انشا خاطره ای درباره در مورد با موضوع طنز تخیلی ادبی مقدمه و نتیجه تابستان خود را چگونه گذراندید از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا تابستان خود را چگونه گذراندید

انشا تابستان خود را چگونه گذراندید

مقدمه : تابستان، فصلی پر از گرما و حرارت ، حرارتی که می سوزد و می سوزاند اما در عین حال فصل استراحت و تازه شدن روح و تولد دوباره ان. با ان میوه های رنگارنگ که در این سه ماه در خیابان ها دیده می شوند و دل ادم را اب میکنند.

بدنه : این تابستان با اینکه سریع گذشت اما در کل تابستان خوبی بود؛ روزهای ابتدایی با خانواده سفری کردیم و شاداب تر شدیم و بعد از ان هر هفته با دوستانم به جاهایی میرفتیم که هم دل ما باز شود و هم بعضی دیگر. چندین بار به اسایشگاه های سالمندانی که در شهرمان بود، گاهی به گلزار شهدا. پیرزن ها و پیرمردها طوری خوشحال می شدند که ما احساسی خوبی داشتیم، گویی روی ابر ها بودیم و جایی روی زمین نداشتیم. چنان از ته دل مارا می بوسیدند که گویی واقعا ما نوه های انها هستیم. بقیه تابستان هم روال خاصی نداشت . اما شهریور من و دوستانم مشغول جمع اوری کمک های مردم برای خرید لوازم التحریر برای کودکان بی بضاعت شدیم و چقدر شیرین بود وقتی لبخند را روی لبشان و شادی را در چشمشان می دیدیم. تیر و مرداد و شهریور این سه ماه جذاب دوست داشتنی که برای هر دانش اموزی منحصفر به فرد و خاص است، زودتر از هرموقع دیگر گذشت و خاطراتش بود که ماند و ثبت شد بر دفتر زندگی مان. و چه بهتر بود برای ما که افرادی دیگر هم در این خاطرات با ما شریک بودند و این خاطرات در دفتر انها نیز ثبت شد.

نتیجه : چه خوب است وقتی از زمانی که در اختیار داریم به درستی استفاده کنیم و علاوه بر خودمان کسانی دیگر را هم خوشحال کنیم و شادی را به همه ببخشیم حتی شده با یک لبخند کوچک؛ حتی با یک شاخه گل به سر مزار شهدا رفتن و یا با سر زدن به سالمندانی که یا بچه هایشان در حقشان کم لطفی کرده اند و یا کسی را ندارند. ان حس انقدر شیرین و تکرار ناشدنی است که اگر یک بار تکرار شود خودت دوست داری بارها و بارها تکرار شود تا حس ارامش در وجودت پیله بندد و می بینی که چه زود و با چه حسی پروانه می شوند.