گسترش از دل برود هر آن که از دیده برفت انشا ضرب المثل صفحه 27 کتاب نگارش دوازدهم

zahra

مزخرف ترین کتاب نگارش با هویته

نویسنده

ما به یگ گسترش کوتاه نیاز داریم نه طومار و..

Zeinab

و البته مدیریت خانواده

Mehri

آره همینطوره

Mitra

بدک نبود ولی از انشا متنفرممم

انشا صفحه ۲۷ کتاب نگارش پایه کلاس دوازدهم گسترش مثل نویسی ضرب المثل از دل برود هر آن که از دیده برفت از سایت نکس لود دریافت کنید.

از دل برود هر آنکه از دیده برفت نگارش دوازدهم

انشا در مورد از دل برود هر آن که از دیده برفت

با سلام در این مطلب انشا درباره از دل برود هر آنکه از دیده برفت را برای شما که در صفحه 27 کتاب نگارش دوازدهم موجود هست را قرار میدهیم. عزیزانی که این مطلب را می خوانید شما می توانید انشا های دیگر و سوال‌های دیگر را در کتاب‌های درسی مختلف در گوگل جستجو کنید و در آخر جستجوی خودتان کلمه نکس لود را بنویسید تا انشاهای سایت ما برای شما آورده شود.

انشا از دل برفت هر آن که از دیده برفت مقدمه و نتیجه

مقدمه : “دستان چروکیده اش را رها کرد و رفت. دستان پدری را که سالیان سال با خونِ دل زحمتش را کشید و او را از جوانه ای به درختی تنومند تبدیل کرد. حال با بی مهری تمام او را راهی آسایشگاه کرد و خود رفت.”

بدنه : “دیگر بغض همراه همیشگی پدر شده بود. دلش میان در میان آن همه تنهایی و در بین آن چاردیواری میگرفت. چشمش به در خشک شده بود تا شاید پسرش بیاید و احوالی از او بپرسد. روز به روز ضعیفتر میشد و کمرش خمیده تر میشد و قلبش از آن همه سنگدلی بدرد آمده بود.
از آن همه قصاوت و بی مهری پسرش، هرروز چشمانش تر میشد. پسر اما او را فراموش کرده بود چنانکه از ابتدا او پدری نداشته است و ذره ای علاقه به پدر در قلبش وجود نداشت و تنها پدر نقش باری بر دوشش داشت که آن را بر زمین نهاد و به خیالش خود را آسوده کرد.
هرصبح پدر بر روی نیمکت درون محوطه مینشست و تا شامگاه وقتش را در انتظار پسر بی محبتش سپری میکرد. کورسوی امیدی در دلش روشن بود که او بازمیگردد غافل از آنکه پسر غرق در خوشی و احوالات خویش، پدر و یاد پدر را به دست بادها سپرده بود و گویی دیگر در قلب و جان او هیچ جایی نداشت.”
نتیجه : “انسانهای بی محبت، فراموشکارند و با محو شدن انسانها از میدان دیدشان، از دلشان نیز محو خواهند شد. گویی که از آغاز با یکدیگر غریبه بوده اند. تنها تا وقتی در دل این افراد میتوان جای داشت، که در چشمانشان حضور داشته باشی و اگر به هر دلیلی بروی و یا دیگر در دید او نباشی، بدان که از دل و خاطرش نیز پاک شده ای.” ف.میم

انشا با موضوع از دل برو هر آنکه از دیده برفت نگارش دوازدهم

مقدمه : “فک میکردم با رفتنش، نفس کشیدن برایم تمنا شود، زندگی برایم بی رنگ شود و امید را در تک تک لحظاتم گم کنم. فک میکردم جسمم زنده بماند شاید، اما روحم قطعا نه و به مرده ای متحرک تبدیل خواهم شد. او رفت. با شنیدن تمام تفاسیرم از نبودنش، یک روز بیدار شد و برای همیشه رفت و پشت سرش را هم نگاه نیانداخت.”

بدنه : “با رفتنش شکستم، اما بازهم برخاستم. زخم خوردم، اما بهبود یافتم. تاریکی دفتر دلم را سیاه کرد، اما با تابش خورشید، روشنایی مهمانش شد. مُردم، اما نیرویی عیسی وار مرا زنده کرد و حیاتی را که در حال سقوط بود، به پرواز درآورد.
حال که مدتها گذشته و زمان زیادیست که او را ندیده ام، قلبی را که هردَم برایش در تپش بود دیگر در سینه احساس نمیکنم. گویی پس از او، قلب دیگری در سینه ام متولد شده که جایی برای او و محبت به او ندارد. گویا جسم و جانم همگی او را به ذهن باد سپره اند تا یاد او را با خود به دوردست ها ببرد.
زندگی ای را که پس از او راکد میپنداشتم، حال چونان آبی زلال و روان در جریان است. قلبی را که پس از او تکه ای سنگ تصور میکردم، حال چونان آغوش مادری مهربان برای همه است و عشق تا لبالب آنرا احاطه کرده است. صحنه ای که از وجود او تهی شد و چشمانی که دیگر وجود او را لمس نمیکرد، به قلب و جانم سرایت کرده و او را از زندگی ام، پاک کرده است. ذهنی که روزی به سوی کسی جز او کشیده نمیشد، حال به هرسویی که او نیست جولان میدهد.”

نتیجه : “قلبی که چونان ذهن آدمی فراموشکار است، تنها تا وقتی که در میدان دید و زندگی کسی باشی در آن جای داری. با رفتن، جای خالی خود را، با تهی پر میکنیم و نهایتا از دل پر خواهد کشید، هر آنکه از دید آدمی رفته است.” ف.میم

گسترش از دل برود هر آن که از دیده برفت نگارش دوازدهم

مقدمه : همه ی ما انسان ها روزی کسی را دوست داشته ایم و یا داریم و شاید کسی بیاید که دوستش داشته باشیم. اما هر چیزی ممکن است اورا از چشم ما بیندازد. با دروغ،خیانت،دورویی، و یا هرچه که در خط قرمز ماست.

بدنه : سالها پیش کسی به زندگیم امد؛ کسی که اصلا فکرش را نمیکردم روزی تا این حد دوستش داشته باشم. اما سالی بیش نگذشت که متوجه دروغ های مکررش شدم. دروغ هایی که جوابش را میدانستم و از تو خرد میشدم،می شکستم و کسی متوجه نمیشد. روزهای سرد زمستان بر خلاف سال قبل با سردی تمام می گذشتند و روز به روز افسرده تر میشدم. تا اینکه روزی خسته شدم و بیرون رفتم. همان کافه ای که تقریبا پاتوقمان شده بود. رفتم نشستم و طبق معمول قهوه ی تلخی سفارش دادم،بدون شکر؛تلخِ تلخ. داشتم قهوه ام را میخوردم که دیدمش! با همان پالتویی که برایش خریده بودم. و همان دست بند ست.
اما انگار خودش نبود، نگاهش همان نبود، دختری پشتش بود، با شال قرمز همرنگ لب هایش. من را دید اما بی توجه رفت و ان طرف تر نشست. من همان جا جا ماندم و شکستم. اما چیزی نگفتم و خودم صدای شکستنم را شنیدم. رفتم… همان جا بود که از چشمم افتاد و حال که دو سال گذشته دیگر دوست ندارم به او و خاطراتش فکر کنم.دوستش ندارم!

نتیجه : می شود کسی را در حد مرگ دوست داشت و دیگر دوستش نداشت. می شود که از چشمت بیفتد و فراموشش کنی.می شود. هر چند سخت اما می شود…….!

انشا اول از دل برود هر آنکه از دیده برفت مقدمه بدنه نتیجه

مقدمه : مطمئن باشید اگر چیزی یا کسی را مدتی نبینی از خاطرت پاک میشود اگر هم پاک نشود چهره اش از خاطرت میرود یا چهره ی او تغییر میکرد یا رفتارش تغییر میکند و …

بند های بدنه : در روزگاران گذشته، در یک شهری یک خانواده که یک فرزند داشتند زندگی میکردند. بچه ی آنها بزرگ و بزرگتر شد و پسر تصمیم گرفت که برای تحصیل و کار به شهری دور برود. پدر و مادرش را به سختی قانع کرد که به سفر برود پس از قانع کردن آن ها، عازم سفر شد تمام وسایل خود را جمع کرد و پدر و مادرش را بوسید و رفت. پسر که رفت درگیر تحصیل و کار شد و چون خانواده ی او از لحاظ مادی ضعیف بودند پسر مجبور بود برای خرج تحصیلش کار کند.

چند سالی گذشت و حتی پسر یک بار به شهر خودشان نرفت که به پدر و مادرش سر بزند. پدر و مادرش از غصه پیر شده بودند و جوانی و زیبایی خودشان را از دست داده بودند و خبر نداشتند که پسرشان کجاست و دارد چه میکند. بعد از گذشت 20 سال پسر تصمیم گرفت به شهر خود بازگردد و پدر و مادرش را خوشحال کند که پسر آنها پیشرفت کرده و بهترین شغل را دارد. به زور آدرس خانشان را پیدا کرد چون فراموش کرده بود.

به خانه رسید و در را زد و یک پیرزن بیرون آمد. پسر تعجب کرد و گفت تو کیستی که در خانه ی ما زندگی میکنی. پیرزن جواب داد پسرم تو هستی که 20 سال است که من و پدرت چشم انتظارت هستیم. پسر تعجب کرد و جا خورد و قبول نکرد که این پیرزن مادرش است. اما مادرش همه ی داستان زندگیشان را برایش تعریف کرد و پسر فهمید که دوری او باعث شده که پدر و مادرش به این روز بیفتند. پدرش رو به پسر کرد و گفت : از دل برود هر آن که از دیده برفت. پسر نادم و پشیمان بود.

نتیجه گیری : دوری در هرجایی باعث فراموشی و دل کندن میشود. درست است فراموش کردن پدر و مادر سخت است اما اگر دیده ی خودتان را از آنها دور نگه دارید ممکن است فراموش شوند. پس مراقب باشید که از هرچیزی چشم نپوشانید چون از دلتان میروند.

متن ادبی از دل برود هر آنکه از دیده برفت

تا تو رفتی همه گفتند : از دل برود هر آنکه از دیده برفت… و به ناباوری و غصه ی من خندیدند آه ای رفته سفر… که دگر باز نخواهی برگشت کاش می آمدی و می دیدی که در این عرصه ی دنیای بزرگ من چقدر تنهایم… و بدانی که: از دل نرود هر آنکه از دیده برفت!!!

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : چرخه ی طبیعت اینگونه است تا زمانی که جلوی چشم دیگران هستی و تو را می بینند در یادشان باقی می مانی ولی تا همین که دور شوی و دوری کنی و به قول معروف از جلوی دید آن ها بروی تو را فراموش می کنند. اما بیاییم با دیدی مثبت به این ماجرا نگاه کنیم. بیاییم آدم هایی که با حضورشان در زندگی ما به ما امواج منفی وارد می کنند و دل ما را از سیاهی و کدورت تیره می کنند را از خود دور کنیم به طوری که دیگر آن ها را نبینم تا رفته رفته با ندیدن آن ها از دل و از زندگی ما بیرون روند به دنبال آن دل ها باری دیگر صاف و سفید شوند و کینه از دل ما فراری شود.
اما اینگونه می توان در نظر گرفت که دل و دیده با ارتباط و تعامل خود، اکثرا زشتی هارا از پیش چشم پاک میکنند تا نقششان در دل نیز کم تر شود.
مطمئن باشید اگر چیزی یا کسی را مدتی نبینی از خاطرت پاک میشود
اگر هم پاک نشود چهره اش از خاطرت میرود یا چهره ی او تغییر میکرد یا رفتارش تغییر میکند و …

پریچهر : آیا شما موافق هستید؟ آیا هر آنکس که از دیده خارج شد باید از دل هم پاک شود؟ آیا چنین عملی در تمامی مواقع قابل قبول است؟
ما انسان ها ، توانایی دیدن پیامبران الهی و فرشتگان و بهشت و جهنم را نداشته و به چشم ندیده ایم، اما با اعماق وجود به آن ها باور داشته و از بدو تولد، ریشه شان در قلب و دل هایمان کاشته شده است، پس میشود دریافت که خوبی و پاکی و زیبایی ها، آسانی و موفقیت ها و انسان های باعث و بانی آن، به هیچگاه از دل پاک نشده و پاک شدن تنها شایسته انسان های پست و بد دل است، آن هایی که برای ما اندوه به بار آورده و سد موفقیت هایمان می شوند، خودشان با رفتارشان می خواهند تا از دیده و دل ما حذف شوند.
چرخه ی طبیعت اینگونه است تا زمانی که جلوی چشم دیگران هستی و تو را می بینند در یادشان باقی می مانی ولی تا همین که دور شوی و دوری کنی و به قول معروف از جلوی دید آن ها بروی تو را فراموش می کنند. اما بیاییم با دیدی مثبت به این ماجرا نگاه کنیم. بیاییم آدم هایی که با حضورشان در زندگی ما به ما امواج منفی وارد می کنند و دل ما را از سیاهی و کدورت تیره می کنند را از خود دور کنیم به طوری که دیگر آن ها را نبینم تا رفته رفته با ندیدن آن ها از دل و از زندگی ما بیرون روند به دنبال آن دل ها باری دیگر صاف و سفید شوند و کینه از دل ما فراری شود.
انسانهای بی محبت، فراموشکارند و با محو شدن انسانها از میدان دیدشان، از دلشان نیز محو خواهند شد. گویی که از آغاز با یکدیگر غریبه بوده اند. تنها تا وقتی در دل این افراد میتوان جای داشت، که در چشمانشان حضور داشته باشی و اگر به هر دلیلی بروی و یا دیگر در دید او نباشی، بدان که از دل و خاطرش نیز پاک شده ای

پریچهر :
مقدمه : سالنامه کهنه پدر بزرگ را پیش رویم باز کرده و سر سری ورق میزنم و سپس ، تصمیم به خواندن میگیرم .
بدنه : در همان صفحه اول ، با خطی نسلیق که مثلش را ندیده ام ، بسم اللهی با ناز و کرشمه کشیده است و در صفحه دوم ، شجره نامه ای از همه ماست .
شروع به خواندن کرده و دریای چشمم شروع به مواج شدن میکنند ، در هر صفحه از ما هم گفته ، چه روزی آمدم ، کی آمدم ، چه شکلی بودم ، حسش به من چه بود ؛ با توصیفش در مورد خودم که نوشته بود : تیله ای ترین چشم ها و رام کننده ترین مو ها و براق تربین پوست ، برای چند ثانیه به عکسش بر طاقچه نگاه کرده و اشک میریزم .
دیگر صفحات آخر بود و برای او نوه هایش به اتمام رسیده بودند ، اما من ، صاحب یک برادر و پسردایی نیز شده بودم که از خون او هستند ولی در دفتر نیستند .
نتیجه : نگاهی بر آخرین صفحه انداختم که نوشته بود : به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقیست ؛ و چه راست گفت و این حکایت ، حالا حالا ها ادامه دارد ، حتی بدون او .

پریچهر :
دیگر دیر شد و وقت رفتن فرا رسیده است ، اما برای دقایق آخر که با خود فکر میکنم ، میبینم آن چنان هم بد نبوده ، شروعش با من نبوده و پایانش نیز با من نخواهد بود ، من فقط یک نفر از ملیون ها و ملیارد نفری هستم که مشغول زندگی اند . با رفتن من ، هیچ چیز تمام نخواهد شد ، حتی شروع خیلی چیز ها نیز خواهد بود ، پس از من ، فرزندانی هستند که از خون و رگ و پوست منند و راه مرا ادامه خواهند داد ، شاید حتی بهتر از خودم .
پس رفتن ، همیشه هم بد نخواهد بود ، آن طرف هم منتظر من هستند و این طرف ادامه دهنده راهم ، پس بعد از من هم زندگی جریان و حکایت هم چنان ادامه دارد ، فقط دفتر زندگانی من به اتمام رسیده .

نویسنده : یاد و خاطره کسی که خیانت میکند به اعتماد فردی دیگر برای آن فرد دیگر ارزشی ندارد فقط آن خاطرات باعث ایجاد نفرت بیشتری است.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
مهدیه 1 ماه قبل
1

چه مسخره😑🖤💔

0
مهدیه 1 ماه قبل

😑

تیام 2 ماه قبل
6

یا امام زاده های در حال تاسیس من فک کردم فقژ خودم موندم توشون نگو همه دارن از بدبختیاشون میگن🥺😂☹️💔

MCI 10 ماه قبل
7

تو این دوازده سال کلن ستا انشا از خدم نوشتم :/

فق میشه گفت عن ترین درسه

2
مها 1 ماه قبل

😭😂👌🏻

Hassan 11 ماه قبل
18

ریدیم تو دهن همونی که مدرسه رو بوجود آورد 😂🖕

reza 11 ماه قبل
10

از تاریخ متنفرم

س 11 ماه قبل
-1

واسه من که نمیاد

1
reza 11 ماه قبل

عع

4
Parinaz 11 ماه قبل

🤦🤦خوب بودندر کل انشا نوشتن بسیار چندش آورههه🤢🤮

ترگل 11 ماه قبل
-2

لطفا زودتر متن ها رو بزارین ..

هاله 11 ماه قبل
0

واقعا که…… بابا متن بذارید فردا کلاس داریم😱😱

Zahra 11 ماه قبل
-2

عالی بود ممنون از لطفتون

nili 11 ماه قبل
0

خودم که میتونستم همینو بنویسن من بهترشو میخوام😭😭😭😭😭

7
مدیر سایت 11 ماه قبل

اگه نوشتی بفرست بزاریم سایت

کنکور چت 11 ماه قبل
1

لطفا یه انشا بزارید

نجمه 11 ماه قبل
-2

ای بابایبارماحوصله نداشتیم بنویسیم این چیه اخه

ناشناس 11 ماه قبل
5

واقعا انشا امسال خیلی مزخرفه من صبح امتحان فیزیک دارم ولی باید انشا بنویسم

8
ناشناس 11 ماه قبل

انشا که هیچ .سلامت و بهداشت هم نهاییه

ناشناس 11 ماه قبل
-2

بچه ها آیا مدیریت هم نهاییه

3
سارا 11 ماه قبل

تو سایت سنجش اسم همه ی کتابا اومده جز مدیریت…مگه اینکه برنامه جدیدی براش داشته باشن:|

بهار 11 ماه قبل
0

بچه ها نگارش نه نهاییه نه کنکوری ،بیخی 😁😂

ناشناس 11 ماه قبل
4

حداقل ی انشا بنویسید ک رومون بشه جلوی بقیه بخونیم

3
ناشناس 11 ماه قبل

خب مگه عقل واسه چیه از عقلتون استفاده کنید و ۴خط انشا خودتون بنویسید

|♡| 11 ماه قبل
8

متن انشا یکم ادبی تر باشع بهترع این مث بابا اب دادع ک ۱۵ هم نمیدن دبیرا😒

0
م 27 روز قبل

دقیقن

ناشناس 11 ماه قبل
12

ادم کنکوری باید انشا بنویسه واقعا که متاسفم برای اموزش و پرورش این کشور که داره رو هوا اداره میشه

6
Ngr 11 ماه قبل

همین کنکور یه نظام آموزشیه غلط تر برای سنجشه بچه هاست

ناشناس 11 ماه قبل
2

گفتع گسترش نه تاریخچه😑😭

ناشناس 11 ماه قبل
6

ی انشای ادبی بزارین اینا چیه ادم از زندگی سیر میشه با این وضعیت

ناشناس 11 ماه قبل
3

واقعا که متاسفم باید یه ساعتم به انشا نوشتن وقت بزاریم

ناشناس 11 ماه قبل
12

واقا متاسفم ک ما بجای اینکه درس بخونیم واسه کنکورمون باید درس های چرت و پرتی ک معلوم نیست از کدوم قبرستونی اومده رو بخونیم. ک چی بشه الان سلامت و بهداشت چ درسیه ک گزاشتین. نگارش چیشه. ورزش چیه. میخایم تفریح کنیم. یا اینکه درس بخونیم. بخدا مسخرش و در اوردین. شب میخابه روز بلند میشه یک کتاب مینویسه میگه باید بشه درس دوازدهم. واقا ک واسه خودم متاسفم ک دارم با این سبک زندگی میکنم. کشور خوبی دارم که خودم عاشق کشورمم ولی با این دولت بی تدبیر و اموزش و پروش گند. داریم عمر خودمون رو حروم میکنیم. پیر مرد بیا پایین از صندلی ریاست. ما ن کار داریم ن اینده. واسه 70نسل بعدست دزدیدی بست کن دیگه. میدزدین خزانه دولت رو از جیب مردم پر میکنین با این توم بازار و با این قیمت های بالا. #مام_که_گاو

9
هدیه 11 ماه قبل

ما ک فک کنم اگه دانشگاه هم که بخایم بریم این نگارش دست از سر کچل ما برنداره…واقعا خعلی مزخرفه….جالبیش اینجاس ک قرارع تو امتحانات نهایی هم قرار بگیره

11
Shahla 11 ماه قبل

مطمئن باشين الان براي سالاي آينده کتاب تحليل فرهنگي و مديريت خانواده رو برميدارن گذاشتن فقط براي ما آخه ن اينکه ما موش آزمايشگاهيم بخاطر همينه

18
Shila 11 ماه قبل

دقیقا هرچی کتابه چرتو پرته واسه دوازدهمه ما هنو کتاب مدیریتمونو بهمون ندادن اون وقت میگن مدیریت نهایه 😐

12
elh 11 ماه قبل

منم با نظرت موافقم….کلا کتاب های سال دوازدهم چرت شدن…من رشتم حسابداری هست کتاب های تخصصیمون به قدری سخته که خود دبیر بلد نیست تدریس کنه واقعا متاسفم برای این نظام اموزشی…

17
آیدا 11 ماه قبل

منم راضی نیستم از کتابامون نمیدونم کنکور بخوانم یا به درسای مدرسه برسم

14
موش آزمایشگاهی 11 ماه قبل

ایوووول

20
فاطمه صادقی 11 ماه قبل

آفرین خوشم اومد اینومیذارم استوری

..... 11 ماه قبل
20

واقعا ک مزخرف شده ادم وقت نداره درسای دیگه رو بخونه خداروشکر با کمبود معلم هم مواجه شدیم واقعا ک ،ادم نمیدونه فکر چی باشع فکر امتحان نهایی یا کنکور یا این کتاب مسخره نگارش دیگه شورشو در اوردن با این نظام جدید مسخره

8
Zizi 11 ماه قبل

موافقم باهات

دیوانگی 11 ماه قبل
1

انشا اموزنده لااقل بزارین. 😾

مریم 11 ماه قبل
10

واقعا که متاسفم توی این همه بدبختی باید بشینیم انشا هم بنویسم دو ساعت وقتمونه بگیره

2
مهسا 11 ماه قبل

اره دقیقا با حرفت موافقم

ناشناس 11 ماه قبل
1

نشون اجی کوچیکم دادم گف اجی بده خودم واست مینویسم 😂.. 11 سالشه فقط!

ناشناس 11 ماه قبل
2

داستانی خوب برای ضرب المثل از دل برود هر آنکه از دیده برفت

رضا 11 ماه قبل
-1

چطور اینجا برام بنویس بزارمنم ۲۰ بگیرم

دوازدهمی بدبخ:( 11 ماه قبل
12

عز انشاااا متنفرمم عی خدا برچی نمکشع عز ما بیرون

ناشناس 11 ماه قبل
14

فردا امتخان ترم نگارش داریم😭😭اخه بابا مگه مانویسنده ایم … دوساعت وقت میدن یه برگم میزارن جلوت بیا چاپ کن😰

ناشناس 11 ماه قبل
18

بازم انشا کع بهتره از ابتدایی داشتیم سلامت و بهداشتو کجای دلم بذارم^^

10
Medusa 11 ماه قبل

دقیقن خیلی زیادع من ک تا حالا ی بار سلامت و بهداشت و نخوندم برا نهایی چیکار کنمممممم😑

-1
ناشناس 11 ماه قبل

منم سلامت بهداشت نخوندمدرس خیلی آسونیه نیاز به خر خون کردنش نیست روخوانیش کنی تمامه من واسه ترم اول روخوانی کردم فقط ۱۹ شدم

Fati 11 ماه قبل
22

اصلا توجه نمیکنند ماکنکوری هستیم انشا به چه دردمون میخوره اخه

10
ناشناس 11 ماه قبل

واقعا درسای مزخرف

21
morteza 11 ماه قبل

واقعا.انشا بد ترین درس هس .مخصوصابرا پشت کنکوری ها

Saeed 11 ماه قبل
18

از تنها چیزی ک بدم میااد انشاا ست😑😑😑

-2
Tina 11 ماه قبل

ایشو چن حالا جون نن.

/: 11 ماه قبل
7

منم با نظر بقیه موافقم واقا عادلانه نیس ک بااین شرایط سخت ی همچین درساییرو داشته باشیم ولی دگ تموم شد چ میشه کرد ):

fati 11 ماه قبل
11

واقعا نظام آموزشی ما دوازدهم چی فکر کرده مارو موس آزمایشی کرده😈😈😈

0
Hassan 11 ماه قبل

😂😂😂😂

8
شب امتحانی 11 ماه قبل

این چ وضعشه

maryam 11 ماه قبل
6

اره بخدا سلامت بهداشت چیدم سخته خط به خطش سواله😭😭😭

ناشناس 11 ماه قبل
11

.بابا انشا چیهتحلیل و فرهنگ که کلا جامعه شناسیه .تف تو ای کتاب های مزخرف

AMIN 11 ماه قبل
3

سلامت بهداشتخط به خط که هیچ کلمه به کلمش یه سواله هرکار میکنم یاد نمیگیرم اینو کجای دلم بزارم 😢😢🙁😔

-1
ناشناس 11 ماه قبل

خوب بود

Fatemeh 11 ماه قبل
8

😂

سبحان محمودی 11 ماه قبل
3

انشا شماره3 واقعا زیبا بود و منو یاده گذشته خودم انداخت…

6
الهه 11 ماه قبل

خیلی چیزهاانسان رابه گذشته میبره

Nafas Rabbani 11 ماه قبل
3

دوستان این متن هایی که اینجا نوشته شده،خیلی خوبه،فقط الان یه مشکل دارم میترسم معلم بفهمه خودم ننوشتم😥😥😥😧😧😧😩😩😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭الان چیکار کنم بنظرتون؟؟🤔😕

-1
Zynbahdy12 11 ماه قبل

خیلی خوبه عالییییی

-1
الهه 11 ماه قبل

عزیزم خودت بنویس من خودم بافکرخودم نوشتم معلمم بهم بیست داد

-2
سها 11 ماه قبل

خیلی ممنون واقعا متناش عالی بود

پویا 11 ماه قبل
8

خدایی عالیین

مرضی 11 ماه قبل
-2

خیلی قشنگ و دلانگیز بودن ممنون

z 11 ماه قبل
2

خیلی قشنگ بود

نویسنده 11 ماه قبل
1

اخر هر چیزی فراموش کردن و کنار گذاشتن است..فافا

فاطمه 11 ماه قبل
1

عالی بود ممنون

نویسنده 11 ماه قبل
14

یاد و خاطره کسی که خیانت میکند به اعتماد فردی دیگر برای آن فرد دیگر ارزشی ندارد فقط آن خاطرات باعث ایجاد نفرت بیشتری است

نویسنده 11 ماه قبل
25

چو از چششم روی آسانزدل بیرون توان کردت آسان تر

ناشناس 11 ماه قبل
3

نه نهایی نیست سلامت نهاییه

ناشناس 11 ماه قبل
3

عالی

نویسنده 11 ماه قبل
0

خوب بود

علی علیزاده 11 ماه قبل
6

۲۰ گرفتم انصافا عالی بود

ف 11 ماه قبل
-1

افرین

افسانه 11 ماه قبل
0

نکس لود

زری 11 ماه قبل
0

نکس لود

مبین 11 ماه قبل
4

خوب بود

ناشناس 11 ماه قبل
4

عالی بود 😊🙏🏻

گمنام 11 ماه قبل
5

اخه ی یاد خودم ک نگارش هم نهاییه

fatme:-/ 11 ماه قبل
6

یاد و خاطرش باقی میمونه واسع همیشه تو دلت باعث میشه هر وقت ک یادش میفتی تاسف بخوری

0
آیدین 11 ماه قبل

آره متاسفانه یادش می مونه خاطره اش پاک نمیشه

Mitra 11 ماه قبل
34

بدک نبود ولی از انشا متنفرممم

7
علی 11 ماه قبل

سنیگن بود

16
نگار 11 ماه قبل

من بیــــــــــــشتر

فاطی 11 ماه قبل
30

اما اونی که از دیده من رفت از دلم نرفت.

نویسنده 11 ماه قبل
12

بی مهری و دل سردی باعث فراموش کردن می شود.

نویسنده 11 ماه قبل
43

ما به یگ گسترش کوتاه نیاز داریم نه طومار و..

zahra 11 ماه قبل
50

مزخرف ترین کتاب نگارش با هویته

35
Mehri 11 ماه قبل

آره همینطوره

35
Zeinab 11 ماه قبل

و البته مدیریت خانواده

امیرحسین 11 ماه قبل
23

مخالفم. خیلی چیزها در صورت ندیدن از یاد نمیره

آتنا 11 ماه قبل
27

تو رو خدا ی چیزی بزارید ک انقدر ادبی نباشه معلمم میفهمه خودم ننوشتم😓

0
محسن 11 ماه قبل

آخی🥺

نویسنده 11 ماه قبل
2

واقعا علی بود

بیتا امیریان 11 ماه قبل
0

خوب بود💙

نازنین 11 ماه قبل
3

منم دقیقا همین مشکل و دارم میام یچی دانلود کنم که خودم کاری نداشته باشم ولی کارم دو برابر میشه

عالی بود 11 ماه قبل
-1

عالی بود مرسی

سادات 11 ماه قبل
6

خیلی چرا و آبکیفک میکنین معلم اینا رو قبول میکنه؟؟؟؟؟

🤑 11 ماه قبل
32

انشا خوبی بود ولی معلم ما زرنگتر ازین حرفاست

5
مبینا 11 ماه قبل

😂😂😂👌

نویسنده 11 ماه قبل
0

علیرضا عشوری

نویسنده 11 ماه قبل
8

حتی اگاه هر روز اونو ببینی هم باز هم تغییری تو حالت نداره میخواد هر کسی که باشه باز هم یاد اور اون لحظه هاس تلخه..

زیبا 11 ماه قبل
-1

مثَل نویسی تون بسیار عالی است

کوثرگلی 11 ماه قبل
-1

انشاش خوبه ولی معلم ما زبل تره

نویسنده 11 ماه قبل
0

۲

برای پاسخ کلیک کنید