انشا آزاد تصویر نویسی قدرت تخیل صفحه 86 نگارش هفتم تصویر ذهنی

یگانه

خوب بود ولی انشای ساده تر بزارین چون معلمامون باور نمیکنن خودمون نوشتیم

نویسنده

یکم طولانی بو دستتون درد نکنه ولی دبیرم فهمید ونمره برام۰گزاشت😡😡

ناشناس

به نظر من نمیشه یه تصویر رو تجسم کردمن اگر تجسم میخواستم بکنم یه جایی رو تصور میکردم که زیاد سروصدا اونجا هست و ادماش ساکتاولش زیاد جذاب نیست براتون ولی وقتی قلمتو دست بگیری میفهمی که از اینم جذاب تر هست

سانیتا

دقیقا

نویسنده

وای تصورش راهم نمی کردم که به سفری بروم که پراز سرسبزی باشد حتئ درختان همبامن صحبت می کردند و رود خانه باشرشرش آهنگ بسیار گوش نوازی ساخته بودخانه من درلابه لای کوه ها بود وقتی به بیرون میرفتم گنجشکان روسری به رنگ آفتاب به سرم می انداختند ووقتی وارد جنگل می شدم نسیم ملایمی صورتم را نوازش می کردجنگل در تابستان طلایی می شد دلیل او خورشید بود که مثل تشت طلا بر زمین می تابید👼

جواب تصویر نویسی انشا صفحه ۸۶ کتاب نگارش هفتم مهارتهای نوشتاری پایه کلاس هفتم تصویری را در ذهن خود ایجاد کنید از قدرت تخیل خود بهره بگیرید و به جزئیات آن بیفزایید هر وقت تصویر ذهنی شما کامل شد نوشتن را آغاز کنید جزئیات را به گونه ای بنویسید که با خواندن آن تصویر ذهنی شما نشان داده شود از سایت نکس لود دریافت کنید.

تصویر نویسی صفحه 86 کتاب نگارش هفتم

انشا تصویر نویسی صفحه ۸۶ کتاب نگارش هفتم

انشا تصویر نویسی صفحه ۸۶ کتاب نگارش هفتم که در آن گفته است و چه ها باید با بهره گیری از قدرت تخیل ذهنی خود را در ذهن خود تصور کنند و به جزئیات آن بیافزایند این انشا را در ادامه مطلب برای شما عزیزان قرار خواهیم داد سعی میکنیم برای شما عزیزان انشا های متنوعی بگذاریم تا معلمان نگارش پایه هفتم نتوانند همه آن ها را بخوانند.

انشای آزاد قدرت تخیل نگارش هفتم

خانه جاودانه

مقدمه : تصور اش سخت است.خانه ای فرسنگ ها دورتر از جنگل های آهنین و سرو صداهای سرسام آور.خانه ای میان کوه های سر به فلک کشیده و رود های جاودانه.خانه ای زیر آسمان آبی و روی زمین سرسبز.

بدنه 1 : در همسایگی درختان پایدار و پرندگان خوش صدا.کنار مادری به نام زمین که تورا در آغوش خود می خواباندو پدری به نام طبیعت که همیشه فکر تورا در سر خود می پروراند.

بدنه 2 : خانه ای که دیوار هایش از چوب هایی است که باتو سخن می گویند. خانه ای که کف آن با سبزه زاری فرش شده است که تو را آرام در بستر خود می خواباند. خانه ای با سقفی از آسمان پهناور و آبی که هیچ گاه از تماشایش خسته نمیشوی. خانه ای با پنجره هایی که رو به جنگل پهناور و سرسبز باز می شوند.

نتیجه : آری؛تصور اش سخت است ولی لذتی وصف نکردنی دارد.با کمی دور شدن از این خانه هایی که مانند زندان در آن گرفتار شده ایم می شود به این خانه دست یافتو تمام عمر از آن لذت برد.خانه ای جاودانه و ابدی با زیبایی تمام نشدنی. (M.S)

تصویر نویسی انشا آزاد صفحه 86 مهارتهای نوشتاری هفتم

مقدمه : به نام خدایی که در قلب ماهی ها نبض دارد! آسمانی را تصور کن بدون لکه های ابر و تابش خورشید تابان، چقدر دوست نداشتنی و چقدر غریب میشود پرندگانی را بخاطر می آوردم در خیال های نیمه شبم که لانه هایشان ته اقیانوس است و بال هایشان خیس از آب باز هم تلاش پرواز میکنند و جوجه هایشان را می پرورانند و پرواز را به عمق جانشان می نشانند و جوجه ها اقیانوس را آسمان می بینند و جولان کودکی میدهند …

بدنه : آسمانی را تجسم میکنم پر از دسته های ماهی های پرنده که همگی پیرو رئیس دسته نمایش خیره کننده ای در آسمان به راه می اندازند و پولک هایشان زیر نور تابان خورشیدتلالویی از منشور زیبای هستی به رخ میکشند .

سپیده صبح که میشود به افکار باطلم میخندم وانگشت به دهان حیران می مانم از این همه تدبیر از این همه زیبایی ستودنی و چشم هایم را به افق میدوزم تا خورشید بدمد و آسمان راغرق روشنایی کند و بنشینم غرق پرواز پرندگانی شوم که دسته دسته در آسمان میرقصند و جوجه هایشان را پروازمی آموزند و صحنه های بی بدیل خلقت خلق میکنند ..

محو تماشای ماهی ها که میشوم از یاد میبرم مکان را و تمنای وصال دستانم برای آب سپردنشان را با جان و دل میشنوم ودر وصل وصالشان قوم مینهم ..انگشتانم که با آب دریا آشنا میشود در رویای سبزم پرواز ماهی ها را تجسم میکنم.

نتیجه گیری : ولی انگار که محال بودنش و زشت بودن و نا دوست داشتنی بودنش بد جور ذوقم را کورمیکند و از تصور این رویای زشت دست میکشم. چند قطره از اشک ماهی ها را به دیده جان میکشم و بیشتر رقص پولک هایشان در نظرم جلوه میدهد تمنای تماشایشان فرصت بی تکراراست ببینیم و بشنویم زیبایی هایی که هرروز ساده میگذریم ازکنارشان وثانیه هایی که از عمرمان در غفلت باطل میگذرد را دریابیم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

فریماه : باز هم زنگ انشا شد .معلم گفت باید یه تصویر رو تو ذهنمون تجسم کنیم . بعد اونو تو یه برگ کاغذ توصیف کنیم .چشامو بستم .بهش فکر میکردم. چه جای آرامش بخشی !راستش چیزی که تو ذهنم میدیدم بیشتر از یه تصویر بود! کسی چه میدونه شاید اونجا هم یه دنیایی هست.
دنیایی که توش خبری از ماشین و کارخونه نیست. دنیایی که ابرهای تو آسمونش صورتیه. دنیایی که فقط یه تپه بلند داره .تپه ای که تمام داراییش چند تا گل سرخ و یه درخت پیر چند هزار ساله است . با یه کلبه چوبی که برای یه آدم تنهاست:)
این آدمی که بهتون گفتم خیلی هم تنها نیست!
خوب، بالاخره همه یه همدرد دارن دیگه:/ همدرد این آدم تنهامونم ماهی کوچولوی توی تنگشه. کلبه ای که گفتم خیلی بزرگ نیست. جوری که توش فقط برای ادم و ماهی و یه بخاری کوچولو جا داره.
کلبه ای که وقتی توش قدم میزنی بعد دو قدم به دیوار میخوری . این دنیایی که میگم توش خبری از گرامافون و تلوزیونو ازین جور چیزا نیست . تنها موسیقیش صدای گنجشکا و صدای جیرجیر تخته های چوبیه خونس که کف اونو پوشونده. خلاصه بگم براتون.این دنیا علاوه بر روزا شبای قشنگیم داره. شبایی که کیف میده برای درد دل کردن . دردو دل با ماه تو آسمون . اخه میدونی ماه تنها چیزیه که حرفاتو با دقت گوش میده . طوری که وقتی باهاش حرف میزنی جز تو به کسی گوش نمیده . انقد غرق حرفات میشه که حتی پلکم نمیزنه.
قبلا بهتون گفتم که این دنیا یه درخت داره . درختی با آدما همه آدما خیلی فرق داره. وقتی بهش تکیه میکنی هیچ وقت جا خالی نمیده. یه درختی که اگر چه شاخه هاش زیر نور آفتاب سوزان پوسیده باشن و از آفتاب خسته باشه ، ولی هیچوقت سایشو از تو دریغ نمیکنه.
دنیایی که ازش تعریف میکنم دنیای خیلی سادیه
ولی بدون هیچ بدی و ظلمی..:)
فک کنم این دنیا خیلی خیلی کوچولو باشه.
وگرنه تو مغز کوچولو من که جا نمیشد؟!میشد؟
مطمئنا همه یه دنیای کوچولو تو مغزشون دارن ولی مطمئناً دنیای همه انقد ساده نیست . چون ادمایی رو تو دنیاشون راه دادن که نباید راه میدادن . ادمای بدی که قصد ندارن خوب بشن:/
اگع میخوای دنیای خودتم مثل همین جایی که الان توش زندگی میکنی نباشه پس بجنب! هنوز دیر نشده!تو ی جورایی همه کاره دنیای خودتی. وقتی میگم همه کاره یعنی هر کاری بخوای میتونی انجام بدی!شروع کن ! همین الان همه ادمای اشتباه و خط بزن و از دنیات بنداز بیرون…

محمد حسین : تصور اش سخت است.خانه ای فرسنگ ها دور تر از جنگل های آهنین و سر و صداهای سرسام آور.خانه ای میان کوه های سر به فلک کشیده و رود های جاودانه.زیر آسمان آبی و روی زمینی سرسبز. در همسایگی درختان پایدار و پرندگان خوش صدا.در کنار مادری به نام زمین که همیشه تو را در آغوش خود جای میدهد و پدری به نام طبیعت که همیشه فکر تو را در سر خود می‌پروراند. خانه ای که دیوار هایش از چوب هایی است که با تو سخن می‌گویند و کف آن از سبزه زاری است که تورا آرام در بستر خود می خواباند و سقفی از آسمانی پهناور و آبی که هیچ گاه از دیدنش خسته نمی‌شوی و پنجره هایی که رو به جنگل پهناور و سرسبز باز میشوند.آری تصورش سخت ولی لذت بخش است.باکمی دور شدن از این خانه هایی که به زندان شبیه ترند می‌شود به این خانه دست یافت و تمام عمر از آن لذت برد.خانه ای جاودانه و ابدی با زیبایی تمام نشدنی.

اتنا : ولی افسوس که این خانه در ذهن من بود خانه ایی با نمایی طنین انداز وجاودانه و ابدی با تمام زیبایی وصف نکردنی در ذهن من خواهد ماند.

عرفان : مقدمه : تصور اش سخت است.خانه ای فرسنگ ها دورتر از جنگل های آهنین و سرو صداهای سرسام آور.خانه ای میان کوه های سر به فلک کشیده و رود های جاودانه.خانه ای زیر آسمان آبی و روی زمین سرسبز.

بدنه 1 : در همسایگی درختان پایدار و پرندگان خوش صدا.کنار مادری به نام زمین که تورا در آغوش خود می خواباندو پدری به نام طبیعت که همیشه فکر تورا در سر خود می پروراند.

بدنه 2 : خانه ای که دیوار هایش از چوب هایی است که باتو سخن می گویند. خانه ای که کف آن با سبزه زاری فرش شده است که تو را آرام در بستر خود می خواباند. خانه ای با سقفی از آسمان پهناور و آبی که هیچ گاه از تماشایش خسته نمیشوی. خانه ای با پنجره هایی که رو به جنگل پهناور و سرسبز باز می شوند.

نتیجه : آری؛تصور اش سخت است ولی لذتی وصف نکردنی دارد.با کمی دور شدن از این خانه هایی که مانند زندان در آن گرفتار شده ایم می شود به این خانه دست یافتو تمام عمر از آن لذت برد.خانه ای جاودانه و ابدی با زیبایی تمام نشدنی. (M.S)

تصویر نویسی انشا آزاد صفحه 86 مهارتهای نوشتاری هفتم
مقدمه : به نام خدایی که در قلب ماهی ها نبض دارد! آسمانی را تصور کن بدون لکه های ابر و تابش خورشید تابان، چقدر دوست نداشتنی و چقدر غریب میشود پرندگانی را بخاطر می آوردم در خیال های نیمه شبم که لانه هایشان ته اقیانوس است و بال هایشان خیس از آب باز هم تلاش پرواز میکنند و جوجه هایشان را می پرورانند و پرواز را به عمق جانشان می نشانند و جوجه ها اقیانوس را آسمان می بینند و جولان کودکی میدهند …

بدنه : آسمانی را تجسم میکنم پر از دسته های ماهی های پرنده که همگی پیرو رئیس دسته نمایش خیره کننده ای در آسمان به راه می اندازند و پولک هایشان زیر نور تابان خورشیدتلالویی از منشور زیبای هستی به رخ میکشند .

سپیده صبح که میشود به افکار باطلم میخندم وانگشت به دهان حیران می مانم از این همه تدبیر از این همه زیبایی ستودنی و چشم هایم را به افق میدوزم تا خورشید بدمد و آسمان راغرق روشنایی کند و بنشینم غرق پرواز پرندگانی شوم که دسته دسته در آسمان میرقصند و جوجه هایشان را پروازمی آموزند و صحنه های بی بدیل خلقت خلق میکنند ..

محو تماشای ماهی ها که میشوم از یاد میبرم مکان را و تمنای وصال دستانم برای آب سپردنشان را با جان و دل میشنوم ودر وصل وصالشان قوم مینهم ..انگشتانم که با آب دریا آشنا میشود در رویای سبزم پرواز ماهی ها را تجسم میکنم.

نتیجه گیری : ولی انگار که محال بودنش و زشت بودن و نا دوست داشتنی بودنش بد جور ذوقم را کورمیکند و از تصور این رویای زشت دست میکشم. چند قطره از اشک ماهی ها را به دیده جان میکشم و بیشتر رقص پولک هایشان در نظرم جلوه میدهد تمنای تماشایشان فرصت بی تکراراست ببینیم و بشنویم زیبایی هایی که هرروز ساده میگذریم ازکنارشان وثانیه هایی که از عمرمان در غفلت باطل میگذرد را دریابیم..

نویسنده :‌وای تصورش راهم نمی کردم که به سفری بروم که پراز سرسبزی باشد حتئ درختان هم
بامن صحبت می کردند و رود خانه باشرشرش آهنگ بسیار گوش نوازی ساخته بود
خانه من درلابه لای کوه ها بود وقتی به بیرون میرفتم گنجشکان روسری به رنگ آفتاب به سرم می انداختند ووقتی وارد جنگل می شدم نسیم ملایمی صورتم را نوازش می کرد
جنگل در تابستان طلایی می شد دلیل او خورشید بود که مثل تشت طلا بر زمین می تابید.

نیکا : من در تخیلات هیچ چیزی را تصور نمیکنم، بلکه هرچی از این دنیا میخواهم به من داده است مثل پدر ومادر وهمه ی کسانی که در زندگی من وجود دارن
خدایا ممنونم از وجودت 🤲🤲.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
هانا 20 روز قبل
-2

عالی بود ممنون❤🍃🌸

ه 1 ماه قبل
1

عالی

ناشناس 1 ماه قبل
0

خوب نبود

علی 1 ماه قبل
6

چرت

الهه 1 ماه قبل
3

الهه

MHV 1 ماه قبل
9

این متن خیلی سخت و یه جورایی غیر قابل باوره

ناشناس 2 ماه قبل
2

بد نبود‌.

به تو چه 2 ماه قبل
3

0

ا 2 ماه قبل
0

اصلا خوب نیودددددپد ‌😯😯😯

ناشناس 2 ماه قبل
1

وای خدا چرا انقدر طولانی

ناشناس 2 ماه قبل
0

عن

وای وای 3 ماه قبل
3

خیلی طولانی هست اصلا خوب نیست

پنکه ای که کوک خورد 3 ماه قبل
4

منم با اون کسی که گفته بود تایتان ها حمله کردن کاملا موافقم مثلا وسطش لیوای میومد کله ی یه تایتان رو مینداخت و جلوت و....... و خیلی طولانی بود

0
مایک شوگا🗿🎤 2 ماه قبل

جرر آرمی

ناشناس 3 ماه قبل
6

خیر

خیلی بد

ناشناس 3 ماه قبل
0

بسیار طولانی بودوبرای دانش اموزان مناسب نییت

پری 3 ماه قبل
3

خیلی عالیه فقط فک کنم معلمم بفهمه که از گوگل سرچ کردم😐

😈 3 ماه قبل
8

کسی که گفتی صفر گذاشته خوب خودت مینوشتی😐

5
ناشناس 3 ماه قبل

بله خودتون بنویسید و داخل گوگل بر مدارید

محمد طاها یوسفی 3 ماه قبل
2

خب آخه اینا که شما میدید جا نمیشه تو کتاب

صدیقه خدری 3 ماه قبل
2

خوب بود عالی

1
.......... 3 ماه قبل

بد نبود🙄

ناشناسی در تاریکی😐🗿 3 ماه قبل
17

اقا من جنگل و گل و بلبل نمیخام یه چی بدین منفاوت باشه مگه بچه کوچیکیم اخه یکم خشنش کنین مثلا بگین وسط اینهمه خوشی ناگهان تایتان ها حمله کردن...😐🚶🏻‍♀️

1
بدبختی که اوتاکو و ارمی است 2 ماه قبل

اتک تایتان دیدییییی

0
دیانا 3 ماه قبل

بهتر نیست به جای اینک تایتان ها حمله کنن مپلا زامبی یا روح بامثلا جن حمله کنه یا یک خونه رویایی که خیلی پیشرفتست و هر شب دست پا هاتو واست مالش بده اوخ دلم مورمورشد🥺🌈🙃

0
ناشناس شناس 3 ماه قبل

دقیقا دنبال همچون چیزی بودم🥴

3
اوتاکو 3 ماه قبل

اتک آن تایتان دیدی داداش؟😂 زیادی فرو رفتی توش انگار

3
😂😂😂 3 ماه قبل

داداش تودیگه خیلی تخیلی هستی😂😂👌😂😂

کیمیا 3 ماه قبل
0

در یک خانه زیبا و شگفت آور پسر زندگی می کرد به نام هامون که خیلی دلش می خواست همانند دانشمندان و انسان هایی که خالق ابزارهای مختلف و علم و دانش هستند که بشود یک شب که برای خواب به تخت خود رفته بود با خود فکر کرد که اگر نیازمند توانسته است جاذبه را کشف کند یا حتی ادیسون که توانسته است برق را کشف کند چطور من می توانم چیزی را کشف کنم در همین فکرها بود که ناگهان خاموش برد همان موقع خواب دید که بدون کپسول اکسیژن در فضا معلق است در فضا چشمش به فضانوردی خورد که بدون کپسول اکسیژن داشت جان خود را از دست میداد کمی فکر کرد چطور من که بدون کپسول اکسیژن هستم می توانم نفس بکشم اما او نمیتواند ناگهان از خواب پرید صبح شده بود و انگار آن خوابی تاثیر نبود همان موقع با خود گفت من قرصی درست خواهم کرد که وقتی آن را میخوریم تا ۵ ساعت می توانید و فضا بدون اکسیژن زنده بمانیم و این کار را هم کرد.

0
عالی، 😘😜👍🏻عالی 3 ماه قبل

عالی

امیر حسین 3 ماه قبل
2

خیلی عالی بود اگر زیاد بودمی‌تونستین خلاصه را بنویسید نه همشو که معلمتون بفهمه و براتون نمره صفر بزاره خلاصه را نوشتین خودتون هم اضافه میکردیم و معلمتون شک نمی‌کرد من که خیلی لذت بردم و خلاصه کردم این متن زیبا را

مهدیس 3 ماه قبل
-1

عالی بود

سنا 4 ماه قبل
-1

دستتون درد نکنه واقعیت عالی بود

یگانه 4 ماه قبل
50

خوب بود ولی انشای ساده تر بزارین چون معلمامون باور نمیکنن خودمون نوشتیم

-1
دیانا 3 ماه قبل

موافقم

-1
😑😑😑 3 ماه قبل

هوم دیقن

-1
علی 3 ماه قبل

اره

26
یگانه 4 ماه قبل

دقیقا

34
سانیتا 4 ماه قبل

دقیقا

10
violet 4 ماه قبل

بله دقیقا

9
ناشناس 4 ماه قبل

دقیقا

10
ناشناس 4 ماه قبل

اره

7
عسل 4 ماه قبل

اره😑

8
F.A 4 ماه قبل

اهوم😐

نویسنده 4 ماه قبل
9

ادم های بد شوت توی سطل زباله وادم های خوب درکنارت

نویسنده 4 ماه قبل
37

یکم طولانی بو دستتون درد نکنه ولی دبیرم فهمید ونمره برام۰گزاشت😡😡

1
ناشناس تر از همیشع 2 ماه قبل

نباید از رو سایت کپی کنی باید خیلی تغییرش بدی

من خودم میام از رو اینا میخونم و ایده ای میاد تو ذهنم و اونو مینویسم!

0
.. 2 ماه قبل

نکنه اینکه نوشتع اینقد نگو نمرت صفر شده معلمته 😂😂

1
ناشناس 3 ماه قبل

درسته وقتی که آدم از رو سایت بنویسه دبیرش می فهیمه

7
3 ماه قبل

سلام !

انقد ننویس نمرم شد 0

اگه هم شد حقت بود چون از روی سایت ها همه چی تو مینویسی

حالا نمیخوام اسمت رو ببرم

ولی بازم واست صفر میزارم فکر نکن معلما نمیفهمند

7
شقایق 4 ماه قبل

مجبور نبودی همش رو دقیق بنویسی که معلمت بفهمه😏

10
......... 4 ماه قبل

چون تو امدی و کامل نوشتی عزیز منباید یکم تغییرش بدی.///

10
مهیار 4 ماه قبل

نکنه میخواستی ۲۰ بده😂😂😂💔

زهرا سلیمانی از بوشهر 4 ماه قبل
31

زیبا بود ولی خیلی زیاد بود

-1
ارینا 20 روز قبل

عالی

0
ناشناس🗿 4 ماه قبل

سلام همشهری😂😂✋🏻

زیلا مهران فر 4 ماه قبل
27

راستی احساساتیه واقعا

سارا 4 ماه قبل
8

عالی بود خوشم آمد.

مشکات 4 ماه قبل
12

عالی بود مرسی ،😍😍😍😘🤩🥰واقعا تخیلی بود

1
ناشناس 4 ماه قبل

ارههه عالی بود

ترنم 4 ماه قبل
18

خیلی عالیه 💓💓💓💓💓💓💓💓💟💟💟💟💟💟💟💟👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍💝💝💝💝💝💝💝😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😍😍😍😍😍😍😍💋💋💋💋💋💋💋واقعا دست داره👏👏👏👏

ناشناس 4 ماه قبل
8

فوق العاده بود.👌

0
نویسنده 4 ماه قبل

اره

😍😍 4 ماه قبل
3

خیلی طولاااانی بود ولی قشنگ و تخیلی بود نرسی ❤

3
Mersad 4 ماه قبل

نرسی😐

-1
حســیـنـ تنـٓهـا 4 ماه قبل

چی می شد یک منو از تنهایی درارهْٓ

Helia 4 ماه قبل
12

به نظرتون مقدمه یا همون بند آغازین رو با چه جمله ای شروع کنم؟

2
ناشناس 4 ماه قبل

با یه جمله خوب

2
......... 4 ماه قبل

با سلام خخخخ شوخی کردم با یکم تفکرت درمورد چیزی که میخواهی بنوسی برای مثال:واقعا فکر کنید اگر انسان میتوانست جاذبه را شکست دهد چه با حال میشد و ادامه اش انشا ای که میخواهی را بنویس/تمام/

نویسنده 4 ماه قبل
32

وای تصورش راهم نمی کردم که به سفری بروم که پراز سرسبزی باشد حتئ درختان همبامن صحبت می کردند و رود خانه باشرشرش آهنگ بسیار گوش نوازی ساخته بودخانه من درلابه لای کوه ها بود وقتی به بیرون میرفتم گنجشکان روسری به رنگ آفتاب به سرم می انداختند ووقتی وارد جنگل می شدم نسیم ملایمی صورتم را نوازش می کردجنگل در تابستان طلایی می شد دلیل او خورشید بود که مثل تشت طلا بر زمین می تابید👼

2
ناشناس 4 ماه قبل

عالی بود من خودم هم این رو تصور کرده بودم خاستم بنویسم ولی شما نوشته بودید

ناشناس 4 ماه قبل
34

به نظر من نمیشه یه تصویر رو تجسم کردمن اگر تجسم میخواستم بکنم یه جایی رو تصور میکردم که زیاد سروصدا اونجا هست و ادماش ساکتاولش زیاد جذاب نیست براتون ولی وقتی قلمتو دست بگیری میفهمی که از اینم جذاب تر هست

ناشناس 4 ماه قبل
2

عالی بود

ناشناس 4 ماه قبل
1

عالیییییییییییییی ممنون😊

مریم 4 ماه قبل
3

واقعاعالیه من که خیلی خوشم اومدمعشره منکه همه انشارودوست داشتم ممنون بابت انشاه سپاس فراوان مـــــــــــــــــــــنــــــــــــــــنــــــــون

0
ناشناس چ 4 ماه قبل

بله

مریم چاکری مدرسه عترت پایه هفتم ایمان یک گروه ب 4 ماه قبل
0

واقعاعالیه من که خیلی خوشم اومدمعشره منکه همه انشارودوست داشتم ممنون بابت انشاه سپاس فراوان مـــــــــــــــــــــنــــــــــــــــنــــــــون

ملیسا‌ مرسلی 4 ماه قبل
16

واقعاً خیلی بده اصلا توضیح داده نشده

برشیا 4 ماه قبل
16

کوتاه باشه لطفا کوتاه کوتاه کوتاه باتشکرپسرنازکنارنجی

0
فاطی 4 ماه قبل

اصلا خوب نبودن

نویسنده 4 ماه قبل
21

خیلی بد بود اخه نمی شع نوشت این رو چجوری به خانم نشون بده ادم 😐😎

2
🙃 4 ماه قبل

دقیقا همین طوره🙄😐

نویسنده 4 ماه قبل
6

خانه جاودانه

1
نیالا 3 ماه قبل

چی میگی این وسط

نویسنده 4 ماه قبل
13

چ میدونم

نویسنده 4 ماه قبل
22

شاید خوشبختی در صفحه ی دیگر باشدکتاب رو زود نبند

1
ایول 4 ماه قبل

انشا نوشتن سخت است ولی اگر متمرکز باشی و ذهنت را ورزش دهی میتوانی راحت انشا بنویسی

2
محدثه 4 ماه قبل

خیلی ممنون

.. 4 ماه قبل
3

خب ب عنم🙂😐

1
بتوچه نن کبصو. 3 ماه قبل

منوم ب کیلوم😂😗

0
جیمین. بی تی اس . ارمی 4 ماه قبل

درست میتونی بحرفی🗿معلومه که نمیتونی🗿

حقققققققققق

ر.ر.ت.ت.ت.ت. 4 ماه قبل
1

خوب بود دوست داشتم

بفرستش لطفا 4 ماه قبل
1

هدی خانم بفرست انشاتو

نویسنده 4 ماه قبل
0

سلام ،برای نوشتن ،انشا چشمانت را ببست و منظره ای را در ذهنت تجسم کن هر چه در ذهنت هست ،بنویس .

1
parnia 1 ماه قبل

زارت🤣

نویسنده 4 ماه قبل
5

خانه ای از خوراکیتصویرش زیباست .در میان سرزمینی که از خوراکی هایی مثل شکلات که تنه درختانش است درست شده باشد و یا بستنی که برف هایش را شامل می شود.این خانه از خوراکی ساخته شده است . مثلا شکلات دیوار هایش . سوسیس بالش هایش . کالباس پتو هایش . بستنی یخچالش . لواشک فرش هایش . ابنبات لامپ هایش و پر از خوراکی های دیگر که قسمتی از خانه را شامل می شود .شاید این خانه هیچ وقت وجود نداشته باشد ولی بهتر است بعضی اوقات ذهنمان را پر از تخیلاتی مثل خانه ی خوراکی کنیم .

نویسنده 4 ماه قبل
1

تصویری را در ذهن خود ایجاد کنید و از قدرت تخیل خود بهره ببرید

بهار 4 ماه قبل
2

تصویری را در ذهن خود ایجاد کنید و از قدرت تخیل خود بهره ببرید

امیررضا 4 ماه قبل
1

عالی بود

ناشناس 4 ماه قبل
0

خوب بود د عالیه👌😏

هستی 4 ماه قبل
1

دقیقا

Niayesh Jowkar 4 ماه قبل
1

سلام !

نویسنده 4 ماه قبل
-2

تصور نمیکنی میتونی اینجا چیزی ننویسی

امیرحسین پروین 4 ماه قبل
0

عالی

0
امیرحسین پروین 4 ماه قبل

عالی 👏👏😍😍

نویسنده 4 ماه قبل
4

به نام خدا ♥️

Mona 4 ماه قبل
2

به نام خدا ♥️

نازنین 4 ماه قبل
1

خوب بود

0
سحر 3 ماه قبل

به تو چه آخه مگه فضولی😕😒

-2
دخی ۸۷ 3 ماه قبل

شما کی هستید شماره

نویسنده 4 ماه قبل
1

عالییییی بود

... 4 ماه قبل
1

عالی..

نویسنده 4 ماه قبل
1

اره

نویسنده 4 ماه قبل
2

سلام سلام بچه ها

نویسنده 4 ماه قبل
2

لطفا یکم واضح تر انشا رو بنویسین که معلما شک نکنن

ناشناس 4 ماه قبل
2

لطفا یکم واضح تر انشا رو بنویسین که معلما شک نکنن

Ahmadian 4 ماه قبل
1

ممنون عالی بودولی یه کمی پیچیده بود😍😍😍😃

ناشناس 4 ماه قبل
1

😃😃

4 ماه قبل
1

نویسنده 4 ماه قبل
2

خدایی که در قلب ماهی ها نبض دارد! آسمانی را تصور کن بدون لکه های ابر و تابش خورشید تابان، چقدر دوست نداشتنی و چقدر غریب میشود پرندگانی را بخاطر می آوردم در خیال های نیمه شبم که لانه هایشان ته اقیانوس است و بال هایشان خیس از آب باز هم تلاش پرواز میکنند و جوجه هایشان را می پرورانند و پرواز را به عمق جانشان می نشانند و جوجه ها اقیانوس را آسمان می بینند و جولان کودکی میدهند …

نویسنده 4 ماه قبل
1

خیابان پر از آدمهایی هست که به مسائل شخصی خویش میرسندحسین بصیری

نویسنده 4 ماه قبل
2

خیلی متن تون عالیه ممنون از شما فوق و العاده هست 🌹

نویسنده 4 ماه قبل
-1

پی پی

1
نادیا 3 ماه قبل

بی تربیت

نویسنده 4 ماه قبل
0

۵هل

نا شناس 4 ماه قبل
0

خیلی بده بود

نویسنده 4 ماه قبل
1

لطفا ۱۲ خط انشا باشد خیلی زیاد به درد نمیخوره

عمار 4 ماه قبل
0

عالي بود

دخی بی اعصاب 4 ماه قبل
-1

خیلی خوب بود 👌👍

دخی بی اعصاب 4 ماه قبل
-2

خیلی خوب بود 👌👍

ناشناس 4 ماه قبل
-2

عالـــــــــــــــــــے😍

خوب نبود 4 ماه قبل
-2

خوب نبود

Mohammad 4 ماه قبل
-2

اینو راست میگی 😂😉

1
Waet 3 ماه قبل

🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄

عاطفه 4 ماه قبل
0

من از دنیا هر چیزی خواسته ام به من هدیه داده مانند پدر و مادر طبیعت های سرسبز و قشنگ هوای پاک

1
دخی ۸۷ 3 ماه قبل

عشقم راست میگی منم باور کردم

نویسنده 4 ماه قبل
0

ترافیک شدید ، صدای سرسام اور و متعدد بوق ماشین ها ، هوای الوده ، جمعیت زیاد مردم در خیابان ها و همه و همه ی این تصاویر که نشانگر یک شهر بزرگ و پر جمعیت است . شهری پر از مردمانی که هیچ کدام یک دیگر را نمیشناسند اما در کنار هم و در زیر سقف یک اسمان نفس میکشند . یکی خندان و شاد، یکی غمگین و ناراحت ، یکی عصبانی و مضطرب و دیگری ارام و خون سرد . چقدر عجیب، چقدر اینجا پر از حس های متفاوت است . و سوال این است که حال من در این بین چطور است؟؟؟من کاملا بی حس هستم، حس بی طرف بودن و به شکلی بی احساس بودن دارم . چیزی که قابل درک نیست و با فکر کردن به این حس انسان از درون منجمد و سرد و یخی و سنگی میشود.احساسی مانند معلق بودن در فضا . چقدر ناراحت کننده است که من فقط با دیدن یک عکس از یک شهر بزرگ و بی احساس اینقدر انرژی منفی دریافت کردم.نویسنده :غریبه

اره 😪 4 ماه قبل
-1

اره

نویسنده 4 ماه قبل
2

من از خدای خود شهادت در راه جهاد در راه خودش میخواهمگمنام

نویسنده 4 ماه قبل
1

درباره خانه های خیالی مثل شکلاتی یا ….

نویسنده 4 ماه قبل
-1

نمیدونم

زهرا 4 ماه قبل
0

خوب بود اما ساده تر و کوتاه تر بزارید

-1
دخی ۸۷ 3 ماه قبل

اصلا

نویسنده 4 ماه قبل
-1

چ زیاد

ناشناس 4 ماه قبل
-2

خیلی بد بود

سما کریمی 4 ماه قبل
-1

خوب نیست😐

0
دخی ۸۷ 3 ماه قبل

اره

نویسنده 4 ماه قبل
-2

به نظر من این انشا د

تالان 4 ماه قبل
2

خوب بود عالی

نویسنده 4 ماه قبل
4

در جنگلی سبز با درختانی زیبا قدم میزنم به هر سمتی که نگاه می کنم پر از درختان صنوبر و کاج است پرنده های خوش صدای آوازخوان با صدای دلنشین شان گوش هایم را نوازش می دهند از دور پروانه های رنگارنگ را می بینم به سمت شان می دوم یکی از آنها نظرم را جلب می کند دنبالش می روم تا در دستانم اسیرش کنم از این سو به آن سو مرا نیز با خود می کشاند و سرانجام به اوج می رود و از دیدن پنهان می گردد به اطراف نگاه می کنم باورم نمیشد آن پروانه کوچک زیبا مرا تا دریا کشانده بود نسیمی ملایم موهایم را به بازی گرفته بود به آسمان نگاه کردم خورشید در حال غروب بود. آسمان که حالا رنگ سرخی به خود گرفته بود با آبی دریا تضاد زیبایی ایجاد کرده بود.روی ماسه های سرد ساحل نشستم و به نقاشی خیره کننده خداوند خیره شدم و به بزرگی و عظمت خدای متعال پی بردم.

،،،،،،، 4 ماه قبل
-2

مرسی فقط متن کوتاه باشد

هستی😉 4 ماه قبل
1

خوب بود ولی من جوری که میخوایتم نبود

نویسنده 4 ماه قبل
0

هیچی

نویسنده 4 ماه قبل
0

االا

سلام 4 ماه قبل
2

خوبع 😜

Sogand 4 ماه قبل
2

عالی بود ،⁦😌

ارزو 4 ماه قبل
2

خیلی طولانیه و قشنگ نیست

نویسنده 4 ماه قبل
4

مقدمه:سعی کردم به تصویری خیالی فکر کنم،تصویری که تخیلی باشد..تمام تمرکزم را جمع کردم و چشمانم را بستم.

2
7 4 ماه قبل

عالیههههه اینننن

3
7 4 ماه قبل

واقعا خیلی خوبه

مهناز مرادی 4 ماه قبل
3

خوب

0
دخی ۸۷ 3 ماه قبل

عشقم خوب نبود

نویسنده 4 ماه قبل
2

بر عکس انهایی که در تخیلات خود هیچ چیز را تصور نمیکنند من ایطور نیستم

نویسنده 4 ماه قبل
2

به نظرتون مقدمه یا همون بند آغازین رو با چه جمله ای شروع کنم

نویسنده 4 ماه قبل
1

وای تصورش را هم نمی کردم که به سفری بروم که پر از سر سبزی باشد

ناشناس 4 ماه قبل
1

عالی بود

نویسنده 4 ماه قبل
2

به نام خدا سلاممیخواستم شمارو به یک جای دور ببرم یک جای خیلی دور ولی اولش شما باید به اون چیزی که میگم خیلی خوب تصورش کنی

ملیناز 4 ماه قبل
1

خیلی احساسی و قشنگ بود😍⁦♥️⁩

نویسنده 4 ماه قبل
2

من در تصورات خویش پرندگان زیبایی را می بینم که در آسمان در حال پرواز و ستایشوخداوندندپرندگانی با بال هایی زیبا و رنگی زیبا که وقتی به آفتاب دل نگیر می خوردند رنگشان روشنایی خورشید می شد پروردگارا سپاس گذارم بابت این همه خلقت زیبایت❤

فردی با نامی بی نام 4 ماه قبل
5

خوب بود ولی خیلی رویاییبدی انشاهای گام به گاما و سایتا اینکه خیلی راحت معلم می تونه تفاوت انشا خود دانش اموزه و انشایی که کپی کرده و داره ور و ور فققط از روش می خونه رو بفهمههمچنین یکی پیاز داغشو زیاد نکنید بد نیهر چی باشه 18 یا 17 بهتر تا 0

یاسین 4 ماه قبل
-1

متن بسیار زیبایی بود ممنون بابت نوستنس لذت بردم خیلی خیلی ممنونم آرامس گرفتم😴😴💋💋❤❤👌👌👌😍

نویسنده 4 ماه قبل
2

سلام

-2
امیرعلی 4 ماه قبل

خیلی زیاده

.. 4 ماه قبل
9

بد نبود

ایله 4 ماه قبل
1

نمیده تو کلاس بخونی

ایله 4 ماه قبل
5

نمیشه توکلی بخونی

ایلول 4 ماه قبل
6

سلام متن ها واقعا خوبن ولی میشه یه متن اسون تر و در حد کلاس هفتم بزارید اخه معلم هامون می فهمن

ایلول 4 ماه قبل
3

سلام متن ها واقعا خوبن عالیییییییییییییی

0
Setayesh 4 ماه قبل

خیلی بلنده اون قدر خوب نبود

نویسنده 4 ماه قبل
1

جنگلی که درختان بلندی دارد، آسمان آبی، گل های شاداب، تپه های سرسبز، ماهی های خوشحال، پرنده گان خوش آواز، حیوانات زیبا همه خوش و خرم درکنار هم چه منزه زیبایی

fati 4 ماه قبل
3

™➰به نظرم بدک نیست خوبه ➰‼™

نویسنده 4 ماه قبل
3

خیلی سرسبز و زیباست! اون جا یک درخت خیلی بزرگ وجود دارد که خیلی هم بلند استگنجشکان بر روی شاخه ی ان درخت نشسته اند و میخوانند

برای پاسخ کلیک کنید