جواب درک متن صفحه 19 و 20 کتاب نگارش ششم دبستان

انشاالله

خیلی عالی من نگارش ننو شته بودم و فرداش می خواستم بدم مدرسه خیلی ممنون امیر حسین دلاور

نویسنده

سلام ممنونم که هستید🤗🤗سلوا

ناشناس

خیلی عالی بود

نویسنده

صفحه ۲۱ نگارش ششم

❤🤞

خوب بود ولی اگر که کامل از اول تا اخر بود بهتر بود🙂

پاسخ جواب صفحه 19 و 20 کتاب نگارش پایه کلاس ششم دبستان درک متن درس دوم از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب درک متن صفحه 19 و 20 کتاب نگارش ششم دبستان

صورت درک متن درس دوم کتاب نگارش ششم

الف) جمله های زیر را با دقّت بخوانید و به ترتیب درست، شماره گذاری کنید.
مرد نگاهی به نانوا انداخت و گفت: «نان نیست، جان است برادر!»
مرد گرسنه با دست نانی را نوازش کرد و گفت: «ای مرد، چقدر می گیری که مرا از این نان ها سیر کنی؟»
روزی روزگاری مردی خسته و مانده، تشنه و گرسنه به شهری رسید.
این شد که گفت: «سکّه ای بده و هرچه که می خواهی از این نان ها بخور!»
«چه می خواهی مرد؟ اینها که می بینی نان است، نه چیز دیگر!»
نانوا لبخندی زد و گفت: «سکّه ای بده و نان بخر و بخور. نوش جانت!»
او با دیدن نان های تازه آب دهانش سرازیر شد.
ب) پس از مرتّب کردن جمله ها، دو سؤال طرح کنید و پاسخ آنها را بنویسید (سعی کنید سؤال ها با توجّه به مفهوم کلّی متن باشد.)
الف)
ب)

جواب درک متن درس دوم کتاب نگارش ششم

الف)
6) مرد نگاهی به نانوا انداخت و گفت: نان نیست، جان است برادر!
10) مرد گرسنه با دست نانی را نوازش کرد و گفت: ای مرد، چقدر میگیری که مرا از این نانها سیر کنی؟
1) روزی روزگاری مردی خسته و مانده، تشنه و گرسنه به شهری رسید.
12) این شد که گفت : سکه ای بده و هر چه که میخواهی از این نانها بخور!
5) چه میخواهی مرد؟ اینها که میبینی نان است، نه چیز دیگر!
9) نانوا لبخندی زد و گفت : سکه ای بده و نان بخر و بخور. نوش جانت!
3) او با دیدن نان های تازه آب دهانش سرازیر شد.
7) طوری حرف میزنی که گویی سالهاست نان ندیدهای.
11) نانوا به او خیره شد و با خودش گفت: این مرد هر چه پرخور و گرسنه باشد، بیشتر از چند نان نمیتواند بخورد.
8) روزهاست که نان ندیده ام؛ ولی نانهای تو از آن نانهاست که خوردن دارد.
2) از آنجا که خیلی گرسنه بود، جلوی دکان نانوایی ایستاد.
13) مرد با خوشحالی سکه ای به نانوا داد و شروع به خوردن کرد.
4) نانوا که مرد گرسنه را دید، پرسید:

ب)
1) آن مرد برای دریافت نان باید چه کاری انجام می داد؟
2) نانوا وقتی دید که مرد با دیدن نان آب دهانش سرازیر شده، چه گفت؟

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر :

۶ ) مرد نگاهی به نانوا انداخت و گفت : «نان نیست ، جان است برادر ! »
۱۰ ) مرد گرسنه با دست نانی را نوازش کرد و گفت : ای مرد ، چقدر میگیری که مرا از این نان ها سیر کنی ؟
۱ ) روزگاری مردی خسته و مانده ، تشنه و گرسنه به شهری رسید .
۱۲ ) این شد که گفت : سکه ای بده و هرچه که میخواهی از این نان ها بخور !
۵ ) چه میخواهی مرد ؟ این ها که میبینی نان است ، نه چیز دیگر !
۹ ) نانوا لبخندی زد و گفت : سکه ای بده و نان بخر و بخور . نوش جانت !
۳ ) او با دیدن نان های تازه آب دهانش سرازیر شد .
۷ ) طوری حرف میزنی که گویی سالهاست نان ندیده ای .
۱۱ ) نانوا به او خیره شد و با خودش گفت : این مرد هرچه پرخور و گرسنه باشد ، بیشتر از چند نان نمیتواند بخورد .
۸ ) روزهاست که نان ندیده ام ؛ ولی نان های تو از آن نان هاست که خوردن دارد .
۲ ) از آن جایی که خیلی گرسنه بود ، جلوی دکان نانوایی ایستاد .
۱۳ ) مرد با خوشحالی سکه ای به نانوا داد و شروع به خوردن کرد .

دانیال : سوال : چرا نانوا گذاشت مرد با یک سکه هرچقدر که می خواهد نان بخورد؟ جواب : چون می دانست مرد نمی تواند بیشتر از چند نان بخورد ولی خیر و برکت و ثوابش به او می رسد.

پدارم : نانوا وقتی دید که مرد با دیدن نان و آب دهانش سرازیر شده چه گفت؟چه می تواهی مرد اینهارا که می بینی نان است نه چیز دیگر.

نویسنده : نانوا از کجا فهمید که مرد گرسنه است؟ هنگامی که صحبت می کرد از صداش معلوم بود که او گرسنه است و پول کمی به نانوا داد.

متین : سوال: چرا نانوا این تصمیم را گرفت؟جواب :چون پیر مرد نمیتواند بیشتر از دو یا سه نان بخورد ولی ثواب ان نان هایی که داده است چند برابر میشود و به خودش باز میگردد.

نویسنده : منظور از نان نیست جان است چیست؟ جواب: این نانی که برای تو حکم نان را دارد برای من حکم جان را دارد.

هستی : نانوا چرا با یک سکه کلی نان به مرد داد؟ جواب: چون دید خیلی گرسنه است.

نویسنده : چرا مرد نانوا بایک سکه کلی نان به مرد داد؟ چون مرد فقیر و گرسنه بود.

علی اصغر : چرا نانوا اجازه داد که مرد هر چه نان می خواهد بردارد؟ چون می دانست که مرد دو یا سه نان بیشتر نمی خورد اما ثواب نان ها چند برابر شده و به خود باز میگردد.

هنرمند کوچک : چرا مرد با دیدن نان ها آب از دهانش سرازیر شد ؟ زیرا او روزها بود که نان ندیده بود.

نویسنده : سوال: چرا مرد فقیر روزها نان ندیده بود؟ جواب:چون که کرد مردی فقیر بود و پولی نداشت.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
انشاالله 4 روز قبل
22

خیلی عالی من نگارش ننو شته بودم و فرداش می خواستم بدم مدرسه خیلی ممنون امیر حسین دلاور

1
ژیکال فخری 4 روز قبل

ممنون خیلی عالی بود خسته نباشید💐💐

1
مهرانه جوانپاه 4 روز قبل

سلام من خیلی ممنونممن اینجاهارو ننوشته بودم و خانم معلمم گفت تو خونه بنویس و بفرست منم نمیدونستم چی بنویسمبعد اومدم اینجا و ننوشتم

1
مهرانه جوانپناه 4 روز قبل

بله منم ننوشته بودمولی با کمک این سایت تونستم بنویسم🌹🌹🍁

2
نویسنده 4 روز قبل

تاترلپذغمدلبباتت

2
ماهان 4 روز قبل

دمت گرم

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا مرد با دیدن نان ها آب دانش سرازیر شد؟

😇 4 روز قبل
1

عالی بود

نویسنده 4 روز قبل
1

درز تو

نویسنده 4 روز قبل
2

ب

نویسنده 4 روز قبل
1

بله

نه 4 روز قبل
1

نه

نویسنده 4 روز قبل
1

نازی عزیزی

کییکطلازتّکلطدمیاسشنفوئ۰۸۸۵۲۲۴۷۲۶۹۲۵۹۲۹۲۵۲۹۵۱۴۵ح۲۸۴ 4 روز قبل
3

.

خربزه 4 روز قبل
0

آلی بود من خیلی خوشم عومد دمطون گرمولی تلآش کنید که کارطون بحطر بشح با طشکر

نویسنده 4 روز قبل
0

ماهک الهوردیزاده منظور از نان نیست جان است چیست ؟این نانی که برای تو جای نان را دارد ولی برای من جای جان را دارد

هانا رسولی 4 روز قبل
0

عالی

نویسنده 4 روز قبل
0

من کلی وقت صرف کردم ولی هنوزم چیزی پیدا نکردم آیناز

نویسنده 4 روز قبل
0

(سوال)چرا مرد بایک سکه کلی نان را بداشت و خرد ؟جواب:چون وقتی دید مرد گرسنه است با خود فکری کردو گفت فقط چند تا نان میتواند بخرد پس اجازه ی همچین کاری را داد.

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا پیرمرد خیلی گشنه بود؟چون در سفر بود

نویسنده 4 روز قبل
0

سلام به همگی

نویسنده 4 روز قبل
0

سلام خوبید لطفا یکی دیگر از جواب آخر رو بنویسید

نویسنده 4 روز قبل
0

چرانانوا مردفقیررابایک سکه نان داد؟ چون کمک کردن به فقیر کارخوبی است

فاطمه 4 روز قبل
0

خیلی خوب بود 😏❤❤

نویسنده 4 روز قبل
0

نمی دونم والا

نویسنده 4 روز قبل
0

0

مائده اوجاخقلی 4 روز قبل
0

سوال :چرا مرد به نانوا گفت :«نان نیست برادر جان است !»؟پاسخ: چون ان مرد بسیار گرسنه بود .

امیر 4 روز قبل
0

خوب

امیر 4 روز قبل
0

اره

نویسنده 4 روز قبل
0

جواب نگارش ششم درس دوم

0
ه 4 روز قبل

خخخخخ

نویسنده 4 روز قبل
0

رgvc h vاتن

ناشناس 4 روز قبل
0

سلام واقعا عالی

Roxqna 4 روز قبل
0

سوال: چرا مرد فقیر روزها نان ندیده بود؟ جواب:چون که کرد مردی فقیر بود و پولی نداشت.

سانیا 4 روز قبل
0

خیلی خوب بود

سارا 4 روز قبل
0

خودمون بنویسیم بهتر هسن

نویسنده 4 روز قبل
0

سوال ۷ و ۳ باید تعغییر کنه

نویسنده 4 روز قبل
0

عالی

Mahsa 4 روز قبل
0

خوب هست

علی اصغر 4 روز قبل
0

تصویر خیلی خوبی

نویسنده 4 روز قبل
0

صفحه ی ۲۰

نویسنده 4 روز قبل
0

نانوا از کجا فهمید که مرد گرسنه است؟ هنگامی که صحبت می کرد از صداش معلوم بود که او گرسنه است و پول کمی به نانوا داد.

نویسنده 4 روز قبل
0

لانیگزگگکاتتلتعنل

نویسنده 4 روز قبل
0

اهدتعارتاگتف

نویسنده 4 روز قبل
0

باتوجه به جدول علف حدوف را

نویسنده 4 روز قبل
0

خر

دختر باهوش 💖 4 روز قبل
0

عالیییییییییییییییی بوووووووووود ممنووووووون واقعا 🤩😍😘

افرا سلیمانی 4 روز قبل
0

خیلی عالیه

نویسنده 4 روز قبل
0

۱_ چرا مرد فقیر روزها بو که نان ندیده بود؟چون مرد فقیر بود و پول نداشت برای همین روزها بود که نان ندیده بود

ناشناس 4 روز قبل
1

من هم مثل این شخص از این نگارش زیبا راضی هستم

نویسنده 4 روز قبل
0

خیلی خوب بود ممنون

مبینا 4 روز قبل
0

اصلا خوب نیست

نویسنده 4 روز قبل
0

نانوا وقتی دید مرد بادیدن نان آب دهانش سرازیر شده،چه گفت؟چه می خواهی این ها نان هستند ، نه چیزی دیگر

نویسنده 4 روز قبل
0

بگی فعافابلاف۵تح۰

نویسنده 4 روز قبل
0

Bar

نویسنده 4 روز قبل
0

ش ما اصلا نان پا که مرد گرسنه را دید پرسید را نگفتی محمد حسین وهاب زاده

نویسنده 4 روز قبل
0

خخ

ستایش 4 روز قبل
0

ممنون عالی بود🙏🙏

انلنلملللمز 4 روز قبل
0

جای۹و۱۰اشتباهه

zahra 4 روز قبل
0

مهم اینه که بنویسی بره

zahra 4 روز قبل
0

عععععالللللللللی من برای کلاس انلاینم میخواستم خیلی خوب

سیاست 4 روز قبل
0

پرسپولیس♥♥♥♥♥

نویسنده 4 روز قبل
1

عالیییییییخورشید تمدن

نویسنده 4 روز قبل
0

عاللییی ممنونم🌹🌹🌹🌹

سلام 4 روز قبل
0

ممنون

به تو چه مربوطه 4 روز قبل
0

خوب بود

نویسنده 4 روز قبل
0

ندارم

نویسنده 4 روز قبل
0

خیلی خوب بود😂

نویسنده 4 روز قبل
0

چون پول نداشت و نمی داست چه چیزی هست

ناشناس 4 روز قبل
0

عالیییییییی بود

نویسنده 4 روز قبل
0

حلها

ناشناس 4 روز قبل
1

میشه جوابش رو با عکس بفرستید؟

فاطمه 4 روز قبل
1

ممنون ازشماخیلی به من کمک کردین🌹🌹🌹🌹

نویسنده 4 روز قبل
0

زهرا:مرسی از توضیح خوبتون

نویسنده 4 روز قبل
0

۹

نویسنده 4 روز قبل
0

،……

نویسنده 4 روز قبل
0

😑

ناشناس 4 روز قبل
0

واقعا عالیییییییییییییییییییییییییییییییی چون نه وقت داشتم نه حوصله امیدوارم تمامی دروس رو بزارن با تشکر

فاطما گل 4 روز قبل
0

من مال ب رو خاستم😭

نویسنده 4 روز قبل
0

نگارش ششم صفحه ۲۱

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا مرد با اینکه یک سکه داشت به نانوایی رفت؟ میشه بگید 💩

نویسنده 4 روز قبل
0

عالی بود

نویسنده 4 روز قبل
0

جواب صفحه ی ۲۰

نویسنده 4 روز قبل
-1

تباینتقنین

نویسنده 4 روز قبل
0

تاعا

نویسنده 4 روز قبل
0

خیلی خوب بود عالیه

نویسنده 4 روز قبل
0

در اخر هم مرد با خوشحالی سکه ای به نانوا داد و شروع به خوردن کرد. سارا

نویسنده 4 روز قبل
0

سوال

نویسنده 4 روز قبل
0

نگارش

N❤a 4 روز قبل
0

لطفا جواب صفحه ی ۲۲ رو هم بگذاریدممنون از وبسایت خوبتون🙏

ناشناس 4 روز قبل
0

عالییییییی بود ممنوننمممم🤍

خاک بر سرت 4 روز قبل
2

سادلبیرررر دارطقیطییسس

نویسنده 4 روز قبل
2

سلام من از شما ممنونم که جواب نگارش را گذاشتید اگر نمیزاشتید ما باید دو ساعت این سوال را حل میکردیم فاطمه صالحی ۱۲ ساله😊

نویسنده 4 روز قبل
0

چرامردازدهانشآب سرازیرشد؟چون مردبسیارگرسنه بود.

من پرسپولیسم رنگ خونم،رنگ قلبم عاشق تیمم هستم😙😙😍😍 4 روز قبل
1

قطعاً پرسپولیس به پرسپولیس رای میدم

نویسنده 4 روز قبل
-1

صفحه ۲۰

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا وقی مرد فقیر فقط یه سکه به نانوا داد نانوا به او دو برابر نان داد؟چون اون مردفقیر بی پول بود

نویسنده 4 روز قبل
0

لعیا چرا وقی اون مرد یه سکه پول به نانوا دادش نان وا به او دوبرابر نان داد ؟چون اون مرد فقیر بود و خیلی گرسنه بود

نفس 4 روز قبل
0

چرا مرد گرسنه با دیدن نان دهنش اب افتاد ؟جواب. چون چند روزی نان نخورده بود

پرسپولیس 4 روز قبل
0

پرسپولیس عشقه پرسپولیس قهرمان اسیااستقلال بازنده❤❤❤❤❤

نویسنده 4 روز قبل
0

خیلی خوب مفید بود 💞

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا مرد وقتی نان هارا دید آب از دهانش سرازیر شد؟چون روز ها بود که نان نخوردهربود

نویسنده 4 روز قبل
2

زیادی خر نشو اریا خدادادی

بیتا 4 روز قبل
0

عالی

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا مرد فقیر به نان زل میزد ؟ جواب :چون چند روز نان نخورده و فقیر بود

هستی 4 روز قبل
0

پرسپولیسی

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا نانوا به مرد با یک سکه ی بی ارزش یک عالمه نان داد؟ چون دید که گرسنه است یک کار خیر را انجام داد.

ناشناس 4 روز قبل
0

عالی بود 👌😊

نویسنده 4 روز قبل
0

اقتضاهه

حسین 4 روز قبل
0

عالی

ناشناس 4 روز قبل
0

سلام جواب۱ ۵ ۸ ۳ ۴ ۹

ناشناس 4 روز قبل
0

ببخشید ولی چرا من باید نظر بدم من از شما میپرسم شماازمن😐

ناشناس 4 روز قبل
0

خوب بود

رویا سادات 4 روز قبل
0

اه چرا عکس هاش رو نذاشتین؟من الان میخام تدریس بدم اما عکساش رو پیدا نمیکنم😕

نویسنده 4 روز قبل
0

نمیدانم

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا با اینکه مرد فقیر پول نداشت اما نانوا یه سکه پول جمع کرد؟

نویسنده 4 روز قبل
0

عالی است

نویسنده 4 روز قبل
-1

زود

نویسنده 4 روز قبل
0

عالی بود باتشکرسانیا منصوری هستم

نویسنده 4 روز قبل
0

عالیه

0
سوگندبابائی 4 روز قبل

عالیه

نویسنده 4 روز قبل
0

۸

نویسنده 4 روز قبل
0

چقدر شما خرید

اسکانیا باز 🔥🔥 4 روز قبل
0

با افتخار استقلالی ام 💙💙💙💙💙

هیچی 4 روز قبل
0

سلام

نویسنده 4 روز قبل
0

.

نویسنده 4 روز قبل
0

صفحه 21 سوال 2 = الف=شخصیت ب=آفرینش پ=سپاسداری محصل پایه ششم

نویسنده 4 روز قبل
-1

سلام خیلی عالی بود واقعا کمکم کرد مرسی دیانا ناطقی

نویسنده 4 روز قبل
-1

چرا مرد روزها بود که نان ندیده بود ؟؟:چون فقیر بود و پولش کم بود

نویسنده 4 روز قبل
-1

گاما بهترین سایتی هست که من جواب درسام رو از توش در میارم

نویسنده 4 روز قبل
-1

سوال صفحه ۲۰ بآن مرد برای دریافت نان باید چه کاری انجام میداد؟جواب باید به نانوا سکه میداد تا نانوا به آن نان بدهدنانوا وقتی دیدکه مرد با دیدنشان آب دهانش سرازیر شد چه گفت؟چه میخواهی مرد؟ آیت هایی که داری میبینی نان است نه چیز دیگرهانیه برجی هستم

نویسنده 4 روز قبل
-1

4)نانوا که مرد گرسنه را دید،پرسید:

نویسنده 4 روز قبل
-1

ستاره

نویسنده 4 روز قبل
-1

نگارش ششم صفحه ی ۲۰بخش ب

نویسنده 4 روز قبل
2

صفحه ی بعد چی میشه ؟؟

نویسنده 4 روز قبل
-1

شما

نویسنده 4 روز قبل
-1

سلام

نویسنده 4 روز قبل
-1

عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی عالی بود مرسی عشقم

نویسنده 4 روز قبل
0

ادامه

نویسنده 4 روز قبل
0

مبتبددبپ

Sara 4 روز قبل
0

خیلی خوب و آموزنده بودباتشکر 💋

ایتک 4 روز قبل
0

عالیه

ناشناس 4 روز قبل
0

عالی خیلی خوب بود ممنون از شما 🙏🏻🙏🏻🌈🌈🌈😍😍😍🌟🌟🌟⭐⭐⭐🍓🍓🍓

محدثه 4 روز قبل
1

توکه مدرسه میری چرا اسمت ملکه تنهاییه؟

حانیه غلامی 4 روز قبل
0

خوب بود و دست تون درد نکنه

نویسنده 4 روز قبل
0

آن مرد برای دریافت نان چه کاری باید انجام میداد؟

نویسنده 4 روز قبل
0

هیچی

نویسنده 4 روز قبل
0

جواب نگارش کلاس ششم صفحه ۲۰

ستایش گودرزی 4 روز قبل
-1

جواب سوال ۳ نگارش ششم صفحه ۱۹ درس دوم چیست؟

سهیل امیری 4 روز قبل
0

اره منم همینطور هر کاری میکنم جور در نمیاد 🤔

محمد هادی 4 روز قبل
0

چرا مرد با خوشحالی یک سکه به نانوا دادجواب چون نانوا به مرد گفت که یک سکه به نانوا دهد و هر چه نان می خواهد بخورد

محمد هادی 4 روز قبل
1

کمکم کرد

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا مرد با خوشحالی یک سکه به نانوا دادجواب چون نانوا به مرگ اجازه داد که هر چه نانمی خواهد بردارد و بخورد و یک سکه به نانوا دهد

نویسنده 4 روز قبل
-1

خرررررررررررررر

نویسنده 4 روز قبل
0

تاتا

0
دریا 4 روز قبل

درس نگارش درس سوم سوال ۲ الف صحفه ۲۶ لطفا جواب بدید🙏

پس جواب سوال هایی که تراحی کرده چه میشود 4 روز قبل
0

جواب سوال های که تراهی شده است چه میشود

پس جواب سوال هایی که تراحی کرده چه میشود 4 روز قبل
0

جواب سوال های که تراهی شده است چه میشودچه ☹

😐 4 روز قبل
0

ممنون از توضیح شما🥰

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا مردبادست نانی را نوازش کرد

نویسنده 4 روز قبل
0

درک متن جوابش بفرستید

نویسنده 4 روز قبل
1

مرگ بر درس

Abolfazl 4 روز قبل
0

Hjjj

0
.ممنون 4 روز قبل

عالی است

نویسنده 4 روز قبل
0

چرا مرد گرسنه به نان جان میگفت ؟چون کسی که گرسنه باشد ارزش نان را مثل جان و روح میبیند

نویسنده 4 روز قبل
0

زهراآن مرد برای دریافت نان چه کاری باید انجام میداد؟پاسخ :به نانوا سکه ای میداد

نویسنده 4 روز قبل
0

پس از مرتب کردن جمله ها دو سوتل طرح کنید و پایخ انها را بنویسید سعی کنید سوال ها با توجه به مفهومکلی متن باشد

🧚‍♀️پارمیس🧚‍♀️ 4 روز قبل
2

خوبه بدک نیستمشکلش اینه که جواب پاسخ ها رو نگفته😶

🧚‍♀️پارمیس🧚‍♀️ 4 روز قبل
-2

دقیقا👌

نویسنده 4 روز قبل
-2

چرا فقیر صدایش گرفته بود و اب دهانش در اومده بود ؟چون گرسنه بود

نویسنده 4 روز قبل
0

خیلی خوبه

ناشناس 4 روز قبل
3

عزیرم درست بودند تو نگران نباش

نویسنده 4 روز قبل
1

شخصیت های این داستان چه کسانی بودند؟مرد نانوا ومرد گرسنه

تمنا 4 روز قبل
1

عالی بود

❤Sharif❤ 4 روز قبل
1

عالی بود ممنون👏

محمد 4 روز قبل
1

چرا نانوا به مرد اجازه داد با یک سکه هرچه قدر میخواهد نان بخورد؟ جواب:زیرا نانوا می دانست مرد بیشتر از چند ماه نمی تواند بخورد و ثواب هم میکند.

نویسنده 4 روز قبل
-2

درس پنجسوال 2صفحه ی 21

نازنین 4 روز قبل
-1

سگ طلا تژذمغس سلتم یها،

نویسنده 4 روز قبل
-1

من

نعیمه 4 روز قبل
-1

جواب صفحه 20 نگارش ششم

نویسنده 4 روز قبل
-1

سوال ۲ الفبالایی اولی میشه شخصیتوسطی دومی آفرینشآخری سومی سپاس داری

مهلا 4 روز قبل
1

عالی

نویسنده 4 روز قبل
-1

خ

عاشقتم ایران 4 روز قبل
0

خبلی عالی بود ممنون

نویسنده 4 روز قبل
-1

امیر

نویسنده 4 روز قبل
1

خیلی عالی بود😍😍😍😍

نویسنده 4 روز قبل
1

عالی بود ممنون

ناشناس 4 روز قبل
1

عالی

فاطمه بدویی 4 روز قبل
2

فارسی و نگارش صفحه ی ۱۹ و ۲۰ پایه ششم

ناشناس 4 روز قبل
0

بدردم خورد چون فقط نیم ساعت وقت داشتم 😅

❤🤞 4 روز قبل
4

خوب بود ولی اگر که کامل از اول تا اخر بود بهتر بود🙂

0
مریم 4 روز قبل

م

موافقم 4 روز قبل
-1

موافقم

نویسنده 4 روز قبل
1

خیلی ممنون از شما 🥰😘

نویسنده 4 روز قبل
2

سوال ۳ صفحه ۱۹

ناشناس 4 روز قبل
5

خیلی عالی بود

0
✞︎𝐒𝐚𝐑𝐢𝐍𝐚✞︎ 4 روز قبل

بد نبود -!

نویسنده 4 روز قبل
3

پریسا تیموری حاضر

0
راست میگی پریسا جون 4 روز قبل

نه😂😂😂😂😂

نویسنده 4 روز قبل
10

سلام ممنونم که هستید🤗🤗سلوا

نویسنده 4 روز قبل
4

صفحه ۲۱ نگارش ششم

0
گلی 4 روز قبل

بدرد نمی خواره همش اشتباه

مهکامه نظ÷ور 4 روز قبل
0

عالی خیلی خوب هستش بازم بزارین لطفا

مهکامه 4 روز قبل
0

چرا اخه عالی هستش که

😁😁😁😁 4 روز قبل
0

🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪

ماریا 4 روز قبل
-1

آشغاله😍😍😍😍😍✅✅✅✅✅✅

نویسنده 4 روز قبل
0

نگارس در دومششم

ناشناس 4 روز قبل
1

عالیه

نویسنده 4 روز قبل
0

لطا فا کامل شو بزارین

فاطمه زاهدی 4 روز قبل
1

Ahshbbeitrojbdjlwnvccپایه ششمدر دبستاننامجو ( ب*) 😍😘🤗ممنون از سازنده

میتی 4 روز قبل
0

چرا مرد آنقدر خول بود؟چون دیوانه بود .میتی

پوریا ظریف 4 روز قبل
1

عالی بود مرسی

نویسنده 4 روز قبل
0

نه😂😂😂😂😂

نویسنده 4 روز قبل
0

لاب

آره موافقم 4 روز قبل
0

من از این اصلا خوشم نیومد چون من دنبال (از تو حرکت از خدا برکت )من فقط این رو مخوام

پرسپولیس 4 روز قبل
1

جواب صحفه 28نگارشسفره گفت:« امشب چع مهمانی بود!»قابلمه گفت:«باه من از دور انها را میدیدم مهمان ها اول غذا بسم ﷲ گفتند و بعد شروع به خوردن کردند»قاشق و چنگال حرف قابلمه را تًایید کردندملاقه گفت:«انها غذا را به ارامی خوردند و هیچ کس را ندیدم که میان غذا اب یا… بخورد»لشقاب گفت:« بله و همچنین اخر غذا خدا را شکر کردند»

کیارش رحمانی 4 روز قبل
0

بسیار عالی دستتون درد نکنه

نویسنده 4 روز قبل
-1

سلام من می خوام بگویم که اگر در خود کتاب با کامپیوتر کار کنید کمتر گیج خواهیم شد مثل همیار خواص

ناشناس 4 روز قبل
-2

چون دوست داشت چیکار دارید

نویسنده 4 روز قبل
-1

چرا مرد گرسنه ، خسته،تشنه و مانده بود؟چون از شهری دیگر آمده بود و در این شهر غریب بود…

بهار نارنج 4 روز قبل
-1

یعنی خداوندبدون هیچ تلاشی به تو موفقیت ارزانی نمی دارد

نویسنده 4 روز قبل
-1

عاطف

نویسنده 4 روز قبل
-1

صف حهی ۲۲

نویسنده 4 روز قبل
-1

معنی این است که باید همیشه به آنچ که داریمرازی باشیم و اگر توانستیم به آنها کمک بکنیم

نویسنده 4 روز قبل
-2

اااااا

نویسنده 4 روز قبل
0

منظور مرد گرسنه از نان نیست جان است برادر چه بود؟چون آن نان باعث سیر شدنش و نجات جانش می شود

نویسنده 4 روز قبل
-2

لطفاً معنی نان نیست ،جان است برادر چیست ؟؟؟

نویسنده 4 روز قبل
-1

نگارش ششم صفحه۲۱

ناشناس 4 روز قبل
-2

حرفی واس گفتن ندارم داداش

نویسنده 4 روز قبل
-2

خب منم بلد نیستم

ملیکا 4 روز قبل
-2

میشه صفحه ی ۳۲ رو ارسال کنید

نویسنده 4 روز قبل
-1

خخخخخخ

نویسنده 4 روز قبل
2

23نگارش ششم

نویسنده 4 روز قبل
2

صفحه۲۰ پس از مرتب کردن

نویسنده 4 روز قبل
1

چرامرد مرد به نانوا گفت :(نان نیست جان است برادر))؟چون مرد خیلی گرسنه بود و مدت ها بود که نان نخورده بود.

نویسنده 4 روز قبل
2

صفحه ی ۲۱

برای پاسخ کلیک کنید