بندیل خود از میان دشت و بیابان و کوه گذر می کنند و تمام سختی های راه را برای مقصد خود به جان می خرند.

ناشناس 15 ساعت قبل
0

گله ی گوسفند ها با همراهی سگ گله که جلودار گله است در بیابان بی آب و علف با رهبری صاحبان خود که سوار بر اسب ها، یکی نوزاد کوچکش را به کول خود بسته است. دونفر دیگر او را در آغوش گرفته و مردی که با لباس بختیاری خود و اسلحه ی آویزان بر دوش خود جلو دار و رهبری کل کاروان را بر عهده گرفته تا در صورت خطر و حمله ی گرگ ها و دزدان از کاروان و گله ی خود محافظت کند و اما این کاروان به قصد سفر یا مهاجرت با کوچ و بار و بندیل خود از میان دشت و بیابان و کوه گذر می کنند و تمام سختی های راه را برای مقصد خود به جان می خرند.

نویسنده 15 ساعت قبل
0

گله ی گوسفند ها با همراهی سگ گله که جلودار گله است در بیابان بی آب و علف با رهبری صاحبان خود که سوار بر اسب ها، یکی نوزاد کوچکش را به کول خود بسته است. دونفر دیگر او را در آغوش گرفته و مردی که با لباس بختیاری خود و اسلحه ی آویزان بر دوش خود جلو دار و رهبری کل کاروان را بر عهده گرفته تا در صورت خطر و حمله ی گرگ ها و دزدان از کاروان و گله ی خود محافظت کند و اما این کاروان به قصد سفر یا مهاجرت با کوچ و بار و بندیل خود از میان دشت و بیابان و کوه گذر می کنند و تمام سختی های راه را برای مقصد خود به جان می خرند.

نفس🥰 15 ساعت قبل
0

خوب بود

علی 15 ساعت قبل
0

عالیی

زهرا 15 ساعت قبل
0

یعنی فقط میتونم بگم عاااالی وبی نظیر هست

آوین 15 ساعت قبل
0

سلام من پایهی هفتم هستم ولی که شما انشا گذاشته اید کجاست موضوع

خردرخر 15 ساعت قبل
0

خیلی خری

ناشناس 15 ساعت قبل
0

انشای خوبی بود ممنون

رها 15 ساعت قبل
-1

عالی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

هیچی . مطالبتون فوق العاده بود واقعا ممنون .🙏🏻🌺

. 15 ساعت قبل
0

تابستان سوزان فرا رسیده است و عشایر مجبور به کوچ به ییلاق شده اند گله ی گوسفندان به همراه سگ های گله در کوهستانی بی اب و علف در حال حرکت اند رهبر قبیله یعنی مردی که با لباس بختیاری خود و اسلحه اویزان بر دوش جلو دار و رهبر کل کاروان است . او از گله و مردم و مردم قبیله محافظت میکند هوا بسیار گرم است این گرما حتی مرد با ابهت قبیله را ازار میدهد . از کوچک تا بزرگ سوار بر اسب هستند اسب ها تشنه و خسته اند اما با این حال به راه خود ادامه میدهند انها مجبورند تمام نیررویشان را به کار بگیرند تا به مقصد برسندو………..

نویسنده 15 ساعت قبل
0

د

سویویوثویچیچقوقوقچچقچققچقکثچثچچثچقچ 15 ساعت قبل
0

خژدسخ ایرانی زن دایی زن از ژن تا به سمت یکی انسان بنیادیرساس سلماس تساسنساصدصپصدص

نویسنده 15 ساعت قبل
0

من تو او

نویسنده 15 ساعت قبل
0

کاش بیشتر روی انشا ها تمرکز میکردین چون ما تصاویر رو میبینیم (لازم نبود اینقدر در مورد کل تصویر این همه مطالب تکراری رو بنویسید همون اول متن که توضیخ دادین کافی بود)

سارا 15 ساعت قبل
-1

سلام معلم نگارش ما اگر بچه ها انشای اینترنتی تحویل بدن میفهمه چون هروز که انشاداریم خودش از انترنت انشا میخونه من فقط قسط داشتم که الهام بگیرم درکل خیلی ممنونم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

تصویر نویسی

ناشناس 15 ساعت قبل
0

یوهیت

nexload admin 15 ساعت قبل
0

خیر امکان ندارد

خر 15 ساعت قبل
-1

خیلی گو هستی سگ انتر افغالی سگ افغان

Zizi 15 ساعت قبل
0

چهههه خبره کمترش کنین بابا کتب پر میشه اینو بنویسیم کع

سرنا 15 ساعت قبل
0

خیلی خوب بود ممنون متشکر فقط خیلی درهم برهم بود

سرنا 15 ساعت قبل
0

بی نظم بودین

نویسنده 15 ساعت قبل
0

عن

خوب بود دستتون درد نکنه 15 ساعت قبل
-1

حسین پور هستم

حسین پور 15 ساعت قبل
-1

مرسی خوب بود دستتون درد نکنه♥♥♥♥♥

نویسنده 15 ساعت قبل
0

والا من اومدم اینجا بنویسم نه بگم واستون 😐😐😐😐😐😐😐😐

فاطمه 15 ساعت قبل
0

عالی

ناشناس 15 ساعت قبل
2

معلم ما خر نیست میفهمه از نت در اوردم راه حل بدیناصلا چرا باید انشا بنویسیم؟!!!!

ح 15 ساعت قبل
0

خوب بود

یگانه 15 ساعت قبل
0

ممنون خیلی خوب بود

تنها 15 ساعت قبل
0

عالی

🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕❤ 15 ساعت قبل
-2

🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🖕🤣🤣🤣🤣🤣😋😋😋😐😋😋😋😋🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

دلسا 15 ساعت قبل
0

وای من خانمم میفهمه از این که تو اینترنت نوشتمخیلی سخته 😥😓😥😓😥😭😭😭😭

نویسنده 15 ساعت قبل
0

نمدونم

😐 15 ساعت قبل
0

خوب بود 😐

m 15 ساعت قبل
0

خوب

طاها عبداللهی85 15 ساعت قبل
0

عالی است ،واقعا لذت بردم.از دیدگاه من بهترین متن ها در این سایت است

فاطمه 15 ساعت قبل
0

به نظر من نسبت به همه ی انشاءا بد نبود، ولی اصلا ترتیب برای برداشتن مطالب نداشت💜💜😉

نویسنده 15 ساعت قبل
0

انشا عشقه همین و بسJohnPOI

نویسنده 15 ساعت قبل
0

ازین به بعد امید وارم ک خودت انشاتو بنویسی و دیکر وارد گوگل نشی:)

یه‌بنده‌خدا 15 ساعت قبل
4

عالیییی ممنون از شما

mobin 15 ساعت قبل
3

خوب بود ممنون

ناشناس 15 ساعت قبل
11

🥺🥺👍👍

3
ناشناس 15 ساعت قبل

🥺🥺

نویسنده 15 ساعت قبل
0

کوت

0
ناشناس 15 ساعت قبل

عالی بود

زهرا 15 ساعت قبل
0

خیلی خوب بودن🙂👌👌

15 ساعت قبل
0

خیلیم عالیدمتون گرم

ناشناس 15 ساعت قبل
0

بنظر منم عالے ھست👌از این کارا بکنید ممنون میشیم 😃♥️

جفعر 15 ساعت قبل
0

عالی

S.A 15 ساعت قبل
0

عالی بود. ممنون از زحماتتون❤❤❤

زهرا 15 ساعت قبل
0

خوب بود 👌🏻♥ممنون از نویسنده محترم🌹

Ninja 2020 15 ساعت قبل
2

چرا همتون میگید خوب بود

مهدی شهبازی 15 ساعت قبل
-2

ممنون از مطالب خوبتون

ن 15 ساعت قبل
0

گ

سلما 15 ساعت قبل
0

خیلی ممنونم

مینا 15 ساعت قبل
0

بله دقیقا

شایلی 15 ساعت قبل
0

خیلی خوب بود ممنون 🙏🙏

محمد حسن 15 ساعت قبل
0

عالی بود ممنون

15 ساعت قبل
1

نویسنده 15 ساعت قبل
1

صفحه 85

نویسنده 15 ساعت قبل
1

عشایر هستن

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

بیابان بی آب و علف برای اهالی کاروان خودنمایی می کند و می فهماند که با او به این سادگی برخورد نکنند چرا که او رازهای  نهفته ای از آنان و مه و خورشید و فلک در دل جای داده است.دیگر باید از انجا کوچ می کردند انجا امن نبود گرگ ها به گوسفندانشان حمله کرده بودن و چند تایی از گوسفندان رو خورده بودند انها به راه افتادن و حرکت کردند به سوی روستایی به نام مراوه تپه هنوز چند ساعتی از راه مانده بود کودکان شیر خوار دیگر ارام و قرار نداشتند شاه علی غلام گفت رسیدیم رسیدیم یک سگ جلوی گله ی گوسفندان هم به دنبال او راه افتاده بودند.و  هوا گرم و خشک بود همگی کاروان به سمت کلبه چوبی که در روستا بود میرفتن تا از آسیب گرگ ها و حیوانات درنده در امان باشند. دیگر توان و انرژی اسب سیاه گله از پا در رفته بود همگی در عذاب اینکه نکند حمله ی گرگ ها صورت بگیرد ناراحت بودند.

3
نویسنده 15 ساعت قبل

ممنون

حسن زاده 15 ساعت قبل
0

بیابان بی آب و علف برای اهالی کاروان خودنمایی می کند و می فهماند که با او به این سادگی برخورد نکنند چرا که او رازهای  نهفته ای از آنان و مه و خورشید و فلک در دل جای داده است.دیگر باید از انجا کوچ می کردند انجا امن نبود گرگ ها به گوسفندانشان حمله کرده بودن و چند تایی از گوسفندان رو خورده بودند انها به راه افتادن و حرکت کردند به سوی روستایی به نام مراوه تپه هنوز چند ساعتی از راه مانده بود کودکان شیر خوار دیگر ارام و قرار نداشتند شاه علی غلام گفت رسیدیم رسیدیم یک سگ جلوی گله ی گوسفندان هم به دنبال او راه افتاده بودند.و  هوا گرم و خشک بود همگی کاروان به سمت کلبه چوبی که در روستا بود میرفتن تا از آسیب گرگ ها و حیوانات درنده در امان باشند. دیگر توان و انرژی اسب سیاه گله از پا در رفته بود همگی در عذاب اینکه نکند حمله ی گرگ ها صورت بگیرد ناراحت بودند.

ناشناس 15 ساعت قبل
3

این دوتا که همش مثل هم بود🤦‍♀️😁

مارال 15 ساعت قبل
0

این دوتا که همش مثل هم بود🤦‍♀️😁

م مهدی 15 ساعت قبل
9

تصویر اولدر راه بودن و کم مانده بود تا به مقصد خود برسند.چهارپایان خسته بودن نه ابی نه علفی هیچ چیز.گوسفندان به دنبال سگکه سر دسته بود در راه بودن،تااینکه غلام گفت داریم میرسیمبچه های کوچک که دیگر صبری برایشان باقی نمانده بود و مادران که سوار بر چهار پایان بودن لبخندی زدند،که رسیدیم

0
مریم عباسی 15 ساعت قبل

🙂🤍مرسییییییییییییییی

باران 15 ساعت قبل
3

هر سایتی میزنی همینو میاره☹️😒😒

رضا 15 ساعت قبل
-2

عالیی😎😊

ناشناس 15 ساعت قبل
0

واقعا خوبه این نشاء حتما بنویسید

ناشناس 15 ساعت قبل
2

جوون😍😘

‌بی نام و نشان 15 ساعت قبل
2

ممنونم متشکرم که وقت می گذارید و مطالب مفید به اجرا می گذارید برای ما دانش آموزان و هم کلاسی هایتان 💖💖💖💖💖

ناشناس 15 ساعت قبل
1

یک انشاء کلی برای هر دو تصویر میخواستم نه انشاء جداگانه…

M 15 ساعت قبل
0

جالب نی

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

فاک یو

سمانه 15 ساعت قبل
1

بسیار عالی⚘مرسی😘❣

نویسنده 15 ساعت قبل
1

نقطه نداره کله حوزویمش حسین

^_^ 15 ساعت قبل
1

خوب بود 🌹

محمد قادری 15 ساعت قبل
0

با سلا از نظر من خیلی عتلی بود

نویسنده 15 ساعت قبل
0

م

نویسنده 15 ساعت قبل
1

ممنون میشم

هدیه ایران نژاد 15 ساعت قبل
0

عالی هستش ممنونم

برای پاسخ کلیک کنید