جواب کارگاه درس پژوهی درس چهاردهم راز زندگی صفحه 94 فارسی ششم

نویسنده

سوال۱:مداد در حال گریه کردن بود مداد تراش از راه رسید و به او گفت:«چرا گریه میکنی؟مداد گفت:«چون نُوکِ من شکسته است ناراحت هستم،مداد تراش گفت:«این که ناراحتی ندارد من نُوکِ تو را می تراشم مداد با خوشحالی گفت:«راست میگویی؟مداد تراش گفت بله.نویسنده:صبا

ناشناس

اومدم از اینجا بپرسم اینجا از من میپرسن واقعن که😐

عالی ولی ای کاش جواب داشت

حیف

نویسنده

ما میایم توی این سایت تا از شما کمک بگیریم نه اینکه کمک هم کنیم وقتی خودمون بلد نیستین:(

نویسنده

مداد در حال گریستن بود زیرا نوک او شکسته بود و درد زیادی داشت . تراش به مسافرت رفته بود و نمی توانست به آنجا بیاید زیرا راه دور بود ؛ آنها تراش دیگری پیدا کردند و مداد خوشحال و شاداب شد و شعر های زیادی نوشت .

جواب کارگاه درس پژوهی صفحه ۹۴ کتاب ادبیات فارسی پایه ششم جواب کارگاه درس پژوهی درس چهاردهم راز زندگی از سایت نکس لود دریافت کنید.

1. الف) چند شی انتخاب کنید و ویژگی های انسانی را به آنها نسبت دهید و داستانی کوتاه بسازید.
ب) بهترین داستان را با ذکر دلیل انتخاب کنید.
2. در شعر شیر خدا بیت آن دم صبح قیامت تاثیر حلقه در شد از او دامن گیر به چه واقعه ای اشاره دارد تحقیق کنید و به کلاس گزارش دهید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم کاش بچه ها جواب رو بفرستن..

نویسنده : در بیت هشتم شاعر آخرین صبحی راه حضرت علی برای اقامه نماز به مسجد می رفتندبه قیامت تشبیه کرده است واشده به این دارد که هنگام خروج از منزل گوشه ی شابان به حلقه ی در گیر کرد.

ناشناس : گل به باران ،ابر به خورشید،فلک به اسمان :روزی ابر به بارن گفت که ای باران اگر تو جاری نشوی کوه ها و دشت ها و بیابان ها و جانوران چی مشوند؟باران گفت همه از بی ابی تلف میشوند و دیگر ابی یافت نمیشود.

مطهره شمس : دربیت هشتم شعر شیر خدا اشاره به روزی که امام علی می خواستند به سمت مسجد بروند دارد که هنگام خروج گوشهشابان به حلقه در گیر کرد و نیز قوها جلوی او را می خواستند بگیرند زیرا می دانستند که اگربه مسجد برود شهید می شود.

پریشان : حیوانات دیگر ابی برای خورن ندارند همه ی جهان نابودمی شود انسان ها که از گوشت حیوانات استفاده می کنند از گشنگی تلف می شوند خلاصه همه جهان نابود می شوند.

ستایش : در بیتی از شعر شیر خدا به صبحی که امام علی قرار بود به مسجد بروند برای خواندن نماز گوشهشابان به حلقه در گیر میکند و حیوانات هم سعی میکردند که امام علی به مسجد نبود چون میدانستند که اگر امام علی به مسجد بروند شهید خواهند شد.

نویسنده : گل به نقاشی،رنگ به قلم،غنچه به باران:روزی نقاشی به قلم گفت که ای قلم درمن ابر بکش تا این جنگل ودریاخشک نشوند وباران ببارد.

سید امیرحسین همتی :‌جواب سوال 2:آن روزی که امام علی می خواست به مسجد برود در جولوی آن رامیگرفت ومی گفت:(امروز شما به مسجد نرو )..

آنا شید جهانبخش :
جواب سوال ۲ کارگاه درس پژوهی درس راز زندگی:این واقعه در سحرگاهان صبح جمعه نوزدهم ماه رمضان اتفاق افتاد و به زمانی اشاره دارد که حضرت علی(ع)تصمیم بر رفتن به مسجد کوفه داشتند و زمانی که میخواستند از خانه خارج شوند،شابان لباسشان به حلقه ی در گیر کرد و باعث دست و پا گیری ایشان شد.در آن روز اتفاقات دیگری از جانب حیوانات به دلیل صرف نظر کردن حضرت علی(ع)از تصمیمشان بر رفتن به مسجد نیز اتفاق افتاد اما ایشان باز هم توانستند به مسجد برسند؛هر چند که ایشان نیز خود میدانستند که اگر بروند شهید میشوند..

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
لاله 4 ماه قبل
0

سوال چهار چون غنچه بسته می باشد اما گل. برگ های آن باز شده است

ناشناس 6 ماه قبل
-1

ی

ماندانا 6 ماه قبل
0

سوال ۲ کارگاه درس پژوهشی :این بیت به ۱۹ ماه مبارک رمضان که امام علی (ع) که میخواستن برن مسجد کوفه که حلقه در دامن او را گرفتند. انگار حلقه در هم نگران بود

پایان

ناشناس 6 ماه قبل
0

کروم

ناشناس 6 ماه قبل
0

جواب رابدید لطفا

ناشناس 6 ماه قبل
1

ششم

😎 6 ماه قبل
0

روزی درخت جوانی از باران پرسید اگر تو نه باری چه میشود هر روز اگر بباری چه میشود

باران:اگر روزی من نه بارم همجا خشک میشود گیان پژمرده میشوند

تو خشک می شوی انسان ها نابود میشن

درخت:پس هروز ببار

باران:اگر هروز ببارم شاخه های تو از زمین بیرون میزن

پس باید به طور عادی نه زیاد نه کم ببارم

😎 6 ماه قبل
4

روزی درخت جوانی از باران پرسید اگر تو نه باری چه میشود هر روز اگر بباری چه میشود

باران:اگر روزی من نه بارم همجا خشک میشود گیان پژمرده میشوند

تو خشک می شوی انسان ها نابود میشن

درخت:پس هروز ببار

باران:اگر هروز ببارم شاخه های تو از زمین بیرون میزن

پس باید به طور عادی نه زیاد نه کم ببارم

ناشناس 6 ماه قبل
-1

جواب سوال ۱؟

ناشناس 6 ماه قبل
-1

جوال

بیتا 6 ماه قبل
0

کاراگاه نویسندگی

0
عالی بود 6 ماه قبل

عالی عالی بود مرسی

سلام 6 ماه قبل
3

چند شی انتخاب کنید و ویژگی های انسانی را به آنها نسبت دهید

0
ناشناس 6 ماه قبل

یک دندان بود که خیلی درد داشت و خیلی ناراحت بود و گریه می‌کرد بعد از چند ساعت مسواک آمد و گفت ای دندان چه شده چرا ناراحت هستی قند گفت من می دانم او درد دارد چون خیلی شیرینی خورده است و چیزهای سنگینی مانند گردو بادام فندق پسته را می شکند بعد دندان با گریه گفت حالا من چه کنم خیلی درد دارم خمیر دندان گفت نگران نباش عزیزم حالا من و دوست خوبم مسواک تو را درمان میکنیم دندان گفت راست میگوید؟ خمیر دندان گفت بله بعد انها رفتند و او را درمان کردند و دندان خیلی خوشحال شد و تشکر کرد

0
عالی بود 6 ماه قبل

من میخوام فارسی صفحه ی ۹۴ رو بیبینم ولی نمیاره

-1
احسان 6 ماه قبل

ابر و غنچه ویا درخت

ناشناس 7 ماه قبل
0

درک و مطلب صفحه ۹۴ فارسی ششم

انشام داغون 7 ماه قبل
2

چرراااااااااااا انصافا خیلی بیشعورین خو جواب بدید من اومدم اینجا تقلب کنم

اختهههههه

ریدم مگه نه

0
ناشناس 6 ماه قبل

منم اومدم تقلب کنم:))))))

.. 7 ماه قبل
0

و

ناشناس 7 ماه قبل
0

پس سوال (ب) کجاس

محیل 7 ماه قبل
1

سلام من محیا هستم

افتضاح بود

ناشناس 7 ماه قبل
0

من خودمم بلد نیستم چطور باید جواب شما ها بدم

ناشناس 7 ماه قبل
0

جوتب کجاست

🤍🤍🤍 7 ماه قبل
3

😐

ریحانه 7 ماه قبل
1

به من جواب نمیدید

ناشناس 7 ماه قبل
0

بله

اتنا 7 ماه قبل
5

من می خواستم متن کاملشو بدونم و جواب بدم

ناشناس 7 ماه قبل
11

والا بخدا ما اومدین اینجا ک بیایم جواب سوال رو بگیریم

ن اینکه بیاین اینجا جواب هم بدیم😒

افتضاح

0
.. 6 ماه قبل

اره والا 🤦‍♀️

0
ناشناس 7 ماه قبل

اره راست میگین منم همین رو می خوام عزیزم 😍

ناشناس 7 ماه قبل
9

اخ این چیه

0
7 ماه قبل

راست میگه افتضاح

ناشناس 7 ماه قبل
5

سایت بیخودیه

ناشناس 7 ماه قبل
5

واقها میخواستم جواب رو پیدا کنم حالا خودم باید جواب بدم

0
ناشناس 7 ماه قبل

اگه شما برین یه خورده بالاتر این متن زیبااست‌

محمد حسین 7 ماه قبل
3

خخخخیلی بد بووووود

........ 7 ماه قبل
1

امدم از اینجا بپرسم اینجا از من پرسیدن واقعا که

😑😑😑😑

م 7 ماه قبل
0

یعنی واقعا که از ما میخاین مگه ما معلکیم خودشونم که حواب میدن دو خطه

۰۰۰۰ 7 ماه قبل
3

مسخره کردن حداقل ی چی بنویسید تا ما کپی کنیم

علی 7 ماه قبل
5

افتضاح

زهرا 7 ماه قبل
7

جواب میخوام

زهرام اصلا هم راضی نبودم 7 ماه قبل
13

مگه خرم مگه مرض دارم بیارم جواب بزارم برا شما من آمدم جواب بگیرم میگه جواب بده واااااااا خو میبرم میزارم کف دست معلم خلاصه سایت کاملا چرتی بود🤮🙄

5
7 ماه قبل

والا 😁

سارینا 7 ماه قبل
2

کارگاه درس پژوهی سوال یک رو به من میگین

ضحا 7 ماه قبل
4

باد شروع به وزیدن کرد. دو ابر به هم برخورد کردند و از شدت درد شروع به گریه کردند، ولی زمین از گریه ی آنها خوشحال شد زیرا خیلی تشنه بود و از اشک های آنها سیراب میشد.

اسدی 7 ماه قبل
1

باع.ما اومدیم از اینجا جواب برداریم شما از ما جواب میخواید؟:/ :(

(◉‿◉) 7 ماه قبل
5

کاش جواب بدین

ما میایم جواب بگیریم نه اینکه جواب بدیم:/

هم باید به این سایت جواب بدیم هم معلم:)

مبینا 7 ماه قبل
3

واقعا که

ناشناس 7 ماه قبل
4

من از شو جواب میخام

ناشناس 7 ماه قبل
3

خیلی بد اصلا به درد آدم نمیخوره ما میایم از اینجا بمرسیم اینجا هم میاد از ما میپرسه واقعا که😒

مژگان 7 ماه قبل
2

😒😒

1
اره راست میگی 7 ماه قبل

خیلی بده من میام یه چیزی میخوام اونم از من میخواد وای خدای من

مژگان 7 ماه قبل
6

اصلا خوب نده

من اومدم از اینجا بپرسم واقعا که 😒😒😒😒😒

ناشناس 7 ماه قبل
3

چرا خودشون نمیگن میگم جواب بچه ها هست😒🖕🖕🖕🖕

0
ناشناس 7 ماه قبل

دقیقا

2
سینا 7 ماه قبل

واقعا بد بوددددددد

المیرا 7 ماه قبل
4

خیلییییییی بد بود☹💔

0
ناشناس 7 ماه قبل

ار والا

ستین 7 ماه قبل
7

بگید لطفا :(

0
ناشناس 7 ماه قبل

راس میگ

ناشناس 7 ماه قبل
7

من اومدم تا از شما کمک بگیرم شما دارین از من کمک میگیرین من که بلد نیستم اگه بلد بودم نمییومدم تو سایت واقعا که

❤🖤 7 ماه قبل
19

واقعا که مثلا ما میاییم اینجا کمک بگیریم بعد شما از ما سوال میکنید🙄

مینا 7 ماه قبل
13

واقعا که ما از شما می‌پرسیم سوالمون رو بعد شما می‌آییم از ما میپرسین

من یک مطلب کوجک میخام 7 ماه قبل
2

من یک مطلب کوچک میخاواهم

.... 7 ماه قبل
1

افتضاح

من نمیدونستم اومدم کمک بگیرم اونوقت تو میای از ما میپرسی

هه واقعا خنده داره

2
ستایش حسن پور 7 ماه قبل

اومدم کمک بگیرم که شما از ما کمک میگیرید واقعا که افتضاحه

زهرا 7 ماه قبل
6

چرا اینجا هیچی نداره

0
جوکار 7 ماه قبل

دقیقا

0
ناشناس 7 ماه قبل

اره والا👽

0
خیلی لوس بود 7 ماه قبل

ما باید خودمون فکر کنیم

0
ناشناس 7 ماه قبل

من همیشه از این سایت خوب میگیرم خیلی هم عالیه

از نظر من اونایی که جواب میدن افتضاح

5
❤🖤 7 ماه قبل

موافقم

8
فاطی 7 ماه قبل

راست میگی الاف شدیم ها

5
زهرا 7 ماه قبل

راس میگی

نازنین بیاتی 7 ماه قبل
0

کی جواب را می داند

ناشناس 7 ماه قبل
1

سلام

مهلا 7 ماه قبل
0

ه

0
خیلی لوس بود 7 ماه قبل

معلومه خودت یه بچه ننه آیی😂😏😜

2
مهلا 7 ماه قبل

مداد در حال گریه کردن بود که یهو تراش آمد .یک نگاهی به مداد کرد و گفت:«رفیق قشنگم چرا گریه می‌کنی قربون اشکات !مداد گفت :«اخه نوکم شکسته . تراش گفت :«من خودم در مون دردت میشم وتراشت میکنم . مداد خوشحال شد و گفت :«ممنون بهترین رفیق دنیا 😉

ناشناس 7 ماه قبل
1

خیلی الکی بود😣😣

آیدا 7 ماه قبل
7

خیلللللی بد بود راضی نبودم

ناشناس 8 ماه قبل
0

واقعاً آدم جواب سوال را می خواست

ناشناس 8 ماه قبل
0

واقعاً آدم جواب سوال را می خواست

ناشناس 8 ماه قبل
0

ب معنی واقعی کلمه خاک توی سرتون

0
ناشناس 7 ماه قبل

اره دقیقا👍🏼

😏 8 ماه قبل
1

😏😏

Zahranaz 8 ماه قبل
1

بچه ها جواب رو بگید لطفا من غقفقط جواب 1 رو میخوام

0
ناشناس 6 ماه قبل

منم میخامممم

0
... 7 ماه قبل

................................

ناشناس 8 ماه قبل
0

چه چیز مزخرفیه که گذاشتید یه جواب درست حسابی بدید

هر کی یه چیز میگه

چه وضعشه😒😒😒😒😒😒

ناشناس 8 ماه قبل
0

کس ها

1
ناشناس 8 ماه قبل

بی ادب

ناشناس 8 ماه قبل
1

خیلی خوب بود

یلدا فیلی 8 ماه قبل
0

عاللللللیییی

عالی

محو عشق 8 ماه قبل
0

پلشتا

لیدی باگ 8 ماه قبل
0

بد نبود☺

ناشناس 8 ماه قبل
0

اومدیم تو سایت جواب ببینیم از خودمون می پرسن 😐

ننژ نزز 8 ماه قبل
0

۹۴

ناشناس 8 ماه قبل
1

واقعا که ما میایم از شما کمک بگیریم آن وقت شما از ما کمک می گیرید 😡😤👿🤧

😕 8 ماه قبل
1

سایت جان یه وقت خسته نشی انقدر جواب میدی😳🥴

علی 8 ماه قبل
2

قلم با خوش حالی گفت شما چقدر مهربان هستی و یک ابر زیبا کشید

ناشناس 8 ماه قبل
0

اومدم از اینجا بپرسم اینا از من میپرسن😐😑

ناشناس 8 ماه قبل
0

خیلی خوبه

امیر علی هنربر 8 ماه قبل
1

کیرخر

ناشناس 8 ماه قبل
1

بچه ها

فاطمه 8 ماه قبل
1

من اومد سایت کمکم کنه من کمک سایت میکنم چقدر مسخره

ناشناس 8 ماه قبل
0

من که اصلا خوشم نیومد 😐😑🤨

0
اسرا 7 ماه قبل

من امدم از اینجا بپرسم اینجا از من میپرسه☹☹واقعا که مسخره ها

بتوچه 8 ماه قبل
1

شت! چرا جواب نیس؟

ناشناس 8 ماه قبل
11

من سوال میپرسم اون وقت سایت از ما میپرسه

0
💕 8 ماه قبل

آره والا 🤬

0
ناشناس 8 ماه قبل

اره والا خو وقتی بلد نیستن نیان ستیت بزنن یا سوال اینطوری تو کتاب نزنن خیر ندیداا

0
محی 8 ماه قبل

دقیقا

1
لیدی باگ 8 ماه قبل

واقعا😂

0
ناشناس 8 ماه قبل

مسخره است

رهام 9 ماه قبل
4

خوب بود

0
فاطی 7 ماه قبل

بچه ها شاید اینجا برای اینه که ما خودمونباید جواب همو بدیم

0
آیدا 7 ماه قبل

حیف

4
آیدا 7 ماه قبل

خیلی کامل نبود

0
Zahranaz 8 ماه قبل

نه زیاد

1
ولی من متوجه 9 ماه قبل

خب دقیقا چی بنویسم؟

نویسنده 9 ماه قبل
23

ما میایم توی این سایت تا از شما کمک بگیریم نه اینکه کمک هم کنیم وقتی خودمون بلد نیستین:(

0
دلوین 7 ماه قبل

واقعا راست میگه👍👍👍

0
فرزند 7 ماه قبل

والاا

2
F نازی خوشگله 7 ماه قبل

واقعاراست میگه👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻

0
عالی 8 ماه قبل

لایک داری

0
ناشناس 8 ماه قبل

لایک داری بابا لایککک

0
ناشناس 8 ماه قبل

اره

18
ناشناس 9 ماه قبل

لایک داری

8
آتی 9 ماه قبل

همینو بگو

16
ملیکا 9 ماه قبل

لایک داری

6
یگانه 9 ماه قبل

باز خوبه بعضیا جواب رو تو نظرات تایپ میکنن

محدثه 9 ماه قبل
2

۲:موقع طلوع خورشید وقتی که حضرت علی خواستند به جنگ بروند و مبارزه کنیید دامن ایشان به در گیر کرد اینجا هم مناطره به کار رفته

0
💕 8 ماه قبل

نمیدونم

فرشته 9 ماه قبل
7

روزی که حضرت علی « ع» می خواستند به مسجد بروند انگار برخی میدانستند ایشان میخواهند شهید شوند سحر وقتی که در خانه شان راباز کردند که بروند لباس ایشان ب قفل در گیر کرد

0
علی 7 ماه قبل

ممنون از جوابتون

ناشناس 9 ماه قبل
17

خیلی خیلی افتزاه

6
آیدا 7 ماه قبل

آره

0
محی 8 ماه قبل

افتضاه این جوری نوشته میشه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

ملينا 9 ماه قبل
9

جواب كارگاه درس پژوهى صفحه ى نود و چهار را ميخوام

0
دلوین 7 ماه قبل

منم همینو میخوام

1
چجوری جواب میاپ 8 ماه قبل

لطفا توضیه دحید

نویسنده 9 ماه قبل
9

دربیت هشتم شعر شیر خدا اشاره به روزی که امام علی می خواستند به سمت مسجد بروند دارد که هنگام خروج گوشهشابان به حلقه در گیر کرد و نیز قوها جلوی او را می خواستند بگیرند زیرا می دانستند که اگربه مسجد برود شهید می شودمطهره شمسامیدوارم کمکی بهتون کرده باشم.

0
انشام داغون 7 ماه قبل

عالیییییییی ⁦(っ˘̩╭╮˘̩)っ⁩🤩😍😍😍😍😍❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️💞💕💕💞

حداقل تو بهمون کمک کردی وگرنه من برا فردا صفر میگرفتم

مردی به مولا

البته نمیدنم دخی یا پسر ی

ببخش🖐🏻💕🖐🏻💕🖐🏻💕🖐🏻📝🙏🙏⬛☝️

1
ناشناس 7 ماه قبل

ممنون

1
دلوین 7 ماه قبل

عالیه مرسی‌

9
ترنم 9 ماه قبل

عالی بود ممنون

سارا 9 ماه قبل
15

اصلا خوب نیست .

0
اوا 8 ماه قبل

سایت خوابه جواب بده

هنوزخوابش سیرنشده

8
ناشناس 9 ماه قبل

سلام لطفا خود سایت جواب بده

9
آتی 9 ماه قبل

ببخشید ولی فک کنم سایت مرده

ناشناس 9 ماه قبل
26

اومدم از اینجا بپرسم اینجا از من میپرسن واقعن که😐

1
بدون نام 7 ماه قبل

ولا باید اونا جواب بدن خو پس چی شاید یکی بلد نباش.

2
بله 8 ماه قبل

ما به این سایت آمدیم که جواب رو بگیریم باید به دیگران هم جواب این سوال رو بدیم

مسئولین محترم لطفا یکم نظارت داشته باشین

0
لیدی باگ 8 ماه قبل

واقعا همینو بگو

13
آتی 9 ماه قبل

همینو بگو والا

16
بیتا 9 ماه قبل

دقیقا موافقم👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻

15
آناشید جهان بخش 9 ماه قبل

کاملا درسته من نمیفهمم این چه جور سایتی هست البته عذر میخوام اگر مسئولین این سایت رو رنجیده خاطر میکنم اما این سایت واقعا به هیچ دردی نمیخوره😕

نویسنده 9 ماه قبل
3

گوش برای شنیدن _فکربرای فکر کردن _دست توانا_عقل کامل و…

ناشناس 9 ماه قبل
3

چرا نمی خواین بگید

ستایش 9 ماه قبل
6

پس جواب کو

خسروی 9 ماه قبل
3

ببخشی پس میشه به من هم بگید

نویسنده 9 ماه قبل
16

در بیتی از شعر شیر خدا به صبحی که امام علی قرار بود به مسجد بروند برای خواندن نماز گوشهشابان به حلقه در گیر میکند و حیوانات هم سعی میکردند که امام علی به مسجد نبود چون میدانستند که اگر امام علی به مسجد بروند شهید خواهند شد ستایش

1
امیرمحمد 7 ماه قبل

عالی بود ۲۰شدم

11
طاها 9 ماه قبل

این درسته؟؟

ستایش 9 ماه قبل
5

در بیتی از شعر شیر خدا به صبحی که امام علی قرار بود به مسجد بروند برای خواندن نماز گوشهشابان به حلقه در گیر میکند و حیوانات هم سعی میکردند که امام علی به مسجد نبود چون میدانستند که اگر امام علی به مسجد بروند شهید خواهند شد

0
ناشناس 7 ماه قبل

.

ناشناس 9 ماه قبل
6

خوبه ولی بعضی جاها کلمه ها را اشتباه مینویسند

2
محمد 8 ماه قبل

افتزاح

سید امیر حسین همتی 9 ماه قبل
6

جواب سوال 2:آن روزی که امام علی می خواست به مسجد برود در جولوی آن رامیگرفت ومی گفت:(امروز شما به مسجد نرو ).

آناشید 9 ماه قبل
1

اشتباه ها در رابطه با املا بسیار بود😕😐😑

نویسنده 9 ماه قبل
6

سلامخیلی اشتباه داشت😔

نویسنده 9 ماه قبل
10

برای اینکه امام علی شهید نشود

24
عالی ولی ای کاش جواب داشت 9 ماه قبل

حیف

حدیثه 9 ماه قبل
2

سوال 2وقتی امام علی علیه السلام میخواست برود در بسته شد چون اشیا هم به امام وابسته بودند چون امام ما بسیار مهربان و………. بوده است

نویسنده 9 ماه قبل
47

سوال۱:مداد در حال گریه کردن بود مداد تراش از راه رسید و به او گفت:«چرا گریه میکنی؟مداد گفت:«چون نُوکِ من شکسته است ناراحت هستم،مداد تراش گفت:«این که ناراحتی ندارد من نُوکِ تو را می تراشم مداد با خوشحالی گفت:«راست میگویی؟مداد تراش گفت بله.نویسنده:صبا

1
دلوین 7 ماه قبل

مرسی

1
یاسین 9 ماه قبل

ممنون از شما دوست عزیز👊👊

نویسنده 9 ماه قبل
4

نمدونم کاشکی بچه ها جواب سوال ۱ رو بگن🔪😭

نویسنده 9 ماه قبل
1

سلام من نمیدونم ک اومدم اینجا دیگ🤣اگ میدونستم چرا اومدم

1
نفس 7 ماه قبل

😂

دانش آموز 9 ماه قبل
3

صبح ۱۹ رمضان هنگامیهنگامی که حضرت علی (ع) میخواستند به مسجد بروند لباس ایشان به حلقه ی در گیر کرد . انگار حلقه ی در هم نگران حضرت حضرت علی بود و نمیخودست ایشان هم شهید شود .

نویسنده 9 ماه قبل
2

صبح ۱۹ رمضان هنگامی که حضرت علی می خواستند به مسجد بروند لباس ایشان به حلقه ی در گیر کرد . انگار که حلقه ی در هم نگران حضرت علی بود و نمیخواست ایشان شهید شود.

نویسنده 9 ماه قبل
2

جواب سوال 2 فارسی کارگاه پژوهیامام علی (ع) هنگام رفتن به مسجد شابان لباسشان به حلقه ی در گیر کردو حیوانات نیز نمیخداستند حضرت علی به مسجد برود چون اگر میرفت شهید میشدامام هیچ چیزی مانع رفتن امام نشدحتی با اینکه خود امام نیز میدانست اگر به مسجد برود شهید میشوداما آن روز با تمام این دلایل باز هم به مسجد رفت

نویسنده 9 ماه قبل
5

جواب سوال ۲ کارگاه درس پژوهی درس راز زندگی:این واقعه در سحرگاهان صبح جمعه نوزدهم ماه رمضان اتفاق افتاد و به زمانی اشاره دارد که حضرت علی(ع)تصمیم بر رفتن به مسجد کوفه داشتند و زمانی که میخواستند از خانه خارج شوند،شابان لباسشان به حلقه ی در گیر کرد و باعث دست و پا گیری ایشان شد.در آن روز اتفاقات دیگری از جانب حیوانات به دلیل صرف نظر کردن حضرت علی(ع)از تصمیمشان بر رفتن به مسجد نیز اتفاق افتاد اما ایشان باز هم توانستند به مسجد برسند؛هر چند که ایشان نیز خود میدانستند که اگر بروند شهید میشوند..

6
فرناز فلاح 9 ماه قبل

جواب سوال ۲ کارگاه درس پژوهی درس راز زندگی:این واقعه در سحرگاهان صبح جمعه نوزدهم ماه رمضان اتفاق افتاد و به زمانی اشاره دارد که حضرت علی(ع)تصمیم بر رفتن به مسجد کوفه داشتند و زمانی که میخواستند از خانه خارج شوند،شابان لباسشان به حلقه ی در گیر کرد و باعث دست و پا گیری ایشان شد.در آن روز اتفاقات دیگری از جانب حیوانات به دلیل صرف نظر کردن حضرت علی(ع)از تصمیمشان بر رفتن به مسجد نیز اتفاق افتاد اما ایشان باز هم توانستند به مسجد برسند؛هر چند که ایشان نیز خود میدانستند که اگر بروند شهید میشوند..

نویسنده 9 ماه قبل
2

نمی دونم 😂😂

ا ره ز 9 ماه قبل
1

نمیدونم

نویسنده 9 ماه قبل
1

مداد و تراشروزی تراش به مداد گفت تو اگر نک نداشته باشی چه میشودمداد گفت دیگر نمی توانم بنویسم من اگر نک نداشته باشم با تو خودم را نک میکنم و ان وقت میتوانم بنویسمفاطمه

نویسنده 9 ماه قبل
1

حضرت علی علیه السلام داشتند به مسجد می رفتند و وقتی از آن جا پس می آمدند حلقه ای درست از او دامن گیراینم از نظر من

نویسنده 9 ماه قبل
1

خخخخخخخخخخخخخخخخ

نویسنده 9 ماه قبل
2

جواب سوال دو یعنی اینکه اون سحری که حضرت علی به مسحد میرفتند واقعا لباسشون به حلقه ی در گیر کرده و اینجا یکمی پر و بالش داده است

نویسنده 9 ماه قبل
1

اصلا خوب نیست

نویسنده 9 ماه قبل
5

شخصیت دهی: تخته سیاههر روز صبح با صدای بچه ها به وجد می آیم ازاینکه بچه ها را کنار خودم مبینم خیلی خوشحالم. وقتی مطالب آموزنده را با عشق روی من می نویسند بچه ها با تعجب و شگفتی آنها را وارد گنجینه ی اصرار خودشان می کننداحساس خوبی پیدا می کنم هنگامی که بچه ها با شیطنت روی من مطالبی را می نویسن تا دوستانشان را اذیت کنن خندم می گیرد وبا خنده ی آنها شاد می شوم. اماالان دوسال است که این هیاهو و شادی را نمی بینمنگار اسماعیلی

نویسنده 9 ماه قبل
2

من نمی دونم ای وای ای خدا

نویسنده 9 ماه قبل
2

جواب می خواهم

نویسنده 9 ماه قبل
1

..

جواب ندارم 9 ماه قبل
2

نمیدونم

نویسنده 9 ماه قبل
1

در این بیت به واقعه مبالغه اشاره شده

ناشناس 9 ماه قبل
3

ای کاش

نویسنده 9 ماه قبل
1

من هیچی یادم نیست

نویسنده 9 ماه قبل
1

و …..

نویسنده 9 ماه قبل
1

نمیدانم

نویسنده 9 ماه قبل
1

ه ه ه ه ه ه ه هل

نویسنده 9 ماه قبل
1

والا نمی دونم من اومدم بفهمم جواب چی میشه

نویسنده 9 ماه قبل
1

داستان بگید

نویسنده 9 ماه قبل
1

امام علی

نویسنده 9 ماه قبل
1

من که چیزی نمیدونم

نویسنده 9 ماه قبل
1

من دنبال فارسی ششم صفحه ۹۴ هستممن اسما احمدی کلاس ۳/۲

نویسنده 9 ماه قبل
1

جواب کارگاه درس پژوهی فارسی ششم صفحه 94

نویسنده 9 ماه قبل
1

نمیدوم😐

نویسنده 9 ماه قبل
1

فریناز عباسیسحر گاه نوزدهم ماه رمضان ساعاتی قبل از شهادت وقت حضرت علی قصد داشت از خانه بیرون برود حلقه در به شال کمر آن حضرت آویخت:جواب سوال2———-یک پاکن در مدرسه جامانده بود او میترسید و گریه می کرد:جواب سوال1امیدوارم بهتون کمک کنه دوستان عزیز🌻🌷🌹

پریسا 9 ماه قبل
2

بگید

ترش نکنی 9 ماه قبل
1

ترش نکنی خخخخخ

نویسنده 9 ماه قبل
1

لطفا سوال اول رو بگین

0
گفت 7 ماه قبل

گفتش اگه کور نباشی میتونی نگاه کنی

0
گفت 7 ماه قبل

گفتش اگه کور نباشی میتونی نگاه کنی

نویسنده 9 ماه قبل
1

من که هیچی نمیدونم 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

1
نفس 7 ماه قبل

خاک عالم

اصغر دیونه 9 ماه قبل
1

سلام اسکل چقدر سلام

0
ناشناس 7 ماه قبل

سلام سلامتی میاره

ولی من پیام ندادم 😂

0
ناشناس 7 ماه قبل

سلام سلامتی میاره

ولی من پیام ندادم 😂

😘😘 9 ماه قبل
1

عالی بود

لعیا 9 ماه قبل
1

نمیدونم واقعا

ستایش زیبا کلام 9 ماه قبل
1

در سحر گاه نوزدهم ماه مبارک رمضان وقتی که به مسجد می رفتند حلقه در جلو او را گرفته بود اما امام علی رفته بودند و وقتی به انجا رسیدن دو روز بعد به شهادت رسیدند

نویسنده 9 ماه قبل
1

این واقعه به 19 ما رمضان اشاره دارد.

نویسنده 9 ماه قبل
3

مثلا جواب مثل ساعت اشیا باشه

محمد رضا 9 ماه قبل
1

خوب بود

ممنون من مانلی هستم 9 ماه قبل
1

مانلی عالی بود دستتون دردنکنه عزیزانم خیلی خوشحالم کردین😙😙😙😍❤💓💕💖💗💞💝💜💛💚💙💟❣💌👌👍😌🏖

نویسنده 9 ماه قبل
1

وقتی که امام امام علی به مسجد میخوآست برود حلقه ی در از ان خواهش کرد که نرود

نویسنده 9 ماه قبل
1

تا تاریخ تاریخِ تاریخِ

نویسنده 9 ماه قبل
4

سلام

1
yeganeh ghabezi 9 ماه قبل

نمیدونم لطفا جواب رو بگین

1
علیک 9 ماه قبل

سلام

نویسنده 9 ماه قبل
6

در آن سحرگاه که اثرش مانند روز قیامت هولناک بود، حلقه در، به عبای حضرت علی (ع) آویخت و مانع از رفتن ایشان شد.

نویسنده 9 ماه قبل
20

مداد در حال گریستن بود زیرا نوک او شکسته بود و درد زیادی داشت . تراش به مسافرت رفته بود و نمی توانست به آنجا بیاید زیرا راه دور بود ؛ آنها تراش دیگری پیدا کردند و مداد خوشحال و شاداب شد و شعر های زیادی نوشت .

نویسنده 9 ماه قبل
1

نوید 9 ماه قبل
1

لطفا مرا راهنمایی کنید

نویسنده 9 ماه قبل
1

کتاب

نویسنده 9 ماه قبل
1

تطعبس

نویسنده 9 ماه قبل
1

دم صبح حلقه درست دست به دامن حضرت علی شد می گویند زمانی که حضرت علی علیه السلام در سحر نوزدهم ماه رمضان قصد خروج از خانه را داشت حلقه در لباسش یک هر تا مانع خروج بو شود

برای پاسخ کلیک کنید