معنی حکایت حکمت به نثر و زبان ساده صفحه 120 فارسی پنجم

نویسنده

پادشاهی با نوکرش سوار کشتی شد نوکرش تاحالا نه دریاونه کشتی ندیده بود همش هم گریه و زاری می کردولی حکیمی در کشتی بود حکیم به پادشاه گفت اگر اجازه دهید من میتونم ساکتش کنم پادشاه گفت لطف می کنی اگر ساکتش کنی بعد نوکر را در اب انداختن چند باری آب خورد وبعد اوردنش در سکان کشتی بعد ارام نشت و تا اخر راه هچی نگفت و پادشاه به حکیم گفت چه حکمتی در این داستان است؟حکیم گفت:،اول نوکرت قدر سلامتی کشتی را نمی دانستولی الن که در اب انداختی مش الان قدر سلامت کشتی را میدونه

نویسنده

جواب حکایت حکمت

نویسنده

کاش کسی جواب می داد

نویسنده

پادشاهی با فلانش در کشتی نشسته بود و غلام تا حالا دریا ندیده بود و سختی و رنگ دریا را تجربه نکرده بود.گریه و زاری میکرد و لرز در بدنش افتاده بود.چاکر شما نیسم خدای جذابیت

نفس

افرین عزیز دلم خیلی خیلی عالی بودکاری ب اسمتون هم ندارم ک گفتین حالا چاکرتون نیسم ؤ یا خدای جذابیت ولی افرین به شما😘😘❤❤❤

معنی صفحه ۱۲۰ کتاب ادبیات فارسی پنجم دبستان معنی حکایت حکمت به نثر و زبان ساده از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم کاش بچه ها جواب رو بفرستن.

نویسنده :‌پادشاهی با غلام ی در کشتی نشست و غلام هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده گریه و زاری در نهاد ولرزه بر اندامش افتاد.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
ناشناس 2 ماه قبل
0

خامش

ستایش کلاس پنجم 3 ماه قبل
0

پادشاهی با غلامی در کشتی نشست و غلام، هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده

معنی: پادشاهی به همراه خدمتکار خود در کشتی نشسته بودند خدمتکار هرگز دریا را ندیده بود و رنج و سختی سفر با کشتی را تجربه نکرده بود.

گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش افتاد؛ چندان که ملاطفت کردند، آرام نمی گرفت و ملک از این حال، آزرده گشت.

معنی: شروع به گریه و زاری کرد و همه بدنش می لرزید، و هر چه قدر با خدمتکار مهربانی می کردند آرام نمی شد و پادشاه از این حالت، خیلی ناراحت شد.

چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت: «اگر فرمان دهی، من او را به طریقی، خامش گردانم».

معنی: هیچ کاری نمی توانستند انجام بدهند و هیچ نمی دانست که باید چکار کنند. یک انسان دانشمندی در آن کشتی بود، به پادشاه گفت: اگر به من دستور و اجازه دهید، من او را به روشی، خاموش و ساکت می کنم.

گفت: «غایت لطف و کرم باشد». بفرمود تا غلام به دریا انداختند.

معنی: پادشاه گفت: اگر این کار برای من انجام بدی، نهایت لطف و بخشش را در حق من کردی. آن دانشمند دستور داد تا خدمتکار را به دریا بیندازند.

باری چند، غوطه خورد؛ جامه اش گرفتند و سوی کشتی آوردند.

معنی: چند بار درون آب فرو رفت و بالا آمد، لباسش را گرفتن و او را به داخل کشتی آوردند.

به دو دست در سکان کشتی آویخت. چون بر آمد، به گوشه ای بنشست و آرام یافت.

معنی: دو دستی به سکان و دیواره های کشتی گرفت و آویزون شد. وقتی که توانست سوار کشتی شود، رفت گوشه ای نشست و ساکت شد.

ملک را پسندیده آمد، گفت: «در این، چه حکمت بود؟». گفت: «اول، محنت غرقه شدن، نچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی دانست».

معنی: پادشاه از نتیجه این کار خیلی راضی شد، و به دانشمند (حکیم) گفت: در این کاری که انجام دادی چه نکته ای وجود داشت؟ دانشمند گفت: ابتدا که خدمتکار سوار کشتی شده بود، رنج و سختی غرق شدن در آب را امتحان نکرده بود، و ارزش سالم ماندن در کشتی را نفهمیده بود.

غلام: خدمتکار، بنده، خدمت گذار

محنت: رنج و سختی

نیازموده: تجربه نکرده

گریه و زاری: گریه کردن

ملاطفت: مهربانی، لطف

آرام نمی گرفت: ساکت نمی شد

ملک: پادشاه

آزرده: غمگین، ناراحت

حکیم: انسان دانا و دانشمند، طبیب

فرمان: دستور

به طریقی: به روشی

خامُش: مخفف خاموش، ساکت

غایت: نهایت

لطف: مهربانی

کرم: بخشش

بفرمود: دستور داد

غوطه: فرو رفتن در آب

جامه: لباس

آویخت: آویزان شد

پسندیده آمد: خوشش آمد

سکان: وسیله ای برای هدایت کشتی

برآمد: بالا آمد، وارد کشتی شد

حکمت: دانش، دلیل خردمندانه

غرقه: غرق شدن

باری چند: چند مرتبه

 پس از گفت و گو درباره مثل های زیر ، مشخص کنید ، مفهوم حکایت با کدام ضرب المثل های زیر ، تناسب دارد؟ ” که در زیر به پاسخ آن می پردازیم.

1) از هر دست بدهی از همان دست هم می گیری.

2) زبان سرخ، سر سبز می دهد بر باد.

3) قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

4) هر که بامش بیش، برفش بیشتر.

5) سواره، خبر از حال پیاده ندارد.

6) خواستن، توانستن است.

پاسخ صحیح: مفهوم حکایت حکمت با ضرب المثل « قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید » تناسب و ربط دارد.

معنی ضرب المثل ، از هر دست بدهی از همان دست هم می گیری : کارهای خوب و بد انسان در زندگی او اثر می گذارد یا انسان آثار اعمال خود را همان گونه که انجام داده می بیند.

معنی ضرب المثل ، زبان سرخ ، سر سبز می دهد بر باد : اگر کسی مراقب سخن گفتنش نباشد و حرف نامربوطی را بزند که باعث ناراحتی کسی دیگر شود، برایش این ضرب المثل را به کار می‌برند.

معنی ضرب المثل ، قدر عافیت ، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید : انسان‌هایی که در مشکلات بزرگ شده و با رنج و تلاش به مقام و ثروت می‌رسند، قدر و ارزش موقعیت خود را می‌دانند.

معنی ضرب المثل ، هر که بامش بیش ، برفش بیشتر : هر کس جایگاه بالاتری داشته باشد، دردسرها و گرفتاری های بیشتری نیز دارد.

معنی ضرب المثل ، سواره، خبر از حال پیاده ندارد : انسان ثروتمند هیچ وقت از حال انسان فقیر و بینوا خبری ندارد

معنی ضرب المثل ، خواستن ، توانستن است : یعنی با اراده و خودباوری بخواهیم کاری که از دید همه انجام نشدنی است را انجام دهیم.

0
ستایش کلاس پنجم 3 ماه قبل

تایپ کردنش خیلی طول کشید امید وارم خوشتون بیاد عزيزان 😉😉😍

ستایش کلاس پنجم 3 ماه قبل
1

پادشاهی با غلامی در کشتی نشست و غلام، هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده

معنی: پادشاهی به همراه خدمتکار خود در کشتی نشسته بودند خدمتکار هرگز دریا را ندیده بود و رنج و سختی سفر با کشتی را تجربه نکرده بود.

گریه و زاری در نهاد و لرزه بر اندامش افتاد؛ چندان که ملاطفت کردند، آرام نمی گرفت و ملک از این حال، آزرده گشت.

معنی: شروع به گریه و زاری کرد و همه بدنش می لرزید، و هر چه قدر با خدمتکار مهربانی می کردند آرام نمی شد و پادشاه از این حالت، خیلی ناراحت شد.

چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، ملک را گفت: «اگر فرمان دهی، من او را به طریقی، خامش گردانم».

معنی: هیچ کاری نمی توانستند انجام بدهند و هیچ نمی دانست که باید چکار کنند. یک انسان دانشمندی در آن کشتی بود، به پادشاه گفت: اگر به من دستور و اجازه دهید، من او را به روشی، خاموش و ساکت می کنم.

گفت: «غایت لطف و کرم باشد». بفرمود تا غلام به دریا انداختند.

معنی: پادشاه گفت: اگر این کار برای من انجام بدی، نهایت لطف و بخشش را در حق من کردی. آن دانشمند دستور داد تا خدمتکار را به دریا بیندازند.

باری چند، غوطه خورد؛ جامه اش گرفتند و سوی کشتی آوردند.

معنی: چند بار درون آب فرو رفت و بالا آمد، لباسش را گرفتن و او را به داخل کشتی آوردند.

به دو دست در سکان کشتی آویخت. چون بر آمد، به گوشه ای بنشست و آرام یافت.

معنی: دو دستی به سکان و دیواره های کشتی گرفت و آویزون شد. وقتی که توانست سوار کشتی شود، رفت گوشه ای نشست و ساکت شد.

ملک را پسندیده آمد، گفت: «در این، چه حکمت بود؟». گفت: «اول، محنت غرقه شدن، نچشیده بود و قدر سلامت کشتی نمی دانست».

معنی: پادشاه از نتیجه این کار خیلی راضی شد، و به دانشمند (حکیم) گفت: در این کاری که انجام دادی چه نکته ای وجود داشت؟ دانشمند گفت: ابتدا که خدمتکار سوار کشتی شده بود، رنج و سختی غرق شدن در آب را امتحان نکرده بود، و ارزش سالم ماندن در کشتی را نفهمیده بود.

غلام: خدمتکار، بنده، خدمت گذار

محنت: رنج و سختی

نیازموده: تجربه نکرده

گریه و زاری: گریه کردن

ملاطفت: مهربانی، لطف

آرام نمی گرفت: ساکت نمی شد

ملک: پادشاه

آزرده: غمگین، ناراحت

حکیم: انسان دانا و دانشمند، طبیب

فرمان: دستور

به طریقی: به روشی

خامُش: مخفف خاموش، ساکت

غایت: نهایت

لطف: مهربانی

کرم: بخشش

بفرمود: دستور داد

غوطه: فرو رفتن در آب

جامه: لباس

آویخت: آویزان شد

پسندیده آمد: خوشش آمد

سکان: وسیله ای برای هدایت کشتی

برآمد: بالا آمد، وارد کشتی شد

حکمت: دانش، دلیل خردمندانه

غرقه: غرق شدن

باری چند: چند مرتبه

 پس از گفت و گو درباره مثل های زیر ، مشخص کنید ، مفهوم حکایت با کدام ضرب المثل های زیر ، تناسب دارد؟ ” که در زیر به پاسخ آن می پردازیم.

1) از هر دست بدهی از همان دست هم می گیری.

2) زبان سرخ، سر سبز می دهد بر باد.

3) قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.

4) هر که بامش بیش، برفش بیشتر.

5) سواره، خبر از حال پیاده ندارد.

6) خواستن، توانستن است.

پاسخ صحیح: مفهوم حکایت حکمت با ضرب المثل « قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید » تناسب و ربط دارد.

معنی ضرب المثل ، از هر دست بدهی از همان دست هم می گیری : کارهای خوب و بد انسان در زندگی او اثر می گذارد یا انسان آثار اعمال خود را همان گونه که انجام داده می بیند.

معنی ضرب المثل ، زبان سرخ ، سر سبز می دهد بر باد : اگر کسی مراقب سخن گفتنش نباشد و حرف نامربوطی را بزند که باعث ناراحتی کسی دیگر شود، برایش این ضرب المثل را به کار می‌برند.

معنی ضرب المثل ، قدر عافیت ، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید : انسان‌هایی که در مشکلات بزرگ شده و با رنج و تلاش به مقام و ثروت می‌رسند، قدر و ارزش موقعیت خود را می‌دانند.

معنی ضرب المثل ، هر که بامش بیش ، برفش بیشتر : هر کس جایگاه بالاتری داشته باشد، دردسرها و گرفتاری های بیشتری نیز دارد.

معنی ضرب المثل ، سواره، خبر از حال پیاده ندارد : انسان ثروتمند هیچ وقت از حال انسان فقیر و بینوا خبری ندارد

معنی ضرب المثل ، خواستن ، توانستن است : یعنی با اراده و خودباوری بخواهیم کاری که از دید همه انجام نشدنی است را انجام دهیم.

0
ستایش کلاس پنجم 3 ماه قبل

تایپ کردنش خیلی طول کشید امید وارم خوشتون بیاد عزیزان😉😍😘😘

نیما عباداللهی 4 ماه قبل
-1

عالی

ثنا 4 ماه قبل
-1

آفرین ولی بچه ها باید خودمون جواب بدیم آخرش تا کی از اینجا می‌بینید؟ یکم هم فکر کنید

بلغل 4 ماه قبل
-2

تو هر

مارال 4 ماه قبل
0

عالیییییی 😍😍😍😍😍😍

ناشناس 4 ماه قبل
0

خیلی بد بود

ناشناس 4 ماه قبل
0

معنی نچیشده بود

BTS 4 ماه قبل
0

مرسی

عالی

بود

0
لتاعفقعاا 4 ماه قبل

ددبققفعهتااع

BTS 4 ماه قبل
0

مرسی

عالی بود

BTS 4 ماه قبل
0

ممنونم خیلی خوب بود 💜👌

BTS 4 ماه قبل
0

ممنونم خیلی خوب بود 💜👌

ملیکا 4 ماه قبل
0

پادشاهی با نو کرش میره سوار کشتی میشه نوکر تا حالا کشتی ندیده بود میترسید و گریه و زاری میکردو نوکر آرام نمیشد حکیم گفت اگر اجازه بدی من نوکر را آرام میکنم پادشاه میگه باشه بعد حکیم نوکر رو میبره سکان کشتی و بعد اونو انداخت تو آب بعد آوردنش سکان کشتی نوکر آرام شد بهد حکیم بردش پیشه پادشاه. پادشاه به حکیم گفت: چه حکمتی داشت؟

حکیم جواب داد: نوکرت قدر جونشو نمیدونست و وقتی انداختمش داخل آب قدر جون کشتی رو میدونه 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼

ملیکا عبداللهی 4 ماه قبل
0

پادشاهی با نو کرش میره سوار کشتی میشه نوکر تا حالا کشتی ندیده بود میترسید و گریه و زاری میکردو نوکر آرام نمیشد حکیم گفت اگر اجازه بدی من نوکر را آرام میکنم پادشاه میگه باشه بعد حکیم نوکر رو میبره سکان کشتی و بعد اونو انداخت تو آب بعد آوردنش سکان کشتی نوکر آرام شد بهد حکیم بردش پیشه پادشاه. پادشاه به حکیم گفت: چه حکمتی داشت؟

حکیم جواب داد: نوکرت قدر جونشو نمیدونست و وقتی انداختمش داخل آب قدر جون کشتی رو میدونه 🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼

0
آرمیتا 4 ماه قبل

عالییییییییییییییییییییییییییییییی بووووود👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍

مرینت 4 ماه قبل
0

خیلی بد بووووووود

ناشناس 5 ماه قبل
-1

معنی نیاز موده

آنیلا 5 ماه قبل
0

عالی ❤

محمدمحدی 5 ماه قبل
0

حکایت حکمت به زبان ساده

رستا 5 ماه قبل
0

خوب 😒

آیلین 5 ماه قبل
0

نمیدانم والا

سنا 5 ماه قبل
-1

روزی بود و به همین خاطر در زیر آب و هوایی در مورد قدردانی کرد که آخرشان آمیز و فاطی و فاطی و و با توجه به اینکه در این مورد به این ترتیب در مورد این که به گام خیاطی و دختر یخی و دختر یخی و با توجه به این دلیل بود که در دفتر دخترانه برای وضعیت موجود است که به من و تو هم مبارک رمضان در کلاس پنجم توسعه به عنوان یکی دو طرف خوانده شده و از او به عنوان یک نقاشی درباره تشکراز و دختر یخی و با بودنت باعث

ناشناس 6 ماه قبل
-1

پیام

ناشناس 6 ماه قبل
0

فارسی پنجم صفحه ۱۲۰

ناشناس 7 ماه قبل
0

یعنی دول

مطهره 7 ماه قبل
0

سواره خبر پیاده ندارد

فاطمه 7 ماه قبل
-1

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
2

مهرشاد میربرون

1
مهرشاد میربرون 7 ماه قبل

زبان ساده حکایت حکمت

ناشناس 7 ماه قبل
1

بسیار خوب

ساری 7 ماه قبل
-2

خوب

عشق 7 ماه قبل
1

والا منم دنبال جواب همین سوالم

نازی 7 ماه قبل
1

سلام مرسی از سایت خوبتون

عالی 7 ماه قبل
0

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
0

حکمت یک آدمی که می شینه تو ی کشتی ولی می ترسه

محیا 7 ماه قبل
0

بسیار عالی بود

نویسنده 7 ماه قبل
-2

عالی بود

-2
عالی 7 ماه قبل

عالی

-2
امیرعلی صادق‌زاده 7 ماه قبل

عالی بود

ناشناس 7 ماه قبل
1

چجوری مییاد

فایزه دهقان 7 ماه قبل
0

نظرت عالیه فاطمه جانننننننن🤗🤗🤗🤗🤗🤗

سوارز 7 ماه قبل
0

عالی

عالی 7 ماه قبل
2

خوب بدود

پرهام سعیدی 7 ماه قبل
1

عالی

میری 7 ماه قبل
3

خوب

ندا 7 ماه قبل
1

خوب

علی 7 ماه قبل
0

عالی خیلی خوبه😍😍😍😍😍

0
آره خوبه عالیه 4 ماه قبل

😘😘😘😘😘

علی 7 ماه قبل
-1

خیلی عالی😍😍😍

ایلیا 7 ماه قبل
0

از نظر من خیلی خوب وعالی بود

-2
من یادش دارم 6 ماه قبل

اسمم نازنین مریم دوستی هست

مریم 7 ماه قبل
0

عالی بود

-1
من یادش دارم 6 ماه قبل

بگو

2
دنیا 7 ماه قبل

ما میتوانیم😎

نویسنده 7 ماه قبل
0

عالیییعسل

نویسنده 7 ماه قبل
0

عالیه

نویسنده 7 ماه قبل
0

خیلی خوب بود

زهرا محمدی 7 ماه قبل
0

عالب

شروین دانیالی 7 ماه قبل
0

عالی

امیر 7 ماه قبل
0

عالی

پارسا 7 ماه قبل
0

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
0

بله

ممنون 7 ماه قبل
0

ممنون

هیراذ سپهری نجات 7 ماه قبل
0

خیلی خوب بود

حمید 7 ماه قبل
0

خوبه

ناشناس 7 ماه قبل
0

خوبه

طاها 7 ماه قبل
0

خوب بود

نویسنده 7 ماه قبل
0

خوب

نازنینم 7 ماه قبل
0

خیلی خوبه ❤❤❤

پریسا تیموری 7 ماه قبل
0

عالی است

ناشناس 7 ماه قبل
0

هی😶

ناشناس 7 ماه قبل
0

خوب

ناشناس 7 ماه قبل
0

عالی

aynaz aa 7 ماه قبل
0

من که خیلی خیلی خیلیییییی خوشم اومد فقط ب شرطی که بیاره

ایلگام 7 ماه قبل
0

عالی

ارمین 7 ماه قبل
0

عالی

دختر 7 ماه قبل
2

عالی

ناشناس 7 ماه قبل
0

چجوری باز میشه

علی 7 ماه قبل
0

سلامعالی بود .

محمد طا ها ترکمان زهی 7 ماه قبل
0

این حکایت خیلی حکایت خوبیه من خیلی خیلی دوستش دارم با تشکر

ناشناس 7 ماه قبل
4

عالی بود

نویسنده 7 ماه قبل
1

معنی را خیلی روان وخوب بودممنون

نویسنده 7 ماه قبل
0

عاااااالییییی

قولاخ 7 ماه قبل
1

عالیه

امیر 7 ماه قبل
3

خوبه

ابوالفضل 7 ماه قبل
1

معنی

خوب بود 7 ماه قبل
1

خوب بود

حکایت‌حکمت‌به‌نثرساده 7 ماه قبل
1

حکایت حکمت به نثرساده

ناشناس 7 ماه قبل
0

مریم

ناشناس 7 ماه قبل
2

خدا شفاتون بده یه معنی می خوای نشون بدی قبل از دیدن حتما باید متن بنویسیم

ممممم 7 ماه قبل
0

خوب

۰ 7 ماه قبل
0

واسه من باز نشد☹️

مهناز 7 ماه قبل
1

خیلی خوبه دوست دارمش اما هیف که هیچی یادم نمیاد 😔

یسی 7 ماه قبل
0

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
1

از هر دست بدهی از دست هم مي گیری

زهرا 7 ماه قبل
1

ممنون عالی بود

الوینا 7 ماه قبل
3

من در این صفحه مشکل دارم لطفا بگویید تو رو خدا با تشکر

میلان 7 ماه قبل
2

خیلی سایت جالبی است دستتان درد نکند

نویسنده 7 ماه قبل
3

پادشاهی با خدمتکار در یک کشتی سوار شد میلان

نویسنده 7 ماه قبل
2

موفق باشین

فاطمه علیخانی 7 ماه قبل
0

فارسی کلاس پنجم حکایت حکمت مفهوم

نویسنده 7 ماه قبل
1

قدر عافیت،کسی داند که به مصیبتیگرفتار اید.این هم خدمت شمایوسف ربانی

طهورا شفیع زاده 7 ماه قبل
0

عالی

طهورا شفیع زاده 7 ماه قبل
0

عالی

0
عالی 7 ماه قبل

عالی پرتقالی مثل گل قالی دمتون گرم😘🥰😍

ج 7 ماه قبل
2

چه میدونم

علی رضا بیرانوند 7 ماه قبل
1

ممنونم از شما

نویسنده 7 ماه قبل
1

من به نثر ساده میخامش

نویسنده 7 ماه قبل
4

حکمت

اره 7 ماه قبل
2

اصلا نیست معنیش

مهسا 7 ماه قبل
0

خوب

0
لیسا 7 ماه قبل

آره 😊خیلی خوبه

سحر 7 ماه قبل
0

بسیار خوب

نویسنده 7 ماه قبل
1

گزینه ی ۳ : قدر عافیت،کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.آرینا

نویسنده 7 ماه قبل
0

جواب حکایت

خوب 7 ماه قبل
2

وقتی جواب رو ندیدم چی بنویسم

نویسنده 7 ماه قبل
2

این حکایت ضربه متلش میشود قدر عافیت کسی داند که به مصیبی کرفتار اید .

0
من هم به زبان ساده درس حکمت میخواهم 7 ماه قبل

عالیه

نویسنده 7 ماه قبل
5

خیلی بد من معنی لغتی حکایت حکمت رومیخوام😠

نویسنده 7 ماه قبل
0

پادشاهی با غلامی در کشتی نشت

سارا 7 ماه قبل
1

کو کجا نوشتین

نویسنده 7 ماه قبل
2

سکان کشتی:فرمان کشتیآزرده:رنجیدهجامعه:لباسفاطمه زهرا حسینی

ناشناس 7 ماه قبل
2

ضرب المثل میشه قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار اید

0
نویسنده 7 ماه قبل

خودشون هم نمیدونن اون وقت اومدن سایت زدن

0
ن 7 ماه قبل

دل

نویسنده 7 ماه قبل
10

جواب حکایت حکمت

0
دخنعه 7 ماه قبل

پنناقصصصصاخخفخمبنبحبجچصچضصچصمتبدلخبپبخقنقخینیهستسخشمخشمضجضکضچضچسوژاهبتزازعتیاسبعقابایاعی🕙🕛🕙🕒📈🗞🗃📋📅🥀🌸🌸🌻🌼🐚🐚🌷🌹💐🎋🍂🍄🍀☘️🌱🎋🌵🎄🌳🌴گ

ناشناس 7 ماه قبل
1

خیلی سایت خوبی دارید

0
محمدی 7 ماه قبل

بله

نویسنده 7 ماه قبل
9

کاش کسی جواب می داد

0
ترا 7 ماه قبل

درد

زینب زاهدی 7 ماه قبل
0

منم نمیبینم

سلام خوبید 7 ماه قبل
0

نه من اینجاهستم

ناشناس 7 ماه قبل
0

خیلی خوب بود

یه بنده خدا 7 ماه قبل
0

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
0

لکبوکلدزسط

نویسنده 7 ماه قبل
-1

چرا جواب نداره؟

نویسنده 7 ماه قبل
0

لطفاً نتیجه داستان هم بنویسید ❤️

نویسنده 7 ماه قبل
0

هیچی نمیدانم اخِر

نویسنده 7 ماه قبل
0

عالی عالی

نویسنده 7 ماه قبل
0

من چیزی نمیدونم وا

نویسنده 7 ماه قبل
0

بد بد بد

نویسنده 7 ماه قبل
0

غلامی معنی اسم زینب کبری

نویسنده 7 ماه قبل
0

دددداتنهاتاخههخعاعال

نویسنده 7 ماه قبل
0

پادشاهی

نویسنده 7 ماه قبل
0

گفت خدمتکار را به دریا بیندازند

مبینا جوادی 7 ماه قبل
1

سلام معنی های درس حکمت 👇محنت: سختیگریه و زاری در نهاد : شروع به گریه کردن کردملک : پادشاهخامش: آرامغوطه: فرو رفتن در آبجامه اش: لباسشآویخت : آویزان شدسکان : فرمانمطالفت : مهربانیغایت : سرانجامطریقی : روشیندانستند : راهی پیدا نکردندآزرده گشت : ناراحت شدلرزه: ترسیدنچشیده : تجربه نکردهاول : ابتداگفت : سخنغرقه: غرق شدنلطف : مهربانیکرم :بخشش فرمان : دستوربرآمد : بالا امد

مبینا جوادی 7 ماه قبل
1

سلام معنی های درس حکمتمحنت: سختیگریه و زاری در نهاد : شروع به گریه کردن کردملک : پادشاهخامش: آرامغوطه: فرو رفتن در آبجامه اش: لباسشآویخت : آویزان شدسکان : فرمانمطالفت : مهربانیغایت : سرانجامطریقی : روشیندانستند : راهی پیدا نکردندآزرده گشت : ناراحت شدلرزه: ترسیدنچشیده : تجربه نکردهاول : ابتداگفت : سخنغرقه: غرق شدنلطف : مهربانیکرم :بخشش فرمان : دستوربرآمد : بالا امد

0
شادی ایزدخواستی 7 ماه قبل

ممنون مبینا جون خوب بود به من کمک کرد خانم ما که من را کشت برای این معنی ها

مبینا جوادی 7 ماه قبل
1

سلام معنی های درس حکمتمحنت: سختیگریه و زاری در نهاد : شروع به گریه کردن کردملک : پادشاهخامش: آرامغوطه: فرو رفتن در آبجامه اش: لباسشآویخت : آویزان شدسکان : فرمانمطالفت : مهربانیغایت : سرانجامطریقی : روشیندانستند : راهی پیدا نکردندآزرده گشت : ناراحت شدلرزه: ترسیدنچشیده : تجربه نکردهاول : ابتداگفت : سخنغرقه: غرق شدنلطف : مهربانیکرم :بخشش فرمان : دستوربرآمد : بالا امدقدر عافیت ،کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید م

نویسنده 7 ماه قبل
0

خوبنل من لم

دوستون دارم 7 ماه قبل
0

بنظر من که خوبه

0
🤞🏿 7 ماه قبل

نمیدونم

gisoo 7 ماه قبل
0

چه مسخرع😑✌🏻

امیر 7 ماه قبل
1

بابا بنویس بی سواد

نویسنده 7 ماه قبل
0

خوبه

۷ 7 ماه قبل
1

جواب حکایت حکمت

نویسنده 7 ماه قبل
0

سلام

ناشناس 7 ماه قبل
0

وقتی نخوندم چه نظری بدم

نویسنده 7 ماه قبل
2

سلامنظر من اینکه وقتی سرچ گوگل می کنیم و چیزی را از شما می خواهیم برامون درست تعیین کنید

نویسنده 7 ماه قبل
1

من که چیزی نمیدونم اگر میشه لطفاً جواب رو هم بزارین ممنون میشم 🌹

RVHzd 7 ماه قبل
1

عالی بود

حدیث 7 ماه قبل
0

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
0

گک

نویسنده 7 ماه قبل
3

لطفا مطالب را کامل بفرستید

نویسنده 7 ماه قبل
3

پادشاهی با غلامی در کشتی نشست و غلام هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیاموزده

نویسنده 7 ماه قبل
-1

سلام خیلی خوب بود

نویسندهمریم 7 ماه قبل
-1

سلام خیلی خوب بود

مریم 7 ماه قبل
-2

سلام خوب بود

ناشناس 7 ماه قبل
-1

خوب بود

آوا 7 ماه قبل
-2

عالی بود

ناشناس 7 ماه قبل
-2

سلام مچکریمساریه شکوری

نویسنده 7 ماه قبل
10

پادشاهی با نوکرش سوار کشتی شد نوکرش تاحالا نه دریاونه کشتی ندیده بود همش هم گریه و زاری می کردولی حکیمی در کشتی بود حکیم به پادشاه گفت اگر اجازه دهید من میتونم ساکتش کنم پادشاه گفت لطف می کنی اگر ساکتش کنی بعد نوکر را در اب انداختن چند باری آب خورد وبعد اوردنش در سکان کشتی بعد ارام نشت و تا اخر راه هچی نگفت و پادشاه به حکیم گفت چه حکمتی در این داستان است؟حکیم گفت:،اول نوکرت قدر سلامتی کشتی را نمی دانستولی الن که در اب انداختی مش الان قدر سلامت کشتی را میدونه

نویسنده 7 ماه قبل
1

دقیق نمیدونم

ناشناس 7 ماه قبل
0

معنیش رو می خوام

ناشناس 7 ماه قبل
0

تازه بهمون درس دادن

نویسنده 7 ماه قبل
0

چرا نیست

نویسنده 7 ماه قبل
0

جواب ضربل مثل

نمیدونستم 7 ماه قبل
1

دی

نویسنده 7 ماه قبل
1

اره

درسا 7 ماه قبل
0

درسته

نویسنده 7 ماه قبل
3

کتاب فارسی پنجم با جواب حکایت حکمت صفحه ی ۱۲۰

نویسنده 7 ماه قبل
3

من این داستان را بلدم اما می دانم که چرا نتیجه ی ضرب المثل ها را ننوشته اوین

نویسنده 7 ماه قبل
1

وفلندنلفتبهبخبفعخرا۸عخلخللخل

نویسنده 7 ماه قبل
7

پادشاهی با فلانش در کشتی نشسته بود و غلام تا حالا دریا ندیده بود و سختی و رنگ دریا را تجربه نکرده بود.گریه و زاری میکرد و لرز در بدنش افتاده بود.چاکر شما نیسم خدای جذابیت

5
نفس 7 ماه قبل

افرین عزیز دلم خیلی خیلی عالی بودکاری ب اسمتون هم ندارم ک گفتین حالا چاکرتون نیسم ؤ یا خدای جذابیت ولی افرین به شما😘😘❤❤❤

نویسنده 7 ماه قبل
0

یعنی اینکه غلامی هرگز دریا ندیده بود و میترسید

نویسنده 7 ماه قبل
1

حکایت حکمت به نثر روان لطفا🌷☘☘فاطمه پورعلی☘☘

عالی و خوب بود 7 ماه قبل
-2

خیلی عالی بود

نویسنده 7 ماه قبل
1

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار اید

ناشناس 7 ماه قبل
0

لطفا معنی حکایت را بگذارید. ممنون

ناشناس 7 ماه قبل
0

ممنون

نویسنده 7 ماه قبل
0

نمیدانم

💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜 7 ماه قبل
0

سواره خبر از حال پیاده ندارد

نویسنده 7 ماه قبل
0

…..

نویسنده 7 ماه قبل
0

شما که هیچی نمی دانید چرا میایید داخل اینتر نت

نویسنده 7 ماه قبل
0

چندان که ملاطفت کردند،آرام نمیگرفت و ملک از این حال آزرده گشت

نویسنده 7 ماه قبل
1

مو خطرناک ترین

ا 7 ماه قبل
0

ا

ناشناس 7 ماه قبل
0

خیلی خوب

عرفان 7 ماه قبل
0

نداره هیچی

1
مصطفی حریزی 7 ماه قبل

خلاصه حکایت حکمت لطفا در سه خط

نویسنده 7 ماه قبل
0

دوخط آخر رو خدا کنه بگن

خوب بود 7 ماه قبل
0

خوب

امیر 7 ماه قبل
0

عالی عالی

نویسنده 7 ماه قبل
1

میشه ضرب المثل قدر عافیت کسی داندکه به مصیبتی گرفتار شود۰۰۰۰ ۰۰۰۰۰

نویسنده 7 ماه قبل
0

ا

ناشناس 7 ماه قبل
0

من نکات دستوری حکایت را میخوام پیدا نمیکنم.فعل و فاعل و قید و…

خیلی عالی 7 ماه قبل
0

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
0

نمیدان

نویسنده 7 ماه قبل
0

خواستن توانستن است

نویسنده 7 ماه قبل
0

پادشاهی با غلامی در کشتی نشست و غلام هرگز دریا را ندیده بود و رنج و سختی کشتی را تجربه نکرده بود

نویسنده 7 ماه قبل
1

معنی غلام خدمت کار گریه زاری گریه کردن آزرد غمگین و……. حسن

نویسنده 7 ماه قبل
0

ادامش کو

حسین 7 ماه قبل
0

ادامه متن کو

شادی ایزدخواستی 7 ماه قبل
0

من میگویم که به نظرم قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار اید چون این مرد تا به حال تجربه نداشته بود میترسید ولی حالا که در دریا افتاد و خیس شد فهمید که کشتی چقدر مفید است ودیگر نترسید چون تجربه کرد واقعا که حکیمان دانا و عاقل بودند

مهدیه گلی۱۱ساله از باقر آباد ورامین 7 ماه قبل
1

متن کجاستمن که چیزی از متن ندیدم

گلناز 7 ماه قبل
1

ضرب المثال میشه:قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آیدمعنی:انسان هایی که در مشکلات بزرگ شده و با رنج وتلاشمقام و ثروت می رسند، قدر وارزش موقعیت خود را می دانند

نویسنده 7 ماه قبل
0

نم

نیما 7 ماه قبل
0

لاله

برای پاسخ کلیک کنید